برونفکنی کالبد اختری
ASTRAL PROJECTION
این عنوان نوعی نامگزاری تفسیر دگرگونه از احساس خروج روح از بدن (OBE) است که در آن استنباط میشود ساختاری به نام کالبد اختری از مجموعه دیگری به نام کالبد مادی جدا یا خارج میشود و میتواند در محیط خارج به سیر و سفر بپردازد. خروج کالبد اختری (یا کوکبی) و سفر آن از این مضمون حکایت میکند که در بدن یک کالبد بسیار شفاف و نیمه مادی (در حد غیرمادی) به نام کالبد اختری (کوکبی یا ستارهای) هم وجود دارد که میتواند مانند شبح از کالبد مادی جدا یا خارج شود و در فضای بین ستارگان سفر کند.

اعتقاد به سفر کالبد اختری از باورهای آئینی ریشه میگیرد که براساس بسیاری از آنها پس از مرگ، روح از بدن جدا و به آسمانها پرواز میکند. آنچه که در این جریان اتفاق میافتد، براساس نوع باور فرد میتواند یک خروج روح از بدن و یا یک خروج کالبد اختری از جسم مادی و صعود این ساختار ظریف و سبک به آسمانها تلقی شود. در این قسمتها احساس خروج از بدن، برونفکنی یا خروج کالبد کوکبی و ادراکات لحظات نزدیک به مرگ تشابهات یا عناصر یکسان زیادی پیدا میکنند.
این پدیدهها یا قسمتهائی از آنها ممکن است در شرایط خواب، رویا، بیداری عادی، در بیماریهای مزمن، در اتاق عمل جراحی، همراه با مصرف برخی از داروها و مواد توهمزا، در شرایط احساس بختک یا فلج خواب و بالاخره در حالت خود هیپنوتیزم طولانی و مدیتیشن احساس شوند.در برخی از موارد بر اثر کنجکاوی، و یا بر اثر اشتغال به کارهائی که با توجه به باورهای آئینی لازم به نظر نمیرسند و یا در جریان انجام برخی از مراسم و مناسک روحی، ممکن است فرد به ادراکاتی برسد که در طی آنها احساس کند که به «عوالم بالاتر» سفر کرده و یا به شرح و تعبیرهای دیگری متوسل شود که ما به همه آنها احساس خروج از بدن میگوئیم. در بسیاری از موارد سوژه ممکن است به این احساس برسد که از بالا و فضا به کالبد خودش که در پائین بیحرکت قرار گرفته نگاه میکند. گاه فرد ممکن است شبح یا ظهوری مشابه خودش را در خارج از بدن خودش مشاهده کند که در منابع و کتابهای روانشناسی و فراروانشناسی آلمانی با اصطلاح DOPPEL GANGER به آن اشاره میشود که تقریباً معادل با واژه رؤیت همزاد یا دیدن مضاعف است. در برخی از گزارشهای جذاب و هیجانانگیز اظهار شده که در یک زمان خاص، فردی در دو محل دور از هم دیده شده است. در سالهای دهه 1960 و 1970 گزارشهای متعدد و متنوعی منتشر شده که در آنها اظهار شده در آمارگیری از گروههای مختلف انسانی، بین 8% تا 50% [در گروههائی خاص] اعلام کردهاند که یکی از انواع تجربیات فوق را داشتهاند. از آنجا که طبیعت و خصلت تمام این موارد براساس گفتههای مصاحبه شونده ثبت شدهاند، نمیتوان در مورد «کالبد اختری» و «عوالم بالاتری» که آنان اظهار میکنند که به آنها سفر کردهاند، اطلاعات دقیقتری کسب کرد. در بسیاری از موارد، غیر از مطالب شفاهی چیز دیگری وجود ندارد که از این گفتهها حمایت کنند.
منابع و مآخذ باورها
این نوع از مطالب به وفور با شرح و بسطهای مفصل و مهیج در کتابها و مقالات جامعهشناسی، قومشناسی، مردمشناسی و بالاخره کتابها و گزارشهای ساحری و شمنگرائی[1] مشاهده میشوند. حتی در کتابهای کلاسیک فلسفی، در اسطورهها و متون آئینی هم به صورتهای متفاوت به این مضمون اشاره شده است.
فلسفه غربی و شاخههای آن
در فلسفه و عرفان کلاسیک در قرون وسطی و مکاتب هرمنتیک یا تفسیری، و در سالهای بعد در فلسفههای جدیدتر به صورت نسبتاً مشابهی برای کالبد انسان سه قسمت زیر تصور میشود:
* کالبد مادی یا کالبد تشریحی
* روح که ساختاری غیرمادی، ناشناخته و رمزآلود دارد.
* کالبد اختری که یک حالت بینابینی میان دو قسمت فوق را دارد. به باور عرفا و فلاسفه غربی، روح زادگاهی بهشتی و نورانی دارد و جسم منشاء و زادگاهی خاکی و زمینی را دارا میباشد و کالبد کوکبی یا اختری ساختاری بین نور و ماده را دارا میباشد. به باور آنان جهان نورانی که بین پردیس یا بهشت و زمین قرار گرفته، از انبوهی از سیارات و ستارهها تشکیل شدهاند که در آنها اجتماعات عظیمی از فرشتگان، اهریمنان و ارواح ساکن هستند.
کالبدهای شفاف یا ارواح آسمانی با ستارگان یا کوکبهای آسمانی که به آنها مربوط میشود، فضاهای عظیمی را در کائنات تشکیل میدهند که بسیار مرموز و پررمز و راز هستند و کالبد کوکبی پس از برونفکنی از کالبد مادی در این فضا مستقر میشود. در فلسفههای افلاطونیان و افلاطونیان جدید، هر فرد یک میکروکوسم[2] یا یک جهان اصغر یا کوچکتر است که در داخل کائنات یا جهان اکبر[3] قرار گرفته است. روح هر فرد شبیه به روح اکبر یا روح بزرگ است. انبوهی از این فضاها یا آسمانها وجود دارند که ارواح آدمیان بسته به میزان درجات و تکاملی که پیدا کردهاند، در آنها مقیم میگردند. در پائین این فضاها یا آسمانها و در کمترین میزان از عزت، منزلت و اعتبار جهان مادی یا طبیعت قرار گرفته است[4].
برخی از فیلسوفان و متخصصین علوم پوشیده[5] مانند الیفاس لوی[6] به این عقاید بسط و ابعاد بیشتری دادند و در طرحها و اشکالی که رسم میکردند، این آسمانها، کرات یا کوکبهای آسمانی و ارواح مستقر در آنها را به نمایش میگذاشتند که با مطالب مطرح شده در آن زمان در دانشگاهها و محافل علمی اروپا پس از دوران پر از جهل و خرافات قرون وسطی بسیار عجیب و دور از ذهن به چشم میخوردند. الیفاس لوی در گسترش عقاید فلسفی در این زمینه نقش زیادی داشت و تحت تأثیر او بسیاری از انجمنهای پررمز و راز و از جمله جلسات و دورههای معروف به ارتباط با ارواح، احضار ارواح و جلسات برونفکنی کالبد کوکبی در این کشورها شکل گرفتند و به علت جذابیت و عامهپسندی فراوان به سایر کشورها هم گسترش پیدا کردند.
نقش تورات
برخی از پژوهشگران بر این باورند که در کتاب مقدس تورات عبارات و روایاتی در زمینه برونفکنی کالبد اختری وجود دارند.
برخی از پژوهشگران نامدار مانند کارینگتون، مولدون، پترسون و ویلیام بر این باورند که کالبد ظریف اختری به کالبد مادی چسبیده و این ارتباط به وسیلهی یک طناب روحی نقرهای تأمین میشود. در یکی از آخرین
بخشهای کتاب تورات[7]، این مطالب یا عبارات به چشم میخورند: «پیش از اینکه طناب نقرهای سست شود و یا روده طلائی ترکیده گردد، و یا سبو در نزدیکی چشمه شکسته شود و یا چرخ چاه در نزدیکی مخزن شکسته گردد.» یک پژوهشگر به نام شرمن[8] معتقد است که مطالب بالا احتمالاً کاملاً به برونفکنی کالبد اختری مربوط نیست، بلکه ممکن است یک متافور و استعارهای باشد که در آن بدن به یک دستگاه و طناب نقرهای به یک فنر تشبیه شده است.
در رقعه یا رساله دوم پُل با نام کورین تیانز[9] وضوح بیشتری در مطالب آن به چشم میخورد و توافق بیشتری در بین پژوهشگران وجود دارد که آن را به مضمون کالبد اختری مربوط سازند. با وجود پیچیدگیها، ابهامات و متن استعارهای متون آئینی، این مطالب با وضوح در آن به چشم میخورند: «من فردی را از دوران انسان کامل
میشناسم. چهارده سال پیش، آیا او در کالبدش بود، من نمیدانم، شاید هم خارج از بدنش، من نمیدانم.
خدا میداند ... این فرد به طبقه سوم از پردیس (باغ آسمانی) برده شد ...» شاید این عبارات زمینهساز یکی از متونی[10] شد که در آن در یک سفر خیالی و استعارهای گویا فردی دیداری از دوزخ و باغ آسمانی داشته و این مطالب زمینهساز تألیف کتاب کمدی الهی تألیف دانته[11] و چند اثر مشابه دیگر[12] گردیده است.
ادبیات عارفانه اسلامی
قسمتی از سیستم یا ساختاری که در اسلام به بحث در زمینه مباحث روحی میپردازد، صوفیگری یا تصوف نامیده میشود. افسانههائی در مورد برخی از بزرگان یا مشایخ صوفیه وجود دارند که آنان در یک زمان واحد در چند مکان دیده شدهاند. در این زمینه صدها گزارش یا داستان وجود دارند. ضمناً این باور موجود است که صوفیان روح خویش را پاک و شفاف میسازند و این کار را از طریق تسلیم محض شدن به رضای خداوند به دست میآورند و خداوند در مقابل قدرتهائی به آنان میدهد که قدرت پرواز تنها یکی از آنهاست.[13]
مصر باستان
مضمونی مانند سفر روح پس از خروج از بدن در بسیاری از آئینها دیده میشود. برای مثال، در تعالیم چین باستان این مطلب وجود داشت که ارواح میتوانند این قابلیت را پیدا کنند که مانند پرندگان در هوا و خارج از کالبد مادی خودشان در [کا KA ] پرواز کنند و این پرواز را با پیکر ظریف و شفاف [کالبد اختری] انجام دهند و به ابدیت و جاودانگی بپیوندند.
چین باستان
کیمیاگران یا کاهنان تائوئیست در سیر و سلوک عارفانه خویش کوشش میکردند که با تنفسهای پرقدرت در جریان مدیتیشن به منابع عظیمی از انرژی در «مروارید وجود خود» دست پیدا کنند که به آنها قدرت و قابلیت پرواز در آسمانها را بدهد.
جیانگ جی ... در حالیکه شکم او مانند طبل متورم میگردید به تنفس پرداخت و پس از مدتی کوتاه بیحرکت شد و هنوز خرناسه میکشید ... پس از مدتی روح ازلی او از تنش خارج گردید و مستقیماً به سالن پذیرائی آسمانی رفت و در آنجا گفت: «ارباب من، من دوباره به درگاه تو آمدم»
... زمانی که توئی ژی در آنجا قدم میزد، با عدهای از بزرگان، یک دائوئیست را دید که بر خاک خوابیده و مانند رعد خرناسه میکشد. در سمت دیگر سالن یک دائوئیست دیگر- کاملاً شبیه او- دیده میشد که به آرامی تنفس میکرد و ترانههای دائوئیستی را میخواند. تمام بزرگانی که در جمع حضور داشتند با شگفتی اظهار داشتند: «هرچند ظاهراً دو نفر در این فضا وجود دارند و دو نفر متفاوت به نظر میآیند، ولی قیافهها و لباسهای آنها کاملاً شبیه به یکدیگر است. مسلماً او یک وجود آسمانی و مقدس است که میتواند کالبد خود را به دو قسمت تقسیم کند و در دو نقطه یا چند مکانِ جدا از هم در فضا قرار بگیرد. در این لحظه دائوئیستی که در گوشهای از تالار بود به حرکت درآمد و دائوئیست دیگر که بر خاک خوابیده بود از خواب برخاست. این دو در یکدیگر ذوب شدند و تبدیل به یک فرد واحد شدند.»
هندوستان
در متون باستانی هند، مفاهیم مشابهی با مضمون برونفکنی کالبد اختری به چشم میخورند. در هندوستان مدرن برخی از دانایان هند مانند سوآمی پراناباندا[14] کارهای معجزهآسائی را با برونفکنی انجام میدهند که دانشمندان متعددی از جمله پاراماهانا یوگاناندا بر صحت و اصالت وی شهادت دادهاند. فرد دیگری از بزرگان و دانایان قاره کهن که در انجام این کار شهرت دارد، اشو (بهاگوان شری راج نیش)[15] است.
یکی از مشهورترین استادان مباحث و مقولات روحی هندی در جهان که کتابهای بسیار پرفروشی هم در سطح جهانی تألیف کرده، مِهِر بابا[16] است که به این ترتیب از فواید یا دستاوردهای این مضمون یاد میکند:
در مراحل پیچیده طی طریق و در آغاز رسیدنِ رهجو به راه، سالک از لحاظ روانی آماده میشود که خود را به آن نیروهای درونی که مرتبط با کالبد اختری هستند، بسپارد. در این شرایط است که او میتواند با کالبد اختری خویش، کالبد مادی خود را در خواب یا بیداری ترک کند. سفر کیهانی که به صورت ناخودآگاهانه صورت بگیرد، اهمیت بسیار کمتری از سفرهائی دارد که به صورت آگاهانه و با قصد و اراده صورت میگیرند[17] در جدایی آگاهانه کالبد اختری، روح آسمانی (روح الهی) بهتر میتواند خود را از ارتباط با کالبد مادی جدا احساس کند و پس از آن کالبد مادی خود را هدایت کند. در مدارج بالای تعالی روحی، سالک با همان سرعتی که میتواند یک شنل را به دوش بگیرد و یا آن را از دوش بردارد، او میتواند با اراده به برونفکنی و درونفکنی کالبد اختری بپردازد. به این ترتیب به سرعت به سیر و سلوک در داخل بدنش (جهان اصغر) و در جهان خارج (جهان اکبر) اقدام کند. این سیر و سلوکها به میزان زیاد پیشرفتهای او را ترقی و تعالی میبخشد که مقدمهای برای استقلال و آزادی عمل آگاهی و آگاهانه میشود. سنتهای یوگیانه هند و سیستمهای چینی- تبتی با انبوه پیچیدگیها که یکی از قلههای رفیع آن برونفکنی کالبد کوکبی و پرواز در آسمانهاست، با انجام مستمر و طولانی مدیتیشن صورت میگیرند و سیر و سلوکهای مرتبط با آن اغلب در متن کانالهای بودائیگری انجام میشوند. برونفکنی از طریق تعالیم مدیتیشن که سیدهی[18] گفته میشود، آرزوی علاقمندان به یوگا با انبوهی از رنگ و آبهای
فرقهای است.
در ژاپن
در اساطیر ژاپنی کالبد اختری با نامهای سری ری، ایکی سوداما و ... یکی از ضمائم یا تظاهرات روح است که میتواند بدن را ترک کند و یا از آن جدا شود. تصور میشود که اگر فردی به فرد دیگری، دشمنی، کینه و یا حسادت داشته باشد، قسمتی از این ساختار موقتاً از جسمش خارج شده و در برابر فرد متخاصم قرار میگیرد و به او صدمه زده و یا او را لعن میکند (چیزی مانند چشم بد یا چشم شیطانی). تصور میشود در شرایط بیماریهای بسیار سخت و حالت اغماء این قسمت از روح از بدن جدا شده و ممکن است دوباره با اعاده سلامتی به بدن برگردد و یا به مرگ دائمی بیانجامد)
[1] - SHAMAN & SHAMANISM
[2] - MICROCOSM
[3] - MACROCOSM
[4] - آنچه که در این متن از قول و باور فیلسوفان غربی اظهار شده، بسیار شبیه به عقاید و باورهای صوفیان و عارفان ایرانی است. «مترجم»
[5] - OCCULT SCIENCE
[6] - ELIPHAS LEVY
[7] - BOOK OF ECCLESIASTES
[8] - SHERMAN
[9] - CORIN THIANS
[10] - VISIO PAULI
[11] - کمدی الهی اثری معروف در کتابهای ادبی است که به زبان فارسی هم ترجمه و بارها چاپ شده است. «مترجم»
[12] - در متن اثر به مولفین کتابهای مشابهی با اسامی ADOMNAN و TNUGDALUS اشاره شده که کتاب ارداویرافنامه در ادبیات زردشتی دوره ساسانی هم در این محدوده قرار میگیرد. «مترجم»
[13] - در کتاب تذکره الاولیاء تألیف شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، بررسی، تصحیح، توضیحات و فهارس از دکتر استعلامی، چاپ پنجم زمستان 1366 مطالبی وجود دارد که قسمتهای مرتبط با این موضوع را عیناً در اختیار شما میگذاریم:
نقل است که هزار مرید از آنِ احمد بن خضرویه پیش بایزید [بسطامی] آمدند، چنان که هر هزار بر آب میرفتند و در هوا میپریدند. (صفحه 175، در ذکر بایزید بسطامی)
نقل است که او را گفتند که: «فلان کس بر [روی] آب میرود». گفت: آن را که خدای- عزّوجلّ- توفیق دهد که مخالفت هوا نکند، بزرگتر از آن بود که در آب و در هوا برود» (صفحه 516، در ذکر ابومحمد مرتعش)
نقل است که روزی مرقعپوشی از هوا درآمد، پیش شیخ پا بر زمین زد و میگفت: «جنید وقتم و شبلی وقتم، بایزید وقتم». شیخ برخاست و ... (صفحه 672، در ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی)
نقل است که اگر او را مشکل افتادی، در حال به سرخس رفتی معلق در هوا میان زمین و آسمان ... (صفحه 804، در ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر)
[14] - SWAMI PRANABNANDA
[15] - OSHO (SWAMI PRANABANADA)
[16] - MEHER BABA
[17] - مطالب ظاهراً متنوعی که به نقل از مکاتب، آئینها، بزرگان و دانایان ذکر میشوند با عناوین ساده و روشنی مانند (خلع بدن) که غالباً با مراقبههای طولانی که صوفیان اظهار میکردند که با ریاضت صورت میگرفتند، در بسیاری از آثار عرفای مسلمان و ایرانی وجود دارند. «مترجم»
[18] - رسیدن به برونفکنی کالبد اختری و احساس پرواز در آسمانها که در فصول دیگر با عنوان (احساس خروج از بدن) به آن اشاره شده، مضمونی علمی و واقعی است که از طریق اشتغال طولانی به مدیتیشن طولانی یا خود هیپنوتیزم و رسیدن به عمق خلسه مناسب [در طبقهبندی 50 پلهای عمق خلسه]، در پله 18 خود به خود جدائی کالبد اختری از کالبد مادی صورت میگیرد.
