Сайт joomix.org
مقالات
images/corona_consult.png

 

کاهش وزن =   لاغر شدن = WEIGHT   REDUCTION

یک گزارش پزشکی در پشت گزارش پزشکی دیگر اعلام می دارند :

* هم وطنان ما بیشتر از حد لازم خوراکی می خورند .

* بسیاری از هم وطنان ما چاق شده اند .

* افراد چاق بیشتر درمعرض ابتلاء به بسیاری از بیماریها قرار می گیرند .

* شیوع بیشتر بیماریهای قلبی و فشارخون ، دیابت ، بیماریهای مفصلی و بسیاری از بیماریهای دیگر ، تنها انواعی از عوارض چاقی هستند .

* میزان مرگ و میر در چاقها درمقایسه با افراد معمولی بیشتر است .

* درعصر و دوران ما ، لاغری یک معیار بزرگ و چشمگیر زیبائی و برازندگی به ویژه در بین خانمهاست .

* آرزوی متناسب شدن و متناسب ماندن یکی از بزرگترین دغدغه های افراد اجتماع است که عده زیادی به دنبال آن می روند .

* ارائه خدمات پزشکی ، داروها و وسایل کمکی برای لاغر شدن به یک بازار چند میلیاردی و به سرعت درحال گسترش تبدیل شده است .

دراینجا ما قصد نداریم که خودمان را وارد بحثهای طولانی ، ثابت نشده ، غیرقابل عمل و غالباً متضاد در زمینه ی موزون شدن بکنیم ، کسانی که به خواندن این مطالب علاقه دارند ، می توانند به سادگی انبوهی از کتابها ، مقالات و مطالبی را پیدا کنند که توسط دانشمندانی مانند کلاین ، کولمن ، ویک و سولیوان و دیگران نوشته شده اند و آنها تنها آغاز کننده ی طی این مسیر طولانی و پرترافیک بوده اند .

در میان راهها و روشهای بسیار زیادی که به عنوان وسیله ای برای لاغرتر شدن ارائه شده اند ، هیپنوتیزم درمانی روشی است که کارآئی و تأثیرگذاری خود را به اثبات رسانیده است . تکنیکهای هیپنوتیزمی که برای لاغرشدن وجود داشته و می تــوانند به کــار روند ، درطیف گسترده ای قراردارند که شامل موارد و مراتب زیر می شوند :

* ارائه ی ساده ی تلقینات لفظی برای کاهش اشتها

* رفتار درمانی و ارائه ی تکنیکهائی که درشرایط خلسه ارائه می شوند

* روشهای هیپنوتیزمی ـ تحلیلی

* روشها و نظام نامه هائی براساس حالت ایگو ( یا افزایش اعتماد به نفس )

ساده ترین و بی پیرایه ترین روشهای مقابله با

پرخوری ، تکنیکهای ایجاد بیزاری نسبت به خوردن غذاست . دراین روش در شرایـط خلسه ی هیپنوتیزمی به سوژه یا بیمار تلقین می شود که از این به بعد ، خوردن برخی از مواد غذائی چاق کننده برای او بی مزه ، بد بو و یا بسیار بد طعم خواهند شد . باری ، دراین روش خواسته ی هیپنوتیست ، لذت غذا خوردن را در بیمار به مقابله می طلبد و هر چند عده ای از این روش بهره می برند ، عده ای هم ساده خیلی ادامه ی درمان را رها می کنند . شانس موفقیت دراین روش زمانی زیادتر است که رابطه و حس اعتماد متقابل پرقدرتی بین بیمار و درمانگر وجود داشته باشد و بیمار به درمانگر به چشم یک فرد دانشمند و کاردان نگاه کند . اگر درجریان کاربرد این روش پیشرفتی در درمان مشاهده نشد ، بایستی به دستورالعملی طلائی توجه کرد که در تمام موارد روان درمانی ـ از جمله دراینجا صادق است :

 

« زمانی که فردی درجریان پیشرفتِ درمانی متوقف شد ، و یا درجاتی از شکست پدید آمد و یا درمورد صلاحیت درمان در درمانگر درجاتی ازتردید به وجود آمد ، سعی کنید تا رابطه ی عاطفی و درمانی خود را تقویت کنید . »

یک رابطه درمانی نزدیک و متکی بر احترام متقابل ، « بهترین تکنیکی » است که درمانگر می تواند ارائه دهد .

روشهای بیزار کننده هم با تغییر دادن یا کم ارزش کردن یک حس دراین زمینه مؤثر واقع می شود . از تصویر سازی ذهنی هم می توان در راستای تلقینات لفظی برای کاهش جاذبه برخی از غذاها استفاده کرد و یا اصولاً تمایل به مصرف آنرا از بین برد . این امکان هم وجود دارد که با تلقین حالتی را به وجود آورد که تجسم و تفکر درباره ی غذاهای پرکالری خاصی تهوع برانگیز شوند و یا اصلاً آنها بو و مزه خاصی نداشته باشند . کروجر و فزلر دراین زمینه چنین تلقیناتی را طراحی کرده اند :

« از این زمان به بعد ، هر زمان که تمایل خوردن غذاهائی در تو به وجود بیاید که در رژیم غذائی تو پیش بینی نشده و یا مصرف آنها برای تو منع شده ، بلافاصله تصور احساس توهمی بدترین بوهای تهوع آمیز و نفرت برانگیز در آن غذاها به وجود می آیند که تاکنون تجربه کرده ای ، مانند بوی تخم مرغ گندیده . هر زمان که تمایل به خوردن غذاها ، نوشابه ها و دسرهائی در تو به وجود آید که پرکالری هستند و برای تو منع شده اند ، بلافاصله به صورت ذهنی این بوهای به شدت نفرت انگیز و طعم های تهوع برانگیز را احساس می کنی . »

باری ، شرطی سازی یا شرطی زائی دوباره ی رفتاری نیازی به این ندارد که لزوماً و همیشه بیزار کننده و نفرت آمیز بوده باشند . برای مثال ، در یک گروه درمانی درشرایط هیپنوتیزم ، به مراجعه کنندگان 2 بشقاب پر از دو نوع غذا نشان داده می شود :

* دربشقاب اول ، انواعی از غذاهای پرکالری و چاق کننده قرار گرفته که براساس تلقیناتی که داده شده ، افراد چاق یا شرکت کنندگان در رژیم غذائی پس از مشاهده ی آنها احساس می کنند که هیچگونه تمایلی به خوردن آن ندارند و این بشقاب را پس می زنند .

* سپس بشقاب دیگر درمقابل دید آنها قرار می گیرد که پراز سالادهای خوش رنگ ، خوش بــو و معـطر است که با سبزیجات متنوع ، تکه هائی از میوه های کم کالری و برشهائی از پنیرهای کم چربی تزئین شده اند و در کنار آنها تکه هائی از گوشت کم چربی هم قرار گرفته است . در مقابل این غذای خوشبو ، خوش رنگ و سرشار از ویتامین و پروتئین اشتـهای بیمار باز شده و دهـان او بـه آب می افتد و احساس می کند که چقدر میل دارد از این غذاها بخورد . دراین روشِ خانم هلن واتکینس ، ایجاد بیزاری نسبت به مصرف غذاهای چرب و پرکالری به یک حداقلی کاهش داده شده و درمقابل تمایل به مصرف غذاهای مناسب برای لاغرتر شدن افزایش و تشدید پیدا کرده است . بنابر این احتمال خیلی کمتری وجود دارد که بیماران خوش اشتها به جای حذف رژیم غذائی پرکالری و غذاهای خوشمزه ، رفتن به مطب درمانگر ومراعات رژیم غذائی او را ترک کنند !

یک روش تلقینی غیرمستقیم توسط کروجر و فزلر طراحی و پیشنهاد شده که می تواند یک انگیزه پرقدرت را برای کاهش وزن در افراد چاق به وجود بیاورد . برای انجام این کار از بیمار ـ بخصوص اگر یک خانم بوده باشد ـ خواسته می شود که زیباترین لباسی را که همیشه آرزوی پوشیدن آنرا داشته ، در 2 سایز کوچکتر از اندازه ی بدنش درشرایط کنونی و موجود خریداری کند و آنرا جائی درمقابل دیدگاه خودش مستقر سازد و به صورت مکرر به زمانی فکر کند که لاغرتر شده و دریک موقعیت مهم و ممتاز این لباس بسیار زیبا را پوشیده است . درحقیقت ازهمان لحظه ای که این فرد این لباس زیبا را در 2 سایز کوچکتر خریده ، برای 2 سایز لاغرتر یا برازنده ترشدن تعهد کرده است و انگیزه و اراده ی خود را نشان داده است .

از سایر تلقیناتی که دارای ارزش هستند ، ممکن است این بوده باشد که بیماری خود را درمقابل میز غذای بسیار خوش آب و رنگی مشاهده می کند که بسیاری از این غذاهای خوشمزه برای او مناسب نیستند . مشاهده این غذاها میل شدیدی برای خــوردن آنها را در وی برمی انگیزاند و زمانی که او به طرف غذاها می رود ، ناگهان خبر بسیار خوش و هیجان انگیزی را می شنود که فوراً احساس و تمایل شدید به خوردن هر نوع غذا از بین می رود و او به یک احساس آرامش و قدرت روانی می رسد که دیگر خوردن آن غذاها برای او جاذبه ندارند . این نگرش یا رویکرد که دراین مثال آمده ، درگروه انگیزه های رفتاری قرار می گیرد که کروجر و فزلر با عنوان رفتار درمانی هیپنوتیزمی از آنها یاد می کنند .

رعایت رژیم غذائی به صورت دل انگیز

مان براین باور بود که روشهای دیکتاتور مابانه با تلقیناتی که باعث می شوند که به صورت سریع و پرقدرتی اشتها سرکوب شود و بی اشتهائی عصبی پدید آید ، درطولانی مدت دارای ارزش و اعتبار نیستند . او به بیماران خود در شرایط هیپنوز تلقین می کرد که هرچه بیشتر در شرایط آرامش قرار بگیرند و آماده شوند که از خوردن غذا لذت ببرند . به آنها تلقین می شد که درمقابل بشقاب غذائی قرارگرفته اند که آنرا از هر غذائی بیشتر دوست دارند و به آنها رایحه ای دل انگیز و طعمی بسیار خوب ارائه می دهد . ابتداء از او خواسته می شود که این غذا را استشمام کند و بعد با چشیدن ، از طعم آن لذت ببرد . سپس خیلی آهسته و آرام شروع به خوردن این غذا بکند و لقمه های کوچکی را از این غذا به دهانش بگذارد و آرام آرام هر لقمه را درحدود 2 تا 3 دقیقه بجود . دراین شرایط با زبان غذا را در زمان جویدن درگوشه و کنار دهانش بچرخاند و از طعم و بوی آن لذت ببرد . پس از اینکه او چند لقمه به این صورت می خورد ، احساس می کند که کاملاً سیر و از خوردن غذا ارضاء شده است . برخی از هیپنوتیزم درمانگران دراین شرایط این اصطلاح را به کار می برند : « همان حالتی را پیدا کرده که پس از خوردن غذای شب عید [ در آمریکا شب جشن شکرگزاری ]  به آن وضعیت می رسد . » به این ترتیب خاطره ی یک ارضای کامل دهانی برای بیمار زنده می شود . به نظر می آید که کاربرد این روش تمام امتیازات و منافع شرطی شدن را دارد ، بدون اینکه معایب پیدایش بیزاری را داشته باشد . ازسوی دیگر به نظر می آید که کسانیکه به ایــن صورت رژیم غذائی گرفته اند ، احتمال کمتری دارد که به جایگزین ها ( دخانیات ، مواد مخدّره و ... ) روی آورند ، زیرا نیازهای لذتی و ارضائی آنها مراعات و انجام شده ، نه اینکه از آنها محروم شده باشند .

چیک و لکرون از بیماران خود چنین پرسشهائی را می پرسیدند :

* آیا در زمانی ک احساس می کنی طرد شده ای به پرخوری روی می آوری ؟

* آیا تو با چاق شدن می خواهی خودت را تنبیه یا مجازات کنی ؟

* ...

سپس این درمانگران از طریق علائم حرکات یا بالا آمدن ناخود آگاهانه انگشتان بیمار که حامل روند ناخود آگاهانه جوابگوئی است ، به پاسخ واقعی پرسشهای خود دست پیدا می کردند و براساس آنها یک برنامه ی درمانی و برخی از تلقینات اختصاصی و انفرادی برای هر بیماری را تهیه و اجراء می کردند . دراین شرایط است که ممکن است اطلاع پیدا کنیم که :

* خوراکی دادن نشانه ای از تشکر به خاطر « خوب بودن » گیرنده ی خوراکی است .

* با فردی غذا خوردن و یا به فردی خوراکی دادن ، نشانه ای از عشق و محبت است .

* از دست کسی خوراکی نگرفتن ، می تواند نشانه ی قهر یا عصبانیت بوده باشد .

* چاق شدن یکی از زوجین ، ممکن است نشانه ی کینه ی ناخود آگاهانه به همسر بی توجه ی او بوده باشد .

دریافت علائم ایدئوموتور می تواند یک راه مطمئن و سریع برای دسترسی به دینامیسم های درونی و برخی از تضادهای بنیادی بوده باشند که درنهایت به پیدایش برخی از رفتارهای مرضی منجر می شوند . مقابله با چاقی و پرخوری به صورت علامتی کم نتیجه است ، مگر اینکه انگیزه های عمقی آنها شناخته شوند و تضادهای درونی و ناخود آگاهانه حل شوند . این نوع درمانها درحوزه ی هیپنو آنالیز یا روانکاوی هیپنوتیزمی قرار می گیرند .

یک زن جوان تحت تأثیر یک حالت ایگوی بدخواهانه ( یک حالت چند شخصیتی پوشیده ) با این عقیده خود را چاق نگهداشته شده بود تا این چاقی از نیت بد یک مرد جلوگیری یا محافظت کند . ولی پس از اینکه این واحد درونی مورد قبول و تائید قرار گرفت و با توجیحات جدید به عنوان یک کمک درمانگر درونی شناخته شد ، به سرعت این خانم 80 پاوند ( 37 کیلو ) لاغر شد .

اشپیگل ها برای لاغر کردن به راه و روشی شبیه به آنچه که برای ترک کردن دخانیات طراحی کرده بودند ، روی آوردند . 3 تلقینی که برای این درمان مورد استفاده ی آنها قرار می گرفت ، به این صورت بود :

* پرخوری مانند سمی برای بدن من عمل می کند .

* من برای زنده ماندن به بدنم احتیاج دارم .

* بنابر این ، من باید با احترام به بدنم رفتار کنم .

دراینجا هم آنها بار دیگر به روشی روی آوردند که به آن « نوسازی یا تجدید ساختار » نام می نهادند . دراینجا به صورت دیگری علائم و نشانه های چاقی مورد تعبیر و تفسیر قرار می گرفت تا از ایجاد و استمرار تضاد بین خود =SELF و بدن جلوگیری کند . برای رسیدن به این هدف آنها از میزان زیادی از « آموزش درشرایط خلسه ی هیپنوتیزمی » استفاده کردند تا بتوانند یک درک شناختی را ایجاد کنند و نگرشهای سازنده ی بنیادی آنرا هم پدید آورند . این روش درمانی ممکن است طولانی شود و شامل مطالب نصیحت گونه ای شود که به خطرناک بودن پرخوری و نیاز به مراعات رژیم غذائی درطولانی مدت مربوط می شوند .

تمام روشهائی که برای درمان چاقی مورد استفاده قرار می گیرند ـ از جمله آنهائی که به کمک هیپنوتیزم صورت می گیرند ، از این نارسائی رنج می برند که هر چند با لاغری زیادی همراه هستند ، ولی این روند به نظر می آید که پس از توقف درمان دوباره درشرایطی که بیمار به شرایط عادی زندگی پراسترس خود برمی گردد ، پرخوری و چاقی دوباره شروع می شود . پیدا کردن راهها و روشهائی برای استمرار لاغری و مراعات رژیم غذائی مشکل و معضلی است که با وجود کوششهای فراوان هنوز حل نشده است .

 


با تشکر و سپاس از همراهی شما با وبسایت هیپنوتیزم ایران
همیشه با مطالب جدید در انتظار شما هستیم
من دکتر جمالیان هستم
و بازدید از کارنامه کاری اینجانب که حاصل سالها تحقیق و فعالیت اینجانب در زمینه هیپنوتیزم و روان درمانی می باشد باعث خرسندی است.

برای مشاهده می توانید از منوی وبسایت قسمت معرفی استفاده نمایید.

Jasmine Rose Profile

دکتر رضا جمالیان

با سلام در وبسایت هیپنوتیزم ایران تلاش بر بهبود و ارائه دستاورد های و تجربیات اینجانب در زمینه هیپنوتیزم درمانی و علوم مرتبط شده است.
امیدوارم همیشه همراه ما باشید.
 
создание веб сайтов в Коростене