الکلیسم = ALCOHOLISM

الکلیسم ، اعتیاد به مصرف اجباری و مستمر نوشابه های الکی است که نرسیدن الکل به این افراد معتاد ، برعکس اعتیادهای دیگر ممکن است حتی منجر به مرگ معتاد بشود . تاکنون روشهای درمانی پراعتباری با دعاوی درمانی بالا برای معالجه ی آن ارائه نشده است . شاید نتایج درمانی محدود هم درمورد افراد معتادی بوده که دریک بیمارستان بستری و یا در درمانگاهی تحت درمان بوده اند . از آمار افراد مبتلی به الکلیسم درهیچ کشوری اطلاعات دقیقی دردسترس نیست . رواندرمانی به ندرت در مواردی مؤثر بوده که این اعتیاد به صورت ثانوی و در دنبال بیماریهای هیستریک یا فوبیائی پدید آمده بودند . تعدیل رفتاری به خصوص با روشهای بیزار کننده درمواردی هم که مؤثر بوده ، این تأثیرات مثبت درمانی کوتاه مدت بوده و برای ارزشیابی آثار طویل المدت آن نیاز به انتظار بیشتری است .
بجورخیم معتقد بود که افراد الکلی بسیار هیپنوتیزم پذیر هستند و برای درمان این بیماران هیپنوتیزم درمانی یک روش بسیار پرقدرت و مؤثری است . او گزارش کرده است که حتی در خلسه های سبک هیپنوتیزمی ، درمان الکلیسم با « نتایج عالی » همراه است . او حتی به این نکته ی جالب اشاره کرده که این نتایج درمانی حتی پس از یک جلسه ی درمان به دست می آید . واضح است که او افرادی را برای درمان انتخاب کرده بود ، که انگیزه ی بالائی برای توقف مصرف الکلی داشته اند . یکی از متن هائی که او برای درمان این بیماران به کار
می برد ، چنین بوده است :
« از این به بعد ، تمایل به مصرف الکل درتو از بین می رود و تو موفق می شوی که این مشکل خودت را حل کنی و ترک کرده باقی بمانی . دراین زمان قویترین وبهترین اراده و آرزو برای ترکِ کردنِ مصرف الکل درتو به وجود آمده است و با قدرت بیشتری استمرار پیدا می کند . درآینده تو هرگز حتی اندکی هم از نوشابه های الکلی را نمی نوشی . تو متوجه می شوی که مزه نوشابه های الکلی خیلی بد شده است . تو از این به بعد احساس می کنی که میل به نوشیدن نوشابه های الکلی در وجود تو ناپدید شده است و این تمایل در وجود تو شدت گرفته که به سطح بالاتری از تندرستی برسی . در روزهای آینده تو احساس تندرستی بیشتری را خواهی کرد . تو به تدریج به این احساس می رسی که می توانی مشکلات خودت را به خوبی و به شکلی منطقی حل و فصل کنی . تمام احساسهای امید و انگیزه در وجود تو بیدار می شود و قدرت می گیرد . روز به روز قدرت و انگیزه ی ترک الکل در وجود تو نیرومندتر و میل به نوشیدن نوشابه های الکلی درتو ضعیف تر می شود ، ضعیف و ضعیف تر . »
در یک باور کاملاً متضاد ، کرازیل نک و هال معتقد بودند که از تلقین مستقیم برای از بین رفتن علائم بیماری در افراد الکلی خودداری شود . آنها معتقد بودند که به علت اهمیت موضوع ، مشاوره ، روان درمانی ، گروه درمانی و مشاوره با افراد خانواده هم بایستی به برنامه ی درمانی این بیماران اضافه شود . درمطالب تلقینی بایستی برمضامین ریلاکس بودن ، خـواب عمیق و آرامش بـخش ، احساس راحتـی در روز ، « افزایش قدرت بدنی ، افزایش خود باوری و اعتماد به نفس تکیه شود و این باور و اعتقاد دربیمار به وجود آید که او واقعاً می تواند تغییر پیدا کند و عادات خود را تغییر دهد . » آموزش خود هیپنوتیزم به بیمار ، بایستی اوتشویق شود که چند باردر روز این تلقینات مثبت و سازنده را تکرار کند .
کروجر و فزلر با تأکید بر روی نگرشهای رفتاری ـ ازجمله بیزاری ـ همراه با هیپنوتیزم درمانی تأکید دارند . درشرایط خلسه ی هیپنوتیزمی در این بیماران در زمینه ی دارا بودن بوی بد و طعم نامطبوعِ نوشابه های الکلی اشاره و تاکید می شود . برای انجام این کارها هیپنوتیزم درمانگر بایستی از صحنه پردازیهای زیبا و بدیع استفاده کند . برای مثال می توان یک پــرواز هوائی را تــجسم کرد که در یک منظره ی جالب و با شکوه ، یکی از مسافران یک پیمانه نوشابه ی الکلی می نوشد و پس از مدت کوتاهی دچار استفراغ شدیدی می شود که مسافران با تعجب و نفرت به این منظره می نگرند . درشرایط عادی زندگی هم می توان بیزاری و نفرت به نوشیدن نوشابه های الکلی را القاء کرد . برای مثال ، در آسایشگاههای ترک اعتیاد به الکل ، نوشابه های گرانبها و مجلل الکلی مانند ویسکی به صورت پنهانی با مواد تهوع آور مخلوط و به بیماران داده می شود .
ولبرگ معتقد بود که در مواردی مصرف نوشابه های الکلی به صورت سرگرمی و مشغولیات در می آید که تشریفات انجام آن به ویژه در جوار دوستان که با خنده و شادی القائی مصرف الکل ، جذابیت و فریبندگی زیادی برای فرد معتاد به وجود می آورد همراه می شود که از وابستگی فارماکولوژیک به الکل پرقدرت تر است . با تلقینات هیپنوتیزمی ، ایجاد بیزاری به نوشابه های الکلی به زمان بسیار درازی نیاز دارد ، ولی شرایط جذّاب همراه با جلسات مصرف نوشابه های الکلی را راحت تر می توان به وجود آورد !
شرطی کردن افراد معتاد با صحنه های بیزاری و نفرت ممکن است درکوتاه مدت مؤثر باشد ، ولی در طویل المدت از نقطه نظرهای متعددی زیان آور است و هرگز نباید بدون مقدمه چینی یک اسباب بازی جذّاب و شادی آفرین را از دست کودکی به زور خارج کرد . درتمام این موارد باید به حل و فصل مشکلاتی که فرد را به سوی اعتیاد کشانیده است ، توجه بیشتری معطوف کرد . دراین شرایطِ زورمدارانه بیشتر از اینکه معتاد اعتیاد خود را ترک کند ، رفتن به مطب یا درمانگاه فرد درمانگر را ترک می کند ! درموارد ترک علامتی اعتیاد به الکل ، شخصیت نابالغ و متکی بیمار که تغییری نکرده ، بنابر این این احتمال دارد که او دوباره به اعتیاد به الکل و یا اعتیاد شدیدتر و بدتری برگردد .
دریک مورد من این شانس یا موقعیت را پیدا کردم که یک معتاد به الکل را تنها با روش ایجاد بیزاری درمان کنم . این بیمار نوشیدن الکل را ترک کرد ، ولی به یک اعتیاد بدتر ـ کشیدن چک های بی محل ـ روی آورد ! این فرد بار دیگر برای درمان به من ارجاع شد ، ولی این بار توسط دادگاه بود ! این بیمار از کسانی بود که پیش از اینکه ریشه و بنیان ناراحتیهای او حل شود ، علائم بیماری او برطرف شده بود .
