هال و کرازیل نک از 64 % تا 82 % موفقیت در ترک دادن اعتیاد به سیگار در یک جریان 5 جلسه ای را گزارش کرده اند . ( درجلسه ی اول ، به بحث کلی و مقدماتی برای آشنائی بیشتر و کافی با سیگار و هیپنوتیزم پرداخته می شود بعد در 3 روز متوالی هیپنوتیزم درمانی انجام می گیرد و جلسه ی آخر یک ماه بعد صورت می گیرد . ) این دو هیپنوتیزم درمانگر برجسته این تلقینات را مورد استفاده قرار می دادند :
« در جریان آشنائی های قبلی ، تو متوجه شده ای که ذهن تو به صورت کامل وکلی بر روی بدن تو از جمله ادراکات و احساسهای توکنترل کاملی دارد . ذهن تو این قدرت و توانمندی را دارد که احساس ناراحتی را همانطور که در یک انگشت دردناک تو مسدود می کند ، ذهن تو می تواند درد در تنه ی ترا هم مهار کند ، همانطور که می تواند ناراحتی در پای ترا مهار کند . بنابر این ، ذهن تو دیگر برای ادامه یک عادت زیان بخش ، از طریق احساس احتیاج به کشیدن سیگار احساس نیاز نمی کند و با هر پکی که به سیگار می زند ، صدها یا هزارها ماده ی شیمیائی خطرناک را به داخل ریه یا بدن تو وارد نمی کند . این اعتیاد و عادت باعث می شود که ریه تو کوشش و سعی فوق العاده ای برای دفع مقداری از این سموم انجام دهد ، در حالیکه در شرایط عادی بدن تو لازم نیست که این عضو حیاتی بدن تو این همه رنج و تعب راتحمل کند . ولی به خاطر کنترل زیادی که ضمیر ناخود آگاه مایل است که بر روی بدن و به خاطر حفاظت از آن صورت دهد ، احساس نیاز برای مصرف این ماده سمی و استمرار این عادت مرگبار با سرعت و به شکلی مشخص کاهش پیدا می کند تا به صفر برسد . در روزهای آینده نه تو برای کشیدن سیگار احساس نیاز می کنی و نه اصلاً سیگار دیگری را می کشی . »

نولاند و فیلد به بازسازی برخی از « روشهای قدیمی » پرداخته اند که در آنها بیشتر تأکید بر تکنیکهائی بود که در آنها نقش درمانگر در حد یک کنترل کننده و تشویق کننده در برنامه کاهش داده شده بودند . در این روش بر روی مرکزیت بیمار هم اشاره شده بود و درمانگر نقش معلم و تقویت کننده ی برنامه را بازی می کرد . در این روشها از کاربرد تلقینات مستقیمی مانند « تو سیگار کشیدن را متوقف می کنی » خودداری شده و درعوض بر روی فواید این برنامه برای بیمار تاکید شده است . بر روی فواید و
نتایج ترک سیگار تأکید فراوانی اعمال می شود و به صورت روشن و دقیقی این منافع بیان می گردند . به این بیماران روشهای ریلاکس شدن و خود هیپنوتیزم آموزش داده می شود . به باور ترتیب دهندگان این برنامه ها ، برای رسیدن به اهداف دلخواه ، رسیدن به خلسه های عمیق لزوم یا فواید چندانی ندارد . به باور آنــــها در مرحله ی ترک بسیار مفید و مؤثر است که فرد سیگاری نوع یا مارک سیگار خود را عوض کند و از سیگاری استفاده کند که کمتر به او لذت می دهد و خیلی کمتر مطابق سلیقه ی اوست .
خیلی سریع و خیلی زیاد سیگار کشیدن از روشهای تولید بیزاری است که توسط متخصصان علوم رفتاری با موفقیت قابل توجهی مورد استفاده قرار گرفته است .
بارکلی ، هاستینگ و جاکسون سه روش را به کار برده اند :
* کشیدن تعداد زیادی سیگار به صورت سریع در یک جلسه
* ارائه تلقینات هیپنوتیزمی به صورت گروهی
* استفاده از یک دارو نما یا پلاسبو که موجبات ترک سریع و فوری سیگار را فراهم می سازد .
تلقینات هیپنوتیزمی که در این گروه مورد استفاده قرار می گرفت ، همان تلقیناتی بود که توسط کرازیل نک و هال طراحی شده بودند . کسانیکه ازروش سیگار کشیدن سریع برای ایجاد بیزاری استفاده کرده بودند ، در آمارگیریهای خودداری از مصرف مجدد دخانیات در مــحدوده های زمانی 6 هفته ای ، 9 هفته ای و 9 ماهه نتایج موفقیت آمیز بهتر و بیشتری را از روشهای دیگر داشتند . در بین کسانیکه سریع دخانیات مصرف می کردند ، موارد بروز استفراغ بیشتر گزارش شده بود .
کروجر[1]و فزلر از کاربرد یک روش هیپنوتیزمی ـ رفتاری برای شرطی شدن در پیدایش بیزاری درمعتادان درمورد مصرف دخانیات استفاده کرده اند . درشرایط خلسه ی هیپنوتیزمی این گونه برای سوژه تلقین می شود که او خود را در شرایطی مـشاهده می کند که « در ورای نقــطه ی ارضای خود از سیگار » به میزان خیلی بیشتری سیگار کشیده ، به طوریکه بدن او باد کرده و شکم او متورم شده است . بر اثر مزه بدی که دخانیات در شرایط مصرف اضافی پدید می آورند ، پس از زدن آخرین پُک به سیگار آخری دچار تهوع و استفراغ شدیدی شده است . ضمناً به این گروه گفته شده بود که در آغاز مصرف دخانیات را درمحل کار یا محل زندگی خود به یک اتاق و درنهایت بر روی یک صندلی محدود کنند . دراین روش شایسته است که درشرایطی که سوژه به صورت موفقیت آمیزی در برابر وسوسه های سیگار کشیدن مقاومت کرد ، خودش را مورد تحسین و تشویق قرار دهد و یا با خرید یک نوشابه ی گازدار[2] و یا یک خوراکی خوشمزه خودش را تشویق کند !
چیک و لکرون به شرح یک مثال خنده دار از تلقینات هیپنوتیزمی می پردازند که ناموفق و بی اثر شده بود . درشرایط خلسه به سوژه تلقین شده بود که از این به بعد ، او طعم دخانیات را مانند طعم روغن کرچک می یابد یا احساس می کند . او برای مدت کوتاهی پس از شنیدن این تلقینات مصرف دخانیات را متوقف کرد ، ولی پس از مدت کوتاهی دوباره از سرگرفت و دریک تماس تلفنی اعلام کرده بود که : « برای من عجیب ترین نوع ارتباط بین یک ماده مهوع و بد بو و یک ماده ی معطر و دوست داشتنی به وجود آورده شده بود و من نسبت به روغن کرچک یک احساس مثبت و علاقه ای را احساس می کنم ! »
آنها همینطور گزارش کرده بودند که درجریان ترک سیگار برای بیماری که به علت ابتلاء به یک شکل وخیم « بیماری برگر » دو عضو خود ـ دست و پا ـ را با جراحی از دست داده بود ، زمانیکه از طریق علائم ایدئوموتور و حرکت انگشت از او پرسیده شد که آیا او مایل است که کشیدن سیگار را ترک کند ، او در سطح ناخود آگاه جواب منفی داده بود . دراین شرایط برنامه ی ترک سیگار با هیپنوتیزم درمانی برای اوکنار گذاشته شده بود[3] .
اشتاین معتقد بود که هر چند بسیاری از متخصصان بالینی بر این باورند که فرد معتاد بایستی به صورت کامل مصرف دخانیات را کنار بگذارد تا از عود اعتیاد و مصرف به اندازه ی گذشته جلوگیری شود ، برخی دیگر بر این عقیده اند که باید تعداد سیگارهای مصرفی را به تدریج کم کرد تا به تعدادی برسد که دیگر برای سلامتی زیان آور نبوده باشد . براساس این دیدگاه ، او به شرح روشی می پردازد که درطی آن سیگارهای بسیار معطر و بسیار ممتازی در اختیار فرد معتاد گذاشته شود ، ولی ازتعداد و میزان مصرف به شکل قابل ملاحظه ای کاسته شود و با رفتارها یا تشریفاتی درهر مرحله از مصرف ، تأخیر زیادی مراعات شود . برای مثال ، او درشرایط خلسه ی هیپنوتیزمی به بیمار چنین مطالبی را می گوید :
« همانطور که تو این سیگار تمیز ، تازه و روشن نشده را در دستت می گیری ، تو می توانی به تمیزی و سفیدی کاغذ آن توجه داشته باشی ـ حالا تو این امکان را پیدا کرده ای که عطر یا بوی خوش توتون روشن نشده را استشمام کنی ـ درایـن شــرایـط تو می توانی جرقه ای را مشاهده کنی و یا شعله ی لرزانی از یک فندک را ببینی و غرق مشاهده ی رقص شعله ی کوچکی شوی که خاطرات شادِ شعله افروزی دوران کودکی ترا دوباره زنده می کنند . »
دراین جریان ، با حداکثر تأخیر و دل مشغولی درمشاهده ی آتش ، سوژه بالاخره به صورت واقعی سیگار را روشن می کند . در این زمان سوژه پُکِ کوچکی به سیگار زده ولی از طریق سوراخهای بینی ، ریه ی خود را با هوای سالم اتاق پر می کند و بعد تمام هوا را از طریق دهان به خارج می فرستد . پیش از اینکه بیمار از شرایط خلسه خارج شود ، به او تلقین می شود که او از این پس در شرایط زندگی عادی هم به همین صورت عمل می کند .
1 ـ درکتاب ترک سیگار با هیپنوتیزم تألیف لسلی لکرون که در 182 صفحه توسط انتشارات کیهان چاپ و منتشر شده ، برروی ایجاد روش بیزاری تأکید شده است . این کتاب توسط دکتر رضا جمالیان ترجمه شده است .
3 ـ دردوران تحصیل و کارآموزی در بیمارستان 1000 تختخوابی سابق ، بارها در جریان کنفرانسهای پزشکی تصویر بیماری را نسل ما دیده که با وجود قطع چهار دست و پای او به علت این بیماری عروقی که کشیدن سیگار درتشدید آن نقش بسیارمهمی دارد ، بیمار درحالیکه سیگاری را که کسی روشن و برلبش گذاشته بود ، با شادی و خنده سیگار می کشید و با درد آن هنرنمائی می کرد ! « مترجم »
