Сайт joomix.org
مقالات
images/corona_consult.png

 

ترجمه ی : دکتررضا جمالیان

WWW. HYPNOSIRAN. COM

مطالبی درباره ی انسانهای چند شخصیتی [ نیمه ی دوم ]

یا نوعی اختلال تجزیه ای هویت

تاریخچۀ بیماری

یکی از 10 تصویر یا 10 پرتره ای که از لوئی ویوه درکتابانواع  شخصیتها تألیف بورو و بورت چاپ شده است .

* دراساطیر رم باستان ، از ایزدی به نام جانوس که سلطان منطقه ای هم بوده یاد شده که دارای « دو چهره » بوده است . ولی اکثراً تا قرن نوزدهم میلادی افرادی که دراین منطقه علائمی شبیه به حالت او را نشان می دادند ، از طرف مردم

تصور می شد دچار « تسخیر روحی » شده اند .

 

*  یک علاقه ی بسیار شدید به مباحث به اصطلاح روحی ، فرا روان شناسی و هیپنوتیزم درتمام قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با پیدایش مسمر، پوئی سگور و جدالهای فلسفی بر اساس نظریۀ لوک ( LOCK ) پدید آمد و زمینه ی مناسبی را برای بیماریهای غیرمتعارف به وجود آورد .

دراین شرایط درجریان خلسه ی هیپنوتیزمی گاهی پدیده ای شکل می گرفت که به آن ( شخصیت دوم ) نام می نهادند که تنها درشرایط هیپنوتیزم می توانست تجلی و تظاهر پیدا کند . به این ترتیب این حیرت و شگفتی را به وجود آورد که چگونه دو روان می توانند با هم دریک جسم وجود داشته باشند و با هم درکنار یکدیگر زندگی کنند ؟

*  در قرن نوزدهم یک پژوهشگر به نام RIEBER تعداد زیادی از موارد بیماران چند شخصیتی را مطرح کرد که تعداد آنها در مجموع به 100 نفر می رسید . در عده ای از آنها صرع یا اپیلپسی هم مشاهده می شد . بحث دراین زمینه ها تا دوران ما هم ادامه پیدا کرده است .

درقرن نوزدهم یک نوع قبول همگانی پدید آمد که براساس آن احساسهای عاطفی بسیار شدید ممکن است به ایجاد و پیدایش اختلالات دیرپائی بیانجامد که علائم و نشانه های مختلف و متنوعی را به وجود می آورند . تصور می شد که این عکس العملهای تبدیلی حتی در افراد انعطاف پذیر هم می توانست پدید آیند . ولی با تاثیر گذاری بر برخی از افرادی که مبتلی به عدم ثبات عاطفی بودند ـ مانند لوئی ویوه که در13 سالگی با یک افعی روبرو شده بود ــ قضیه می توانست اهمیت و جذّابیت رسانه ای عظیمی پیدا کند .

در مورد این فرد مقالات پزشکی بی شماری منتشر شد و درقرن نوزدهم سوژه ای بود که بیشترین میزان پژوهشها بر روی او صورت گرفته بود!

درفواصل سالهای 1880 تا 1920 درعده زیادی از کنفرانسهای پزشکی ، وقت عده زیادی از جلسات و پانل ها به بحث درمورد تجزیه یا گسستگی روحی می گذشت . دراین فضای مناسب علمی بود که ژان ــ مارتین شارکو این نظریه را مطرح کرد که تجمع شوکهای روانی در یک فرد ممکن است به طیف گسترده ای از شرایط نورولوژیک یا عصبی منجرشوند . یکی از شاگردان یا همکاران شارکو با نام پیرژانه اصول این نظریه را گرفت و با کارکردن و بسط دادن آن درنهایت نظریه ی تجزیه یا گسستگی ذهنی یا روانی را تنظیم و تدوین کرد . یکی از اولین افرادی که توسط او و براساس مطالعات و معیارهای علمی توسط وی تشخیص چند شخصیتی بودن داده شد ، خانمی به نام کلارا نورتون فولر بود که به او نام مستعار کریستین بی چامپ داده شده بود . نورولژیست یا عصب شناس آمریکائی مورتون پرنس در محدوده ی سالهای 1898 تا 1904 بر روی این فرد به تحقیق پرداخت و درنهایت درسال 1906 نتیجه ی تحقیقات خود را دریک کتاب اختصاصی یا مونوگراف با عنوان گسستگی یا تجزیه ی شخصیت منتشر کرد . خانم فولر هم دراین جریان با یکی از همکاران آنالیست یا تجزیه و تحلیل کننده روانی خود ازدواج کرد !

در اوایل قرن بیستم علاقه و توجه به گسستگی و تجزیه ذهنی از یک طرف و مضمون چند شخصیتی بودن به دلایل مختلفی کاهش یا افول پیدا کرد . پس ازمرگ شارکو درسال 1893 عده ای از سوژه ها یا افرادی که توسط او به نام بیماران مبتلی به هیستری معرفی شده بودند، به دروغگوئی و شیادی متهم شدند . در این میان نظریه پردازی ژانه هم که همراه با شارکو صورت گرفته بود ، از اتهام ، لکه دار شدن و از رونق افتادن مصون نماند . دراین میان حتی زیگموند فروید هم عقاید و تاکیدات قبلی خودش را در ارتباط با گسستگی ذهنی و ضربه های دوران کودکی پس گرفت !

در سال 1910 ، اوژن بلولر EUGEN   BLEULER واژه ی اسکیزوفرنی را معرفی کرد و آنرا به عنوان جانشین برای اصطلاح قبلی جنون زودرس پیشنهاد کرد . اگر به ایندکس مدیکوس [ فهرست و خلاصه مقالات پزشکی ] درمحدوده ی سالهای 1903 تا 1978 مــراجعه و خـلاصه ی مقالات آنرا مرور کنیم ، متوجه می شویم که پس از وارد شدن واژه ی اسکیزوفرنی به مجامع و نشریات پزشکی ، کاهش بسیار شدیدی درتعداد گزارشها و مقالات درمورد حالات چند شخصیتی پدید آمد که این کاهش مخصوصاً در آمریکا چشمگیرتر بود . عوامل و علل متعددی درمورد پیدایش فضائی از تردید ، بدبینی و عدم قبول و گسترش آن دخالت داشت . همراه با تقلیل درعلاقه به مطالعه و نگارش مطالبی در زمینه اختلالات چند شخصیتی ، شک و انکارهائی هم در زمینه ی قبول اصالت گسستگی ذهنی هم پدید آمد که هم تحقیقات آزمایشگاهی و هم مطالعات بالینی را شامل می شد .

از سال 1927 به بعد افزایشی در شماره ی بیماران مبتلی به اسکیزوفرنی مشاهده می شد که با همان حدود از کاهش در تعداد گزارش موارد بیماران چند شخصیتی همراه بود و می توان تصور کرد که تعداد زیادی از موارد چند شخصیتی ها به غلط دربین گروه بیماران مبتلی به اسکیزوفرنی قرار داده شده بودند .


درداستان تخیلی دکتر جکیل و مسترهاید به صورت طنزانگیز یا

تمسخرآمیزی به مضمون گسستگی و یــا پیدایش جـــدا شدن

شخصیت اشاره شده که دراین تصویر ، قسمت پائین دو فــرد در

درعکس هنوز گسستگی پیدا نکرده است !

در این زمان با توجه به علاقه ی افراد جامعه به مضمون جذّاب و حیرت انگیز انــسانــهای چند شخصیتی ، داستــانهای تــخیلی و وحشت انگیزی هم در این زمینه منتشر شدند که به علت اقبال و توجه ی مردم ، به فیلمهای سینمائی پرفروشی هم تبدیل گردیدند . برای مثال،  خانم ماری شلی داستان فرانگشتین را تالیف کرد و لوئی استیونسون داستان عجیب و غریب دکتر جکیل و مسترهاید را به علاقمندان بی شمار این موضوعات ارائه داد . در این میان نویسنده ی چیره دست ادگارآلن پو هم چند داستان جذّاب و شگفت انگیز را به این معجون اسرارآمیز اضافه کرد .

درسال 1957 با انتشار کتاب جذّابِ سه چهره حوا و پس از آن ساختن یک فیلم سینمائی براساس آن ، باردیگر تب یا اشتیاق جامعه ی آمریکا به موضوع انسانهای چند شخصیتی افزایش پیدا کرد و ازسال 1970 به بعد باردیگر برخی از روانپزشکان آمریکا اعلام یا ادعا کردند که تشخیص های معقول و برحقی را درمورد بسیاری از موارد این بیماران داده اند .

درفواصل سالهای 1968 تا 1980 به جای عبارت اختلالات هویتی تجزیه ای یا DID ، عبارت نوروز هیستریک از نوع تجزیه ای گفــته می شد . دراین زمان انجمن روانپزشکان آمریکا APA چنین اظهار نظرکرد :  « این امکان وجود دارد که درشرایط تجزیه ی ذهنی ، تغییر درحالت بیمار ، آگاهی او و یا هویت وی پدید آید . دراین شرایط است که ممکن است علائم و نشانه هائی مانند فراموشی ، خوابگردی یا سومنامبولیسم ، گریز یا FUGUE و یا چند شخصیتی بودن پدید آیند . »

کتاب تاثیرگذار سی بل تالیف فلورا ریتا شرایبر درسال 1974 منتشر شد که درآن شرح نحوه ی تشخیص یک مورد از حالت چند شخصیتی به صورت مشروح درمورد خانمی با نام مستعار سی بل دراین کتاب شرح داده شده است .[1] درحدود 6 سال پس از انتشار این کتاب ، موضوع حقانیت و علمی بودنِ تشخیص بیماران چند شخصیتی که مورد قبول و تائید محافل پزشکی قرار گرفته بود ، با عنوان اختلال چند شخصیتی درکتاب تشخیص بیماریهای روانی III DSM چاپ شد . تضادها و اختلافهای زیادی هنوز درمورد چهره های شاخص و مشهور چند شخصیتی از جمله سی بل وجود داشته و هنوز وجود دارند . برخی حتی هنوز بر این باورند و تشخیص بیماری 14 شخصیتی درمورد این فرد را یاتروژنیک یا پزشک زا تلقی می کنند و آنرا نتیجه روشهای تشخیصی و درمانی پزشک درمانگر می دانند . این درحالی است که گروهی دیگر از صاحب نظران روش تشخیصی و درمانی موجود درکتاب سی بل را کاملاً علمی و واقعی تلقی می کنند و پــزشک مــعالج او دکترکرنلیا . ب . ویلبر را تحسین و روش کار او را تائید می کنند .

همانطور که دراین زمان وسایل ارتباط جمعی [ درآمریکا ] ازجمله کتاب ، سریالهای سینمائی ، فیلمهای سینمائی دراین زمینه به تبلیغ و ترویج این موضوع می پرداختند ، بر تعداد موارد تشخیص و معرفی این بیماران هم اضافه می شد . اگر تا سال 1980 درحدود 200 مورد از این بیماری تشخیص داده شده بود ، در فواصل سالهای 1980 تا 1990 درحدود 000/20 مورد از ایـن بیــماری ارائــه داده شد . یک پــژوهشگر به نام ژان آکو سلا گزارش کرده که در محدوده ی سالهای 1985 تا 1995 درحدود 000/40 مورد از این بیماری در نشریات علمی گزارش شده بودند که بیشتر تشخیص ها در آمریکای شمالی به ویژه ایالات متحده داده شده بود .

حتی در سالهای اخیر هم بیشتر موارد تشخیص بیماران چند شخصیتی از کشورهای انگلیسی زبان بوده اند .

ضد و نقیض ها

درمورد تشخیص اختلال شخصیتی تجزیه ای ضد و نقیض های بسیار زیادی وجود دارد . بسیاری از مطالبی که حتی هنوز به صورت نوشته و فیلم تهیه و درجهان منتشر می شوند ، درآمریکای شمالی بوده اند . این مساله یا موضوع آنقدر شدید و چشمگیر بوده که برخی از پژوهشگران این عقیده یا باور را مطرح کرده اند که اگر مضمون چند شخصیتی اصالت و واقعیتی داشته باشد ، محدود و مخصوص به ایالت متحده است ! حتی درخودِ ایالات متحده یک اتفاق نظر و اجماعی در زمینه ی اصالت DID وجود ندارد . درشرایط کنونی هم حجم زیادی از انتشارات ، فیلمها و سریالهای سینمائی یا تلویزیونی در زمینه ی انسانهای چند شخصیتی منتشر می شوند و هم شخصیتهای علمی از جمله روانپزشکان مشهور و با شخصیت درباره این چند شخصیتها مقاله و مطلب می نگارند ! این موضوع تا آن حد بسط پیدا کرده که دو پژوهشگر با نامهای پایپرو مرسکی این بیماری را یک مضمون وابسته به فرهنگ یا CULTUR --  BOUND می دانند که در اغلب موارد پزشک زا بوده و با این وجود معتقدند که علاقه و توجه به این مضمون درحال تقلیل است .

یک ضد و نقیض دیگر درمورد میزان اصالت و حقانیت این مضمون ، نحوه ی تشخیص بیماران چند شخصیتی است که تقریباً با تمام بیماریهای انسانی دیگر متفاوت است . بقیه ی بیماریها مثلاً اختلالات خٌلق و خوی که برای ناظران مـشهود و ملــموس است ، اخــتلالات تجزیه ای معمولاً ذهنی یا سوبژکتیو هستند ، نه اوبژکتیو  به معنی قابل مشاهده بودن و قابل نمایش بودن برای درمانگر و بیمار . ارتباط بین بیماریهای تجزیه ای و بیماری چند شخصیتی خود انبوهی از تضادها و اختلافات را به همراه دارد . در حالیکه روانپزشکان برای تشخیص برخی از بیماریها به تجزیه و تحلیلهای زیادی نیاز دارند ، ولی بیماری DID را با سهولت و سرعت بیشتری تشخیص می دهند یا می پذیرند . این اختلال در تشخیص و طبقه ی این بیماری هم توسط انجمن روانپزشکان آمریکا به وضوح مشهود است . برای مثال :

*  در دومین ویرایش از کتاب DSM ، این بیماری با عنوان اختلال چند شخصیتی معرفی شده است .

*  در ویرایش سوم از این کتاب ، اختلال چند شخصیتی با چهار اختلال تجزیه ای در یک گروه قرار گرفت .

*  در آخرین طبقه بندی بیماریهای روانی DSM – IV – TR ، این بیماری با نام و هویت جدید اختلال هویتی تجزیه ای معرفی شده است .

*  درطبقه بندی ICD – 10 ( طبقه بندی آماری بیماریها و مشکلات بهداشتی مربوطه ) این بیماری بار دیگر با عنوان اختلال چند شخصیتی معرفی شده است .

یک روانپزشک با نام کولین ا . راس اظهار کرده که بر اساس اطلاعاتی که وی آنها را در پرتو آزادی انتقال اطلاعات اعلام می دارد ، یکی از روانپزشکانی است که در یک پروژه ی علمی با نام اختصاری MRULTRA کارمی کنند ، او مدعی است که آنها می توانند از طریق روشها و تکنیکهای گوناگونی به صورت ارادی و دلخواه هر زمان که بخواهند ، اختلال شخصیتی تجزیه ای را درخود ایجاد کنند .

تشخیص اضافی این بیماری در آمریکای شمالی

دریک مرور تحقیقی و آماری ، ژول پاریس ، برای این افزایش ناگهانی شیوع DID در آمریکا 3 علت زیر را معرفی کرده است :

1 ـ    این کار می تواند نتیجه تلقینات درمانگران به افراد تلقین پذیر بوده باشد . بیاد بیاوریم که مشخص شده بسیاری از کسانی که توسط شارکو بیمار و مبتلی به هیستری تشخیص داده می شدند ، افرادی سالم بودند ولی مطابق میل و خواسته ی شارکو عمل می کردند !

2 ـ    روانپزشکانی که درگذشته در تشخیص اختلالات تجزیه ای نا آگاه یا ناتوان بودند ، با آموزشهای جدید به این نوع از بیماریها و تشخیص آنـها علاقه ی بیشتری پیدا کرده اند .

3 ـ    اختلالات تجزیه ای واقعاً افزایش پیدا کرده اند . ولی این افزایش فقط نمایانگر انواع جدیدی از آن بیــماریهای بی ثبــات است که قبلاً « هیستری » نامیده می شدند .

ژول پاریس بر این باور بود که شماره ی (1 ) ، احتمالاً شایعترین علت و عامل این موارد است .

بحث و مجادله های زیادی در مورد صحت این موضوع وجود دارند و اینکه آیا آنها را یک تشخیص بالینی و یا نشانه هائی که تصور می رود به صورت مصنوعی پدید آمده اند معرفی کنند ؟ آیا بیمار به صورت نادرستی مطالبی را ارائه کرده است و یا بیمار به صورت ناخود آگاه دست به کاری در حد توطئه و تبانی زده است ! همینطور در زمینه ی تشخیص آن تضاد عقاید و آرای زیادی وجود دارند .

برخی از افراد شکاک این عقیده را مطرح می سازند که افرادی که به اصطلاح علائم و نشانه های بیماران چند شخصیتی را نشان می دهند ،

ممکن است این مطالب را به صورتی یاد گرفته باشند و برای اهدافی مانند جلب توجه و کسب شهرت و یا دورشدن از یک مجازات یا ضرر و زیان آنها را به کار برده باشند . برای مثال حتی می توان به موضوع کتاب و فیلم سینمائی سی بل اشاره کرد که با انعکاس وسیع رسانه ای ، شهرت و منافع زیادی را برای سازندگانش به وجود آورد .

یک روانپزشک بسیار نامی و مؤلف کتابهای درسی و تخصصی روانپزشکی به نام دکتر هربرت اشپیگل اظهار کرده است که : « ماجرای سی بل به این علت پدید آمده که با قصد و رؤیای روبروئی با یک بیمار چند شخصیتی ، روانپزشک ِ درمانگر، دکتر کرنلیا ویلبر مسیر بیماری یا ناراحتی یک دختر را به این سمت هدایت کرده است . نویسنده در این اثر به شرح و توصیف حالاتی از احساسِ بشری می پردازد که وی درحد تخصصی و واقعیت گرائی با آن آشنائی نداشته است .

یکی از دلایلی که لزوم بازبینی در طبقه بندی این شرایط را مطرح می سازد این است که تـا سال 1946 فقـط 76 بیــمار با تشخیص چند شخصیتی مطرح شده بودند .

شرایط تجزیه ای یک سلسله علائم و نشانه هائی هستند که درجواب به استرسهای بسیار شدید احساسی و هیجانی پدید می آیند . همانطور که می دانیم درشرایط تجزیه ای با اختلالات هیجانی و اختلالات مرزی یا بینابینی شخصیتی هم پیدایش و مشاهده ی این موارد محتمل است .


این مطلب برای اولین بار به صورت پاورقی در نشریۀ وزین پزشکی امروز چاپ شده و با موافقت

دبیر و مدیراجرائی این هفته نامه ی پزشکی دگرباره دراین سایت منتشر می شود .


 

 

 

مؤخره ای از مترجم

آیا این امکان و احتمال وجود دارد که در یک جامعه ی تخصصی در یک کشور بسیار پیشرفته علمی ، روانپزشکان و روانشناسان یک موضوع مبهم و مشکوک را تا این سطح گسترش دهند و به آن دل مشغولی نشان دهند ؟

مسلماً جواب دادن به این پرسش در صلاحیت هیچ فردی لااقل دراین شرایط نیست ، ولی اینکه یک جامعه ی بسیار بزرگ برای برخی از مسائل واقعی و خیالی سریعاً به حرکت بیایند ، در موارد دیگری هم در ارتباط با مباحث سلامتی وجود دارند . برای مثال ، توجه شما را به وقایعی جلب می کنم که درحدود 800 سال پیش درآلمان جمعی با تصور یا توهم گزیده شدن توسط یک رطیل بزرگ و پشمالو در کفارۀ ی گناهان و بزهکاریهای خویش به حرکت آمده بودند . این مطالب در کتابی با عنوان هیپنوتیزم ازحرف تا عمل تألیف والتر ب جیبسون که درحدود 25 سال پیش با ترجمه ی اینجانب توسط انتشارات اسپرک به این صورت چاپ و منتشر شده است ، وجود دارند .

همه گیری های پرهیجان و جنون آسا

« یکی از موارد این نوع ازحوادث که به خوبی ثبت شده ، درسال 1237 میلادی درشهر آلمانی ارفوت دیده شد که درطی آن تعداد زیادی از نوجوانان به صورتی ناگهانی به حرکات بسیار تند و دیوانه واری روی آوردند و به سوی شهر ارنشتات [2] به راه افتادند که درحدود18 کیلومتری جنوب آن منطقه قرار دارد . در این پیاده رویِ جنون آسا و غیرقابل کنترل ، بسیاری از آنان براثر هیجان و فعالیت جسمی شدید و ممتد تلف شدند و برخی از کسانی هم که زنده مانده بود ، هیچگاه سلامتی روحی خود را پس از این همه گیری شوریدگی باز نیافتند .

یک مورد دیگر از این حالات درسال 1278 درشهر اترشت [3] پدیدار گردید که به صورتی ناگهانی صدها نفر دیوانه وار درحالت انجام حرکاتِ تند بدنی موزون از معابر شهر می گذشتند . هیچیک از کوششهایی که برای جلوگیری از آنان یا رویاروئی با آنها انجام گرفت ، مؤثر واقع نشدند . هجوم جمعیتی که درحالت ناخود آگاهی دیوانه وار و جست وخیر کنان به سوی شهرِدیگراز پلی می گذشتند ، بسیار فاجعه آمیز بود . درعبورِ سیل خروشانِ انسانهائی شوریده که از این پل باریک می گذشتند ، تعداد زیادی در رودخانۀ خروشان افتادند و غرق شدند ، درحالی که بقیه به طی طریق ادامه می دادند . شاید این حادثه غرق شدگی در تحلیل نهائی مفید بود ، زیرا اگر تمام این گروه به شهرکهای پر جمعیت نزدیک می رسیدند ،معلوم نبود گسترشِ شوریدگی [4] چه ابعاد و پیامدهایی به بار می آورد .

این پدیده در جولای 1374 هم در اکس لاشاپل [5] که شهردیگری درآلمان است پیدا شد . هزاران نفر از زن و مرد در اوج شـوریـدگی و بی خیالی در خیابانها به رقص مشغول شدند . شدّت حرکات رقص و آوازخوانی آنان واقعاً عجیب و اضطراب آور بود . افراد با چهرۀ برافروخته و دهانِ کف کرده به عربده جوئی و شلنگ اندازی مشغول بودند . عده ای به صورت عادی می رقصیدند و جمعی درحلقه های کوچک چون گردبادیی به دورخود می چرخیدند . بر اثر شدت هیجان و تحرک جسمی ، بسیاری درحالت کولاپس و غش به زمین می افتادند ولی بقیه درحالت پایکوبی و دست افشانی به حرکت خود ادامه می دادند . برخی از افراد بدانگونه تحریک شده بودند که به شدت سر خود را به دیوارهای معابر و تنۀ درختان می کوبیدند . ولی این کارها به جای آنکه آنها را به حالت طبیعی برگرداند ، تنها تورم یا زخم خونریزانی را به بار می آورد . مسئله زمانی ابعاد وسیع تر و خشن تری را پیدا کرد که شایع گردید که روح یا کالبد این افراد توسط دیوان و شیاطین تسخیر شده است ! درکناراین سیل خروشان انسانهای آشفته احوال ، نوازندگان دوره گرد با آهنگهای تندی که می نواختند ، بیشتر به شوریدگی آنها می افزودند و هیجان جمعیت به صورتی متقابل زیادتر و بیشتر نوازندگان را تحریک کرده و به هیجان می آورد و این افراد بدون خستگی یا به هوش آئی از شهری به شهر دیگر و از روستائی به دهکدۀ مجاور می رفتند و در هر محلی عده ای به صورت خودجوش و داوطلبانــه به انبــوه جــمعیت می پیوستند و محل خالی از پا افتادگان را با حضور تازه نفسانۀ خود پر می کردند .

بالاخره جن گیران و طلسم گشایان برای خارج کردن ارواح خبیثه و پلید از بدن این افراد به حرکت در می آمدند و در بسیاری از موارد موفق هم بودند ، یا به زبان علمی امروز، آنها موفق می شدند زنجیره ی این حالت هیپنوتیزمی گروهی یا قومی را بگسلانند ، ولی درموارد دیگر توفیق پیدا نمی کردند . این همه گیری شیدایی به گسترش و انتشار خود ادامه می داد و بالاخره شهرهای بزرگی مثل کلن ، استراسبورگ و متس را هم درکام خود کشید و از آنجا که محدوده های شوریدگی را مرزهای جغرافیائی محدود نمی سازد ، دامنۀ آن به هلند هم گسترش پیدا کرد ! شاهدان عینی گزارش کرده اند که درموقع رسیدن این سیل خروشان ، افراد به سرعت خانه و کاشانۀ خود را رها کرده و حتی آنقدر بی قرار می شدند که دکان خود را نبسته ، مشتاقانه به داخل جمعیت می پریدند و در این سرخوشی جمعی و گروهی شرکت می نمودند . به نظر می رسید که در عالمانه ترین تحلیل ها ، خاطرۀ گنگ و مه آلوده جشنواره های آنچنانی روم قدیم بار دیگر از دل تاریخ و ناخود آگاه جمعی این افراد بیرون آمده و مردم را به خیابانها کشانیده بود . بسیاری از افراد در آغاز برای تماشا یا چشم چرانی به جمع دیگران نزدیک یا وارد می شدند ، ولی پس از مدتی خود آنها هم تحت تاثیر موزیک و رقص تند موجود ازخود بیخود شده و به این گروه می پیوستند و این سیل جمعیت تداوم خود را حفظ کرده و به جریان خود ادامه می داد .

این رقصهای گروهیِ جنون آسا به راحتی می توانند به عنوان یک پدیدۀ هیپنوتیزمی تعبیر و تفسیر شوند ، زیرا هیچ گونه بیماری جسمی واگیر که بتواند به این سرعت گروه عظیمی از افراد را مبتلاکند ، هیچگاه درتاریخ سابقه نداشته و یا حتی توسط خیالپردازترین پزشکان ابداع یا به عنوان توجیه علمی ارائه نشده است . در قدیم برخی از بیماریهای جسمی مثل طاعون و وبا در مدتی کوتاه گسترش پیدا کرده و با تلفات و صدمات خود بلای آسمانی و یا تازیانۀ الهی نام می گرفتند . ولی این تظاهراتِ همراه با رقص ، مطلقاً ساخته و پرداختۀ ذهن بشر تحت تاثیر برخی از تحریکات محیطی و زمینه های فرهنگی بوده اند .

در حدود یک قرن بعد در ایتالیا در نزدیکی شهر تورینو برای بار دیگر چنین جنبش یا حالت روانی واگیری پیدا شد و با شدت و قدرت بارها روش و خاموش می گردید و تا سالیان دراز ادامه پیدا کرد .

*                    *                       *

درقرون وسطی در کشورهای اروپائی به ویژه در خوابگاههای راهبه ها به صورت مکرر همه گیریهای تسخیر روح توسط شیطان و دیوان پدید می آمد که برای خروج شیطان و سایر ارواح پلید و خبیث ، کلیسای کاتولیک کشیش هائی را آموزش داده که مطابق آنچه که در فیلم جن گیر یا EXORCIST آمده ، به خروج شیطان از بدن می پردازند . اینجانب این فیلم را در حدود 35 سال پیش در سینماهای تهران مشاهده کردم که در لحظات حساس ــ مانند فیلم ایرانی خوابگاه دختران ــ جیغ و فریاد برخی از تماشاچیان از تـرس یا هیــجان بلــند می شد ...

چند سال پیش در تعقیب پخش یک برنامه بهداشتی در زمینه ی عوارض سل و اثر واکسن ضد سل یا BCG در کودکان ، چنان ترس و وحشتی در جامعه ی ایران به وجود آمد که کار به دخالت وزارت بهداشت و واردات چند هواپیما واکسن برای انبوه بیماران یا در حقیقت والـدین وحشت زده و به هیجان در آمده گردید .



1 ـ چاپ دوم از ترجمه ای خوب و جذّاب از این کتاب توسط آقای عباس داوری در3000 نسخه درسال 1364 توسط انتشارات کــاج صورت گـرفته و اگــر حافظه ی من اشتباه نکند ــ که هر حافظه ای درمعرض خطا و فراموشی است ــ فیلمی هم براساس داستان این کتاب که بر روی جلد آن تاکید شده که ماجرای این کتاب واقعی است ، تهیه شده بود درایران هم به نمایش درآمده است .    « مترجم »

[2] . ARNSTADT                                  2 . UTRECHT

3 ـ در جریانِ مسابقاتِ جامِ جهانیِ فوتبالِ 1998 درفرانسه ، پس ازبرد یا باختِ برخی از تیمهای ملیِ بعضی از کشورها ، دراین مناطق سیلِ جمعیت شوریده و به شدت تحریک شده به خیابانها می ریخت و درکشورهائی که دولتها نابخردانه نیروهای مسلح را دربرابر آنها قرار دادند ، به هیجان و شوریدگی جمعیت افزودند و درنهایت نتایج تأسف آوری به وجود آمد . ولی هر چند این تظاهرات پس از پیروزیِ تیمِ فوتبالِ ایران بر آمریکا و پیش از آن درمقابلِ استرالیا هم درتمام ایران صورت گرفت ، ولی به علتِ خردمندی و بصیرتِ مقاماتِ انتظامی وعدم دخالت آنها ، درکشورما کمترین حادثه ای به وجود نیامد .  « مترجم »

[5] . AIX _  LA  CHAPELLE

 


با تشکر و سپاس از همراهی شما با وبسایت هیپنوتیزم ایران
همیشه با مطالب جدید در انتظار شما هستیم
من دکتر جمالیان هستم
و بازدید از کارنامه کاری اینجانب که حاصل سالها تحقیق و فعالیت اینجانب در زمینه هیپنوتیزم و روان درمانی می باشد باعث خرسندی است.

برای مشاهده می توانید از منوی وبسایت قسمت معرفی استفاده نمایید.

Jasmine Rose Profile

دکتر رضا جمالیان

با سلام در وبسایت هیپنوتیزم ایران تلاش بر بهبود و ارائه دستاورد های و تجربیات اینجانب در زمینه هیپنوتیزم درمانی و علوم مرتبط شده است.
امیدوارم همیشه همراه ما باشید.
 
создание веб сайтов в Коростене