Сайт joomix.org
مقالات
images/corona_consult.png

دوران هیپنوتیزم مدرن*


در سال 1933 کلارک هول1 ــ یک شخصیت برجسته در حوزۀ روانشناسی تجربی ، اولین کتابی را منتشر کرد که در آن پژوهشهای کنترل شده و عملی در زمینۀ پدیده های هیپنوتیزمی در آن ارائه شده بودند . او و همکارانش بر روی چنین مطالبی توجه و تعمق کرده بودند :

· رابطۀ [تست هیپنوتیزم پذیری] نوسان بدن با هیپنوتیزم پذیری

· نقش سن و سال در هیپنوتیزم پذیری

· رابطۀ هیپنوتیزم پذیری و هوش

· توانایی یا قدرت فرد در افزایش قابلیتهای طبیعی در زمینه های حرکتی و حسی

اینها اولین تحقیقات یا پژوهشهائی بودند که با دقت کنترل شده بودند. تا آن زمان تقریباً تمام اطلاعاتی که دربارۀ هیپنوتیزم جمع آوری و ارائه شده بودند ، در شرایط بالینی و بر اساس انجام مشاهدات بر روی بیماران صورت گرفته بودند. این نوع گزارشها در اساس و نهاد خویش خصلتی ذهنی گرایانه داشتند و در این نوع بررسیها خطاهای آماری فراوان بود. هول اولین فردی بود که به تحقیقات در زمینۀ هیپنوتیزم به عنوان یک حوزۀ تحقیقی قانونی و مشروع در طیف پژوهشهای مدرن علمی ، حقانیت و رسمیت بخشید.

جهان آکادمیک به همان اندازۀ استان پزشکی محافظه کار بوده و هست. هول از سوی روان شناسان آماج انتقادات فراوان قرار گرفت ، زیرا آنان بر این گمان یا باور بودند که هیپنوتیزم در حوزۀ جادوگری است ، نه علوم و فنآوری. هول پیشاهنگ پژوهشهائی بود که روحیۀ تبعیض و بی دقتی آکادمیک را در این حوزه از ریشه ویران و دگرگونه ساخت ، زیرا استوار نامه ای که به این دستگاه تقدیم کرده بود، کاملاً بی عیب و نقص به حساب می آمد. او نوآوریهای بسیار ارزنده ای را در زمینۀ پژوهش و آموزش به هیپنوتیزم ارائه داد ، این از جمله دلایلی بود که بر اساس شایستگی فراوان از سال 1936 به بعد به عنوان پرزیدنت انجمن روانشناسان (APA) به خدمت در این نهاد بزرگ علمی و پژوهشی مشغول گردید2. هول و شاگردانش نقش بزرگی در اعتبار بخشیدن به هیپنوتیزم در میان دانشمندانی که به کــارهای تــجربی می پرداختند داشتند ، همانگونه که برنهایم و شارکو همین نقش را در اصالت و حــقانیت بخشی به هیپنوتیزم در بین صاحبان حرفه های پزشکی داشته اند.

ظهور پر ابهت و پراهمیت میلتون اریکسون به صحنه در سالهای پس از 1930، افزایش قابل ملاحظه ای از پزشکان و روان شناسان به هیپنوتیزم روی آوردند ، زیرا باران سیل آسائی از مقالات با نوآوریها و خلاقیت های ذهنی دکتر میلتون ه. اریکسون بر روی مجلات پزشکی باریدن گرفته بود . ایــن روان پزشک تــعداد بسیاری از روشــهای جدید و بدیع القای خلسه را به خدمت گرفت تا بسیاری از علائم و نشانه های بیماری و ناتوانی را برطرف سازد. او به صورت استاد نوآوری درآمد که توانست هنرمندانه زبان را برای ارتباط با بیمارانش در سطح ناخودآگاه مورد استفاده قرار دهد. اریکسون با این عقیده یا هدف روانکاوان در زمینۀ لزوم بصیرت و شناخت دربارۀ علل اختلالات نوروتیک موافقت نشان نمی داد و آنرا تأئید نمی کرد ، بلکه وی مقاومت بیماران را دور می زد و یا به اصطلاح بای پاس1 می کرد و به این ترتیب و همچنین به عنوان ادیتور یا سردبیر مجلۀ آمریکائی هیپنوتیزم بالینی، شهرت و اعتبار جهانی را کسب کرد. او همینطور به عنوان یک سیمای جنجالی در یک جریان مجادله برانگیز در میان جناحها و جبهه بندیهای متخصصان هیپنوتیزم در سالهای پایانی دهۀ 1950 و سالهای آغازین دهۀ 1960 درآمد که این خود داستان جداگانه ایست که در صفحات بعد به شرح آن خواهیم پرداخت.

واتکینس و مجروحان یا مصدومان موجی1

در طول جنگ جهانی دوم ، این نویسنده [واتکینس] در حالیکه در یک بیمارستان ، یا نقامت خانه2 مشغول به کار بودم ، موقعیتی و فرصتی پیش آمد که بر روی سربازان از جبهه برگشته ، یک برنامه هیپنوتیزم درمانی را انجام دهم . تخلیۀ هیجانی تجربۀ جنگ در تجربیات کرینکر3 و اشپیگل بسیار با ارزش احساس و دریافت شده بود ، ولی آنها در تجربیات خویش ــ مانند بسیاری از روان پزشکان نظامی دیگر ، بر روی استفاده از مواد تأکید و از مواد هوشبری مانند سدیم آمیتال4 و یا سدیم پنتوتال5 برای القای یک حالت تغییر یافته از آگاهی استفاده می کردند که در این شرایط امکان آزاد و آشکار شدن هیجانات فراهم می شد. در آن زمان فقط تعداد اندکی از پزشکان نظامی به استفاده از تکنیکهای هیپنوتیزمی برای درمان نوروزهای جنگی [ که بــه آن در جـنگ جــهانی اول شوک انفجار گفته می شد] روی آورده بودند. بیمارستان وشی در سال 1945 حدود2500 تخت داشت که تمام آنها به مشکلات روان پزشکانه اختصاص یافته بودند.

در این میان ، یک گروهان کامل از بیماران به درمانهای ویژۀ هیپنوتراپی و نارکوسن ته سیس6 اختصاص داده شده بود که این واژه یا اصطلاح جدید، توسط کرینکر و اشپیگل برای انجام این نوع درمانها به کار گرفته شده بود. آزادی های زیادی به این «گروهان درمانهای ویژه» داده شده بود و در پرتو این آزادیها راههای درمانی آزمایشی به تعداد زیاد با روشهای هیپنوآنالیتیک مورد استفاده یا تـجــربه قرار می گرفتند.

دندانپزشکان، اولین رشتۀ پزشکی و هیپنوتیزم

در سالهای نخست پس از پایان جنگ ، یک افزایش بسیار زیاد در دندانپزشکان در فراگیری هیپنوتیزم و استفاده از آن برای انجام خدمات دندانپزشکی به وجود آمد. اضطراب و فوبیا در ارتباط با خدمات دندانپزشکی از دهه های پیش یک کانون بزرگ در عدم مراجعه برای خدمات دندانپزشکی و در صورت مراجعه به مطب ، به علت حرکات هیستریک برخی از آنها ، موجب گرفتاریها و ناراحتیهای فراوان برای دندانپزشک و همکارانش می شد. هیپنوتیزم موفق شده بود که این ناراحتی ها را در انجام خدمات دندانپزشکی از بین ببرد. از سوی دیگر، بیحسی پدید آمده با هیپنوتیزم در مواردی کاملاً درد کارهای دندانپزشکی را از بین می برد و در بسیاری از شرایط دیگر، به عنوان یک مددکار به کمک بیحسی تزریقی یا شیمیائی می آمد. در سال 1952 برجس1 و در سال 1953 هرون2 دو روان شناسی بودند که به بسیاری از دندانپزشکان در ایالت مینه زوتا3 تکنیکهای هیپنوتیزم را آموزش دادند. به این ترتیب هیپنودونسیا4 در این ایالت شکل گرفت و در حدود 300 دندانپزشک از آن ناحیه در زمینه های زیادی در دندانپزشکی از آن استفاده می کردند ، در شرایطی که دندان پزشکان در سایر ایالات حتی نام این وسیلۀ درمانی را نشنیده بودند . در همین زمان بود که یک گروه پیشاهنگ با شرکت و عضویت 25 روان شناس و روان پزشک ، انــجمنی بــرای هیپنوتیزم بالینی و تــجربی5 را در سال 1949 [در آمریکا] بنیان نهادند . اولین پریزیدنت این انجمن جروم .م. شنگ6 بود که یک روان پزشک و پسیکانالیست بود. مجله ای هم در کنار آن به نام نشریه ای برای هیپنوتیزم بالینی و تجربی7 تشکیل شد که ادیتور آن میلتون ه. کلاین8 بود و به وسیلۀ انجمن فوق منتشرمی شد. برای اینکه با فشارهای انتقادی پسیکوآنالیستها ، پزشکان محافظه کار و روان شناسان شاغل در مدارج آکادمیک به صورت پیشگیرانه مقابله شود ، عضویت در این انجمن مخصوصاً بسیار محدود شده بود و برای انجام این کار به شرایط و پیش نیازهای فراوانی نیاز بود. برای مثال ، لازم بود که فرد سالها با هیپنوتیزم و هیپنوتیزم درمانی در حد حرفه ای سر و کار داشته باشد و مقالات یا نظریات برجسته ای را هم در این حوزه منتشر کرده باشد. با توجه به مطالب فوق ، رشد و گسترش این نهاد علمی خیلی به کندی صورت گرفت وپس از حدود 8 سال ، به زحمت اعضای آن به 100 نفر می رسیدند.

جنجال بی اساس بریدی مورفی در زمینۀ تناسخ

در سال 1955 گزارشی توسط یک هیپنوتیست عامی منتشر شد که در آن به صورت پرهیجان و عوام پسندی اظهار شده بود که فردی پس از سیر قهقرائی در زمان با هیپنوتیزم ، شرح داده که وی شکل دوبارۀ تجدید حیات یافتۀ یک خانم جوان ایرلندی به نام بریدی مورفی1 است.

در این گزارش افسانه ای ، او شرح دقیق و مفصلی دربارۀ « زندگی» خویش 150 سال پیش از آن زمان بیان داشته بود که التهاب و هیجان شدیدی در جامعه به وجود آورد ، تا آنجا که یک هیپنوتیست دانشمند و بسیار با اعتبار با نام کلاین در سال 1956 ثابت کرد که هیچگونه اساس و بنیان حقیقی در دعاوی مطرح شده او وجود ندارند. با این وجود ، نشریات بین المللی بسیار مشهور و پرتیراژی مانند تایم ، لایف ، لوک و ... صفحات زیادی را به گزارش این موضوع که از جذّابیت روزنامه نگارانه بسیار بالائی برخوردار بود ، تخصیص دادند2. در نتیجه نه تنها اکثریت بالائی از عامۀ مردم ، بلکه بسیاری از دانشمندان و صاحبان مقامات و مناصب علمی و دانشگاهی هم شیفته آن شدند. با کشیده شدن ماجرای بریدی مورفی به صحنۀ رسانه های همگانی به ویژه بین المللی ، فرصتی برای مخالفان هیپنوتیزم پدید آمد که ناعادلانه و بدون ارتباط با موضوع ، هیپنوتیزم را مورد حمله قرار دهند. به باور آنان ، چنین دعاوی خارق العاده ای تنها توسط هیپنوتیستها و یا در پرتو باورهای آنان است که می توانند پدید آیند. آنان بار دیگر بر این مضمون کهن اشاره می کردند که پیش از این هم مسمر با عملیات شومنی خود، چنین دعاوی بی اساسی را مطرح کرده بود. در این زمان علاقه و انگیزه زیادی برای اشنائی با هیپنوتیزم و استفاده از پدیده ی سیر قهقرائی در زمان پدید آمده بود ، ولی خوشبختانه علوم آنقدر گسترش پیدا کرده بودند که دانشمندان می توانستند تب و التهاب « زندگیهای مکرر» را فروکش کنند و نادرست بودن آنرا متذکر شوند3. به تدریج کذب دعاوی روحی و قدرتهای ماورائی هیپنوتیزم ثابت شد و به این ترتیب فرصتی پیش آمد که عده ای از دانشمندان و شاغلان در رشته های درمانی به یک سلسله بررسیهای علمی روی آورند که هم هیپنوتیزم را بهتر بشناسند و هم موارد استفاده بیشتری از آنرا برای رشته های مختلف پزشکی کشف کنند.

در این زمان میلتون اریکسون یک تیم آموزش دهنده را سازمان دهی کرد که در تمام ایالات سمینارهای 3 روزه ای را برای آموزش هیپنوتیزم به پزشکان ، روان شناسان و دندان پزشکان ترتیب می داد. بسیاری از کسانی که بعدها به هیپنوتیزم و هیپنوتیزم درمانی علاقه پیدا کردند، در آغاز این دوره را می گذراندند. پس از مدتی این افراد تازه وارد به حوزۀ هیپنوتیزم به این احساس نیاز می کردند که به عضویت انجمن برای هیپنوتیزم بالینی و تجربی1 پذیرفته شوند. آنان از اینکه نمی توانستند به عضویت تنها انجمن علمی و بالینی هیپنوتیزم پذیرفته شوند، بسیار ناراحت و دلزده شده بودند.

پس از کوششها و درگیری هائی که برای کاهش استانداردها یا پیش نیازهای ورود به SCEH صورت گرفت و در نهایت ناکام ماند، اریکسون و همکارانش تصمیم گرفتند که یک شبه و به صورت ناگهانی تشکیل انجمن جدیدی را با نام انجمن آمریکائی برای هیپنوتیزم بالینی2 با ASCH را بدهند. با ورود صفهای طولانی از کسانی که دوره های آموزشی 3 روزه را به پایان رسانده بودند ، این انجمن به زودی و به سرعت گسترش پیدا کرد و از ASCEH هم بزرگتر و گسترده تر شد.

در این زمان درگیری های تلخی بین بنیانگزارها یا اولیاء دو نهاد پدید آمد. یک گروه که در نیویورک تشکیل شده بود ، به استاندارد بالای عضویت تأکید می کرد و یک گروه جدید مرکب از پزشکان جوان ، پرانرژی و قدرتمند که وابسته به ASCH بودند و در شیکاگو تمرکز پیدا کرده بودند معتقد بودند که هیپنوتیزم وسیلۀ درمانی بسیار مهم و مفیدی است و شایسته نیست که با این محدودیتها در انحصار افراد اندکی باقی بماند. این جدائی و دو دستگی در سال 1957 پدید آمد و اوضاع در 5 سال بعد از آن به کدورت و تلخی گرائید و طرفین از جذب اعضای برجسته یکدیگر و شماتت طرف مقابل هم خودداری نکردند . مبارزه برای جلب اعضای جدید ، به ویژه آنهائی که در این حوزه اعتبار و منزلتی پیدا کرده بودند ، رونق و شدت زیادی پیدا کرده بود.

در آن دوران ، اعضای SCEH به «کیفیت» بالاتری افتخار می کردند که در آن دوران انجمن آنها کسب کرده بود و همچنین به مجله ای افتخار می کردند که در گذر زمان واقعاً به کیفیت علمی و عملی بیشتری رسیده بود. ASCH با تعداد بسیار زیاد اعضا که با سرعت زیادتری به تعداد اعضای آن افزوده می شد ، از لحاظ مادی وضعیت بهتر و برتری داشت و به علت مدیریت و مهارتهای اجتماعی زیادتر، در سمینارهای آموزشی ، بهتر و بیشتر می توانست اعضای جدید را جذب کند و این رفتار یا ادعا را داشته باشد که در این حوزه نماینده بهتر و با اعتبارتری است .



* برای مطالعه ی شرح مفصل پیدایش و گسترش هیپنوتیزم مدرن در این کشور [آمریکا] به کتــاب « هیپنوتیزم در ایــالات متحده» صفــحات 265-290 نـگارش واتکینس به عنوان فصلی از کتاب «هیپنوتیزم در تمام نقاط دنیا» تألیف ف.ل. مارکوس مراجعه کنید. باقیمانده ی این بخش، خلاصه شده آن گزارش است که با اطلاعات جدید به روز شده است..«یادداشت مؤلف».

1 - CLARK HULL

2 - در نهادهای علمی بزرگ از جمله در طول تاریخ انجمنهای هیپنوتیزم ، انتخاب افرادی به عنوان پرزیدنت یا رئیس مانند اریکسون، کرازیل نک، هاموند، واتکینس، هول و ... بر اساس اجماع و شایستگی برتر بر اساس مدارج تحصیلی، تحقیقات و پژوهشهای انجام داده، اعتبار و ارزش آکادمیک است. انتخاب هیأت مدیره به معنی انتخاب افرادی برای ادارۀ کارهای خدماتی و اداری غیرمعمول و انتخاب این افراد یا مشاغل به صورت استخدام از کادرهای غیرپزشکی ( مدیریتی ـ اداری ... ) صورت می گیرد. در انجمن های هیپنوتیزم بالینی آمریکا چیزی هم به عنوان کلاس که گروه های غیر همگن مانند متخصص روان پزشکی، روان شناسی، دندان پزشک و ... ماما در کنار هم روی صندلیهای دبستانی بنشیند و به درسی که رفرانس آن مشخص نیست گوش دهند نیست، بلکه تمام درسهای تئوری به صورت کتابهای چاپی به داوطلبان داده می شود. مطالب فوق در مقدمه و متن 3 کتاب درسی مرجع در انجمن هیپنوتیزم بالینی آمریکاست که تمام آنها به صورت تألیف و یا از طریق ادیتوری توسط دکتر کوریدون هاموند تألیف شده اند. «مترجم»

1- BY-PASS

1- آنچه که در ایران به برخی از مصدومین جنگ «موجی شدن» به معنا و مفهوم قرار گرفتن در حوزۀ موج انفجار گفته می شود، در کشورهای غربی شوک گلوله توپ SHELL SHOCK گفته می شود.

2- WELCH CONVALESCENT HOSPITAL [IN DAYTON BEACH]. 3- KRINKER

4- SODIUM AMYTAL

5-SODIUM PENTHOTAL

6 - NARCOSYNTESIS معادل و مشابه با نارکوتراپی NARCOTHERAPY تخدیر درمانی. نوعی درمان که در جنگ جهانی دوم برای معالجۀ نوروز جنگ با وسعت مورد استفاده قرار گرفت. تخدیر درمانی به عنوان یک اصطلاح چتری برای پوشش روشهائی مانند NARCOSUGGESTION ، NARCOCATHRSIS و NARCOANALYSIS ، مصاحبه با آمیتال، مصاحبۀ پنتوتال و «سرم حقیقت» به کار رفته است. داروهائی که در دورۀ شکوفائی این روش در دهۀ پنجم و ششم قرن حاضر مورد استفاده قرار گرفته، داروهای خواب آور و آرامش بخش، مثل باربیتورات ها بوده اند که در ورید تزریق می گردیدند. با این روش یادآوری خاطرات و بازگوئی انها تسهیل می شود. بر اساس آنچه که قسمتهای قبلی این فصل بیان شد، حتی از حدود 2000 سال پیش از این روش ، ولی با داروهای قدیمی استفاده می شده است. «مترجم»

1- BURGESS 2- HERON 3- MINNESOTA 4- HYPNODONTIA

5 - THE SOCIETY FOR CLINICAL AND EXPERIMENTAL HYPNOSIS

6 - JEROME M. SCHENCK 7 - JOURNAL FOR CLINICAL AND EXPERIMENTAL HYPNOSIS

8 - MILTON H.KLINE

1- BRIDY MURPHY

2 - در حدود 20 سال پیش گزارش یکصد ساله انجمن تحقیقات روحی انگلستان که در فهرست اعضای آن اسامی دانشمندانی مانند پروفسور پیرژانه، پروفسور شارل ریشه برنده جایزه نوبل، دکتر مسمر و دیگران به چشم می خوردند منتشر شده بود که در آن فصل مفصل و مشبعی به گزارشهای مرتبط با خانم بریدی مورفی اختصاص یافته بود. این کتاب با نام «قدرتهای روانی هیپنوتیزم» قابلیتهای ماورا الطبیعی حالات هیپنوتیزم نگارش یک خانم روزنامه نگار و نویسندۀ پرقدرتی بود که با ترجمۀ اینجانب چند بار توسط انتــشارات لیـوسا تلفن های 66464577 و 66963035 چاپ و تجدید چاپ شده و از علاقه شدید و تاریخی مردم به این موضوعات حکایت دارد. هرچند این مضمون اصالت آکادمیک و علمی ندارد، از لحاظ تاریخی و آئینی از هزاران سال پیش ــ از جمله در آئین مانی ــ طرفدارانی داشته است. « مترجم »

3 - در سالهای اخیر با ترجمۀ کتابهای متعددی از یک روان پزشک انگلیسی ، یک موج و اشتیاق شدید در این زمینه در ایران هم پدید آمده است . «مترجم»

1- THE SOCIETY FOR CLINICAL AND EXPERIMENTAL HYPNOSIS (SCEH )

2- THE AMERICAN SOCIETY FOR CLINICAL HYPNOSIS (ASCH)


با تشکر و سپاس از همراهی شما با وبسایت هیپنوتیزم ایران
همیشه با مطالب جدید در انتظار شما هستیم
من دکتر جمالیان هستم
و بازدید از کارنامه کاری اینجانب که حاصل سالها تحقیق و فعالیت اینجانب در زمینه هیپنوتیزم و روان درمانی می باشد باعث خرسندی است.

برای مشاهده می توانید از منوی وبسایت قسمت معرفی استفاده نمایید.

Jasmine Rose Profile

دکتر رضا جمالیان

با سلام در وبسایت هیپنوتیزم ایران تلاش بر بهبود و ارائه دستاورد های و تجربیات اینجانب در زمینه هیپنوتیزم درمانی و علوم مرتبط شده است.
امیدوارم همیشه همراه ما باشید.
 
создание веб сайтов в Коростене