این روش و نگرش ، به صورت عقلی و منطقی کاملاً متضاد با نظریاتی است که توسط کروجر و فزلر بیان شده بود و در آن بر این نکته تأکید شده بود که به هیچ صورتی نباید تأکید و وابستگی مثبت در رفتارهای مرتبط با مصرف سیگار به وجود آید . برای رسیدن بــه یک نتیجه گیری که برحقایق عملی متکی باشد ، یک سلسله تحقیقات مقایسه ای دراین محدوده لازم است که به عمل بیایند .

خانم هلن واتکینس به شرح یک روش ترک دخانیات به صورت انفرادی پرداخته که شامل 5 جلسه ی هفتگی است . او گزارش کرده که با این روش 78 درصد از معتادان سیگار را ترک کردند و تا 6 ماه 67 % هنوز ترک کرده باقی مانده بودند . در آغاز درمان ، او شرح حال کاملی را از بیمار می گیرد که درآن علت یا علل شروع مصرف دخانیات ، دلایل او برای ترک و احساسهائی که او با مصرف دخانیات پیدا می کرده است ، منعکس شده بود . با توجه به انگیزه های بیمار برای ترک ، 3 متن برای ارائه در 3 جلسه ی هیپنوتیزم و 2 تصویر هیپنوتیزمی برای هر جلسه طراحی می شود . واضح است که درشرایط برقراری دوره ی درمان انفرادی ، کوشش می شد که متون و تصاویر با ویژگیهای بیمار و نیازهای وی تطابق داشته باشد . برای شروع درمان ، یک روش با تمرکز + ریلاکس شدن مورد استفاده قرار می گیرد و متن انتخاب شده درجلسه ی اول و متون به همراه تصاویر هیپنوتیزمی درجلسات دوم و سوم مورد استفاده قرار می گرفت . درسطور زیر ، نحوه ی استفاده از
متن و تصویر در مورد یک بیمار ارائه می شود :
1 ـ تلقینات ریلاکس شدن : تو به من گفتی که کشیدن سیگار اعصاب ترا آرام می کند . یعنی ( 1 ) اینکه سیگار کشیدن فـرد را آرام می کند و فشار عصبی او را کم می کند . ولی در حقیقت آنچه که سیگار کشیدن به بار می آورد این است ( 2 ) برای تو نفس تنگی به بار می آورد و دهان ترا خشک می کند .
کشیدن یک سیگار ممکن است به این علت آرامش بخش بوده باشد که تو کار خود را متوقف می کنی تا به یک سیگار دسترسی پیدا کنی . یک عدد سیگار را از قوطی آن خارج می کنی ، سیگار را روشن می کنی و یک پُک عمیق به سیگار می زنی . این تشریفات موجبات پیدایش یک لحظه ی آرامش و عاری از تنش را برای تو فراهم می سازد . ولی راههای دیگری هم وجود دارند که از آن مسیرها هم می توان به لحظاتی از آرامش رسید . من حالا راه دیگری را به تو نشان می دهم که از آن طریق می توانی به همان آثار آرامش بخش برسی . یک نفس عمیق بکش ، بگذار که این هوای بازدمی به آهستگی از ریه های تو خارج شود و همگام با آن واژه ی آرامش را در ذهن و فکر خودت و خطاب به خودت بیان کن .
2 ـ تلقینات برای موفقیت : تو به من گفتی که دوست داری که یک احساس پیروزی و موفقیت در ارتباط با عادت خود در سیگار کشیدن پیدا کنی ـ یک احساس قدرتِ اراده و توان مهار خویشتن ـ این احساس که بر یک عادتِ زیانبار و ویرانگر غلبه کرده ای . این احساسها را از طریق انجام کارهای زیر می توانی به دست آوری : گاهگاهی قوطی سیگار را از جیب یا کیفت خارج کن و بدون اینکه سیگاری از آن برداری ، دوباره آنرا به جای اولش بگذار . با این کار ، احساس موفقیت و خویشتن داری به تو دست می دهد . در این وضعیت تو به این احساس می رسی که به اندازه ی کافی نیرومند و با اراده هستی . با تکرار این عمل ، تو یک پیروزی را بعد از پیروزی دیگر به دست می آوری . درشرایطی که تو این کارها را انجام می دهی ، به سیگار محکم « نه » بگو . با استمراراین کارها تو به تدریج هم در دنیای حقیقت و هم درعالم خیال موفقیتهای پشت سر هم را تجربه می کنی تا به پیروزی نهائی برسی ـ موفقیت درمقابله با اعتیاد به دخانیات [ از بیرون آوردن قوطی سیگار از جیب و دوباره نهادن آن در جیب یاکیف ، بدون اینکه سیگاری از آن برداشته و کشیده شود ، دقیقاً درمسیر نظریه های تعدیل رفتاری جدید است . ]
3 ـ آثار ضد عصبانیت سیگار : تو به من گفتی که برای این سیگار می کشی تا یک سرپوش بر روی عصبانیت خودت بگذاری . به این ترتیب تو سیگار را به عنوان یکی از راههائی معرفی کردی که من و تو برای مقابله با خشم و عصبانیت می شناسیم . تو می دانی که ممکن است با کشیدن سیگار عصبانیت را سرو سامان بدهیم ، ولی هرگز نمی توانیم مشکل بنیادی آنرا حل کنیم . اگر شما از دست فردی عصبانی هستید ، شایسته است که به صورت سازنده ای این موضوع را مطرح کنید . هیچ فردی کشیدن سیگار را یک راه منطقی و اساسی برای مقابله با عصبانیت و علل ایجاد کننده ی آن نمی داند . اگر نمی توانید به آن صورت با مشکل یا معضل عصبانیت مقایسه کنید ، می توانید به راههای زیر متوسل شوید :
* ورزش کردن
* زدن ضربه هائی به متکا یا کیسه بُکس
* به صورت واقعی یا خیالی توپی مانند توپ تنیس را درمیان مشت خودتان فشار دهید
* خمیرهائی وجود دارند که شما می توانید آنها را به هر شکلی در آورید و بعد آنها را به نشانه ی خشم و نفرت خرد کنید . این کار را آنقدر ادامه دهید که دیگر دستان شما نیروئی برای ادامه ی کار نداشته باشند .
4 ـ محاسبه ی قیمت سیگار کشیدن : قیمت سیگار درحدود یک دلار برای هر بسته است . تو به من گفتی که تا روزی 2 بسته سیگار می کشی . بنابر این تو هر روز 2 دلار برای کشیدن سیگار خرج می کنی . اگر این عدد 2 را در عدد 7 ضرب کنیم ، عدد 14 به دست می آید واگر عدد 2 را در عدد 365 ضرب کنیم ، عدد 730 حاصل می شود که میزان خرج سالیانه ی تو برای سیگار کشیدن است . راستی برای چی ؟ برای تسلیم شدن به یک اعتیاد ، اعتیادی که موجبات بیماری و ناتوانی را برای تـو فـراهم می کند . آیا می دانی که با سالی 730 دلار تا چه اندازه چیزهای دیگر می توانی بخری . می توانی وسایل و ابزارهائی بخری که موجبات شادی و تندرستی ترا فراهم می سازند ؟ می دانی که اگر از یک فروشگاه قیمت کنی ، می توانی تا چه اندازه وسایل و ابزار با این پول تهیه کنی ؟ اگر این پول را چند سال جمع کنی ، می دانی چه اندازه می شود و قدرت خرید آن تا چه پایه ای افزایش پیدا می کند ؟ تصور کن که به اندازه ی 2 یا 3 سال از یک فروشگاه بزرگ خرید کرده ای ؟ چه استفاده ها و لذتهائی تو می توانی از این لوازم ببری؟ فکرکن که با 2 یا 3 سال پول سیگار کشیدن چه چیزهائی می توانی بخری و چه استفاده هائی از آنها می توانی ببری ؟
[ درمانگر برای میان مدت درصورت ترک سیگار به مراجعه کننده انگیزه می دهد . ] راستی اگر هر روز به صورت اسکناس یا سکه روزی 2 دلار خرج سیگار کشیدن را در یک گلدان بلوری بریزی ، چه منظره و چه معنا و مفهومی پیدا می کند ؟ با نگاه کردن به آن چه احساسی به تو دست می دهد ؟
5 ـ تصور روزی که شما دیگر معتاد به دخانیات نیستید ! روز معتاد نبودن ! تصور کنید روزی آمده که شما دیـگر دخـانیـات مـصرف نمی کنید . لحظاتی که در جلوی ساختمان محل کار یا اقامت خودتان به جای اینکه دود را به ریه هایتان بفرستید ، هوای پاک را به اعماق ریه هایتان می فرستید . پاکی هوا و حرارت مطبوع خورشید را احساس می کنید . امروز صبح که با نیت و امید سیگاری نبودن از خواب بیدار شدید ، در ارتباط با خودت و دنیای اطراف خودت احساس بهتری داشتی . تو دوست داری زندگی و کالبد خودت را اداره و مدیریت کنی ، نه اینکه برده و شکار اعتیاد بوده باشی . تو در شرایط کنترل هستی ، کنترل خودت نه کنترل دخانیات . امروز تو احساس انرژی بیشتری می کنی .گلوی تو تازه تر به نظر می آید و تو اطمینان داری که امروز ریه های تو خیلی از دیروز پاک تر است . امروز خودت را پرانرژی تر و پاک تر از روزهای پیش احساس می کنی و می دانی خودت را از تاثیر ماده ای دور کرده ای که به باور سازمان جهانی بهداشت ، هیچ سم یا ماده ی خطر آفرین واحدی در جهان وجود ندارد که عوارض علیل کننده و مرگ آفرینی بیشتر از سیگار را داشته باشد . حالا دریک فضای بسیار پاک و سالم قدم بزن ، درشرایطی که من برای مدتی ساکت باقی می مانم .
نکات دیگری وجود دارند که شایسته است به آنها هم توجه شود . لحظات کوتاه فراغت یا تعطیلی کار BREAK و روشی برای اجتماعی شدن از طریق تعارف سیگار به دیگران و سیگار کشیدن همراه و درکنار دیگران . کارمهم این است که دراین شرایط به شکلی دستها و دهان خودمان را مشغول نگهداریم . تصاویر ذهنی با تجسم بوی بد سیگار ـ همانند بوی صبحگاهی یک جا سیگاری ـ و یـا منظره ی کلاسیک مراجعه ی یک سیگاری به یک متخصص بیماریهای ریه پس از 40 سال سیگاری قهار و پرمصرف بودن و شنیدن نتایج معاینات و آزمایشهای یک پزشک که به او می گوید : « متأسفانه دراین شرایط دیگر من نمی توانم برای تو کاری انجام دهم . من سالها پیش و به صورت مکرربه تو اخطار کرده بودم که باید سیگار کشیدن را ترک کنی . دراین زمان تنها کاری که من می توانم برای تو انجام دهم ، تجویز مسکن هائی با آثار موقتی است . »
در این زمان به بیمار خود هیپنوتیزم آموزش داده می شود و از او خواسته می شود که در دو هفته ی آینده از تلقینات کلامی و تصویر پردازیهای ذهنی استفاده کند . یک قسمت بسیار مهم دراین برنامه این است که از پایان هفته ی دوم ، پزشک از بیمار بخواهد که هر روز به او تلقین کند و نتایج مثبت یا منفی درمان را بر روی خودش به او گزارش کند . درجریان شنیدن نتایج این گزارشها نه تشویقی انجام می گیرد و نه توبیخی صورت می گیرد ، بلکه تنها موضوعِ دریافتِ گزارش انجام می شود . ولی اگر بیمار تلفن نکرد ، درمانگر بایستی روز دیگر به او تلفن کند . واتکینس ها گزارش کرده اند که : بیشترین میزان اشکال در توقف کشیدن سیگار در افرادی است که از کشیدن سیگار به عنوان سرپوشی برای احساس عصبانیت استفاده می کنند .
« ساندرز » به شرح روش جذّاب و گیرائی می پردازد که درطی آن یک هیپنوتیزم گروهی انجام می دهد و پس از اینکه این پرسش را مطرح می سازد که شما چه دلایلی برای ترک سیگار دارید ؟ سپس با روش سیر پیشرونده در زمان آنها را به روز یا روزهائی می برد که دیگر آنها کشیدن سیگار را ترک کرده اند . هیپنوتیست دراین شرایط کوشش می کند تا افراد سیگاری تصویرپردازیهای ذهنی و رویاهائی که در زمینه معتاد نبودن در ذهن دارند ، احساس کنند . پس از این جلسه ی گروهی ، از بیماران خواسته می شود که از طریق خود هیپنوتیزم این برنامه ها را تکرار کنند . ساندرز گزارش کرده که پس از 4 جلسه ، معادل 84 % از افراد سیگاری ، اعتیاد خود را ترک کرده بودند و از این جمع 68 % پس از 10 ماه هنوز ترک کرده باقی مانده بودند .
