تلقینات هیپنوتیزمی ممکن است در رویاروئی با تعداد زیادی از مسایل خاص ، از قبیل عادات و حالات اجباری خیلی به بیماران کمک کند .
دخانیات = SMOKING
بر اساس یافته های جدیدی که اعلام می دارند که مصرف دخانیات می تواند برای سلامتی انسانها زیانبار بوده باشند ، بسیاری از افرادی که پیش از این به مصرف دخانیات معتاد شده اند ، به دنبال راهی و روشی هستند که به کمک آن این رشته ی اعتیاد را پاره کنند . انجام اینکار آسان نیست ، زیرا اعتیاد درمصرف دخانیات با بسیاری از راهها و روشهای زندگی پیوند و استحکام پیدا کرده است . برای مثال : به عنوان یک عامل ریلاکس کننده ، برای کاهش اضطراب ، برای مهار عصبانیت و به عنوان یک عامل کمکی برای فائق آمدن بر خجالت در ارتباطات اجتماعی و برقراری دوستی با تعارف سیگار یا زدن فندک . اینها چند نمونه ای بود ، ولی فقط تعدادی از آنهاست . برای برخی از افراد جامعه ، دخانیات در آغاز با تعدادی از نیازهای روانی افراد رابطه برقرار می کند ، ولی به زودی درکالبد فرد مصرف کننده انبوهی از تغییرات و تطابق ها با مصرف دخانیات به وجود می آیند که کوشش برای ترک کردن دخانیات را با علائم و نشانه های محرومیت دردناکی ، مواجه می سازند . بسیاری از افرادی که مصرف دخانیات را رها کرده اند ، پس از ماهها و سالها ممکن است خود را در شرایط روشن کردن یک سیگار بیابند که علت آنرا پیدایش یک مورد خشم و عصبانیت عنوان می کنند . درمانگری که رشته ی اعتیاد فردی را با دخانیات قطع می کند ، پس از آن خود را با بیماری مواجه می بیند که این عادت اجباری او قدرت بیشتری پیدا کرده و با توقف مصرف دخانیات ، اضطراب ، عصبانیت و دردهائی در وی پدید می آیند و در شرایطی که او با زدن پکی به سیگارِ یک دوست ، کوچکترین نشانه ای از برگشت به دخانیات را نشان دهد ، پس از مدت کوتاهی خود را در شرایط شروع مجددی از اعتیاد می یابد .

راههای متعددی برای ترک اعتیاد به دخانیات طراحی شده اند که بیشتر آنها درحوزه ی دوباره شرطی شدن هستند و به این ترتیب کتابهائی که در زمینه ی ترک دخانیات تألیف می شوند ، بیشتر و پرحجم تر شده اند . البته روشهائی که طراحی یا ارائه می شوند ، می توانند آمارهائی از میزان موفقیت را بین 20 % تا 90% تا
مرحله ی توقف اعتیاد گزارش کنند . زمانی که این افراد برای مدتی تحت نظر گرفته شده بودند ، مشخص شد که عده ی بسیار زیادی از این افراد ترک کرده دوباره به مصرف دخانیات روی آورده اند ، از جمله زمانی که درجمع دوستان و یا در فضائی پردود قرار گرفته بودند . در بسیاری از موارد دلیل مهمی که برای شروع مجدد بیان شده ، پیدایش اضطراب بوده است . درمشاهده و مطالعه ی نتایج تحقیقات و روشهائی که برای ترک اعتیاد درمصرف دخانیات تا مرحله ی توقف اعتیاد وجود دارند ، اعداد بزرگی به چشم می خورند که بهتر است درجائی دیگر این نتایج آماری مورد بررسی قرار بگیرند . در اینجا ما فقط از آن گروه از پروژه های تحقیقاتی یاد می کنیم که برای ترک اعتیاد به دخانیات از هیپنوتیزم درمانی استفاده کرده اند و نتایج این روش را موفقیت آمیز اعلام کرده اند .
یکی از مشکلاتی که اغلب درکسانی پدید می آید که به تازگی وابستگی به دخانیات را رها کرده اند ، این است که برخی از معتادان سابق به دخانیات که از « تجدید قوا » با کشیدن پیپ ، قلیانی یا سیگاری محروم شده اند ، شروع به پرخوری کرده و چاق می شوند . مثل موارد دیگر ، زمانی که راه و امکان رسیدن به یک ماده یا شرایط اعتیاد آور مسدود می شود ، فرد به دنبال راه و شرایط دیگری می گردد تا جایگزین و جانشینی برای آن به دست آورد که تا حد زیادی از لحاظ روانی دوری از ماده ی اعتیاد آور قبلی را جبران کند . بنابر این ، ترک سیگار از طریق ارائه تلقینات هیپنوتیزمی بدون توجه به انگیزه یا عوامل بنیادی و ریشه ای آن ، اغلب فقط به یک ترک کوتاه مدت می انجامد . دراین شرایط پس از ترک ، فرد بسیار آماده و تأثیر پذیر است که دوباره به اعتیاد قبلی برگردد ، به ویژه درشرایطی که محرومیت با پیدایش درد و استرس همراه باشد و این فرد سری به محفل اُنس دوستان قدیمی بزند !
اشپیگل به شرح یک روش درمانی یک جلسه ای برای ترک دخانیات می پردازد که پس از هیپنوتیزم کردن سوژه ، از او خواسته می شود که چشمانش را ببندد و بر روی 3 متن اساسی زیر تمرکز کند :
1 ـ برای بدن تو ، دخانیات یک سم است . تو از تعدادی از اجزا [ مانند کالبد ، روان و ... ] تشکیل شده ای . مهمترین این قسمتها ، بدن توست . دخانیات برای تو آنقدر سم نیست ، که برای بدن تو مسموم کننده است .
2 ـ تو نمی توانی بدون بدنت زندگی کنی . بدن تو کارخانه یا تأسیسات بسیار با ارزشی است که فقط در درون آن تو می توانی زندگی را تجربه کنی و ادامه دهی .
3 ـ برای آن میزانی که تو دوست داری که زندگی کنی ، باید به همان اندازه تو به بدنت احترام بگذاری و از آن مراقبت کنی . تو باید از کیفیت پر ارزش بودن و شکننده بودن بدنت آگاهی داشته باشی و در عین حال ، تو باید به خودت به چشم نگهبان و نگهدارنده بدنت نگاه کنی . تو در واقع حافظ و نگهدار بدن خودت هستی . زمانی که تو این حرف را می زنی که باید به بدنمان احترام بگذاریم ، تو این قدرت و توان را درخودت می بینی که دقایقی قبل ، آخرین سیگار در زندگیت را کشیده باشی .
این 3 تلقین بایستی تکرار و تکرار شوند و بر آنها شاخ و برگ بیشتری اضافه و داده شود . پس از آن باید به بیمار خود هیپنوتیزم آموزش داده شود ، به این ترتیب او می تواند در شرایط خلسه تکرار این تلقینات را خودش انجام دهد . اشپیگل گزارش کرده است که در اولین گروه مورد درمان با این روش ، 271 نفر پرسشنامه ای را که در اختیار آنان گذاشته شده بود ، پس از پرکردن پس فرستادند و اعلام کردند که با شش ماه تعقیبِ برنامه ی ترک ، همچنان ترک کرده باقی مانده بودند . در این گروه ، 121 سیگار کش قهار یا سیگار کش با مصرف روزانه زیاد هم از ترک سیگار در 6 ماه گذشته خبر دادند و دراین جمع ، 12 نفر هم اعلام داشتند که به صورت قابل توجهی سیگار کشیدن خود را کم کرده اند .
دِن گرو در راستا یا خط درمانی اشپیگل ، تعدیل رفتاری را هم مورد استفاده قرار داد و تقویت کنندگی عامل و اقداماتی در راستای حساسیت زدائی سیستمیک رامورد توجه قرار داد . روش او این هدف را تعقیب می کرد که میزان اضطراب در « فاصله ی زمانی » بین پیدایش علامتی دلالت کننده به نیاز برای برداشتن یک سیگار و زمان واقعی روشن کردن آن سیگار را کاهش دهد .
1 ـ این قسمت توسط خانم مهندس شیما اسلامی ـ مهندس ماشین آلات کشاورزی ـ با توجه به تحصیلاتِ اضافی وی در رشته ی زبان انگلیسی ترجمه شده و اینجانب به عنوان دائی او ـ تنها ترجمه ی شیوا و دقیق ایشان را از لحاظ یکدست شدن با سایر قسمتهامختصری ویرایش کرده ام . دکتررضا جمالیان
