
در فراروانشناسی پره کوگ نیش[1] با معانی و مفاهیم آیندهنگری و یا نگاه دوم مورد استفاده قرار میگیرد و نوعی از ادراکات خارج از حس است که متضمن کسب اطلاعات از حوادث آینده هم هست که در شرایط کنونی نه در دسترس هستند و نه به صورت طبیعـــی میتوان حالا این آگاهیها را از راه حواس پنجگانه و یا از طریق روشهای فیزیکی و طبیعی کسب کرد. در جوار این واژه، لغاتی مانند پره مونیشن[2] و پره سنتی منت[3] وجود دارند که نمایانگر یا مدعی کسب اطلاعات در آینده از طریق احساس و هیجان میباشند.
اصالت یا حقانیت وجود آیندهنگری مانند سایر انواع و اشکال ادراکات خارج از حسی مشابه با روندهای خالص و ناب فیزیولوژیک هنوز مورد قبول اکثریت دانشمندان و جریان معمول و متداول مباحث قابل طرح در دانشگاهها و مؤسسات علمی قرار نگرفته است، زیرا براساس یک اصل برای علمی بودن، این پدیدهها در صورت نیاز بایستی قابل تکرار بوده باشند.
تحقیقات علمی در زمینه انواع ادراکات خارج از حسی (ESP) با اشکالات متعددی مواجه میشوند، زیرا در بیان و تعریف این پدیدهها به عبارات و مطالبی تکیه یا اشاره میشود که مغایر و در تضاد واضح با اصول علمی هستند. اصل علت و معلولی یا علیّت یکی از پایههای علم روز است. پیشبینی یا پیشگوئی این اصل را نقض یا به شدت جریحهدار میکند، زیرا به پیدایش معلول، قبل از تأثیرگذاری یا عمل علت اشاره میکند. باری، حتی اگر بخواهیم در مورد احتمال وجود چنین پدیدههائی به قضاوت بپردازیم و از خاطره و حافظه خویش کمک بگیریم. در اینجا و در متن ریاضی وحساب احتمالاتچند عامل تمایلبه خطا وتمایل یکسویه نگر وجود دارندکه
بصورت ظاهری و کاذب میتوانند یامحتمل است که پژوهشگران را در شناخت ومعرفی آیندهنگریدچار اشتباه سازند.
نگاهی به باورهای موجود و معمول
بسیاری از پدیدههای روحی که با متخصصان فرا روانشناسی در میان گذاشته میشوند، به صورت واضح با آیندهنگری و پیشگوئی مرتبط یا مربوط میشوند. مثلاً:
* در 1777 خواب یا رویا که با عنوان پدیدههای روحی شگرف و قابل تعمق به مسئولان آزمایشگاه پژوهشهای فرا روانشناسی در دانشگاه دوک در آمریکا ارائه شده بودند، در 75% موارد در طبقهبندی صحت پیشگوئی و پیشبینی قرار میگرفتند.
* در بین 1513 مورد که افرادی در شرایط بیداری به یک احساس پدیده روحی عجیب، غیرعادی و یا غیرمتعارف رسیده بودند وموضوع ادراک خویش را به آزمایشگاه دوک ارائه کرده بودند، به میزان 60% در حوزه آیندهنگری و پیشگوئی قرار میگرفتند.
* در یک مجموعه دیگر از 157 پدیده عجیب که توسط کودکان احساس وگزارششده بودند، در52% خوابهای پیشگویانه بودند.
* در یک گزارش دیگر، 52% از پدیدههائی که توسط کودکان گزارش شده بودند، جزء الهامات[4] پیشگویانه قرار گرفته بودند.
* در یک مجموعه 1000 گزارشی در زمینه پدیدههای غیرمتعارف و گزارش شده در آلمان، آمار مشابه 52% در محدوده پیشگوئی و آیندهنگری به دست آمد.
* در یک بررسی مشابه در 300 نفر در انگلستان، 34% به صورت واضح از مقوله پیشگوئی بودند.
شواهد
جمعآوری موارد
در ثبت تاریخ و شواهد تاریخی، انسان با موارد متعددی برخورد میکند که حالات روشنی از پیشگوئی و آیندهنگری هستند. بر تمام این موارد این باور حاکم است که آنها نوعی نگاه کردن به آینده هستند اگر این دسترسی به آینده از راه دیدن بوده باشد، در طبقهبندی DEJA-RU و یا احساس رویت قبلی، یک فرد یا یک منظره است که واقعاً برای اولین بار مشاهده آن صورت میگیرد. گاهی از طریق دیدن رؤیاست که مسأله دقیقتر با مضمون آیندهنگری منطبق است.
اولین مجموعه از این موارد و بررسی انتقادی در آنها که موارد خود به خود تلقی میشدند توسط انجمن تحقیقات روحی انگلستان صورت گرفت. بررسی این موارد توسط یا زیرنظر مسئول وقت این مؤسسه پژوهشی که در سالهای حدود 1888 با الئانور سیدگ ویک[5] بود، انجام شدند و در سال 1938 بار دیگر با سرپرستی هربرت سالت مارش[6] تحقق پیدا کردند. سیدگ ویک بر این باور بود که برای نتیجهگیری در مسألهای به این مهمی و گستردهای، به پژوهشهای بیشتری نیاز هست. سالت مارش در این زمینه اظهار داشت که: هرچند با موازین و معیارهای پژوهش در سایر زمینهها- از جمله امکان تکرار آنها در زمانهای دلخواه- شرایط برای اظهارنظر قطعی و قابل دفاع در این زمینهها وجود ندارند، با این وجود تحقیقات بیشتر و گستردهتر مفید به نظر میآیند. بعدها نیکول از انجمن تحقیقات روحی انگلستان[7] انتقاداتی را به روش تحقیق در این موارد وارد ساخت. از جمله در مورد برخی از موارد بسیار مشخص از این گزارشها فاصله بین وقوع واقعه و ثبت آن به سالیان درازی میرسید.
یک مهندس هوانوردی با نام ج. و. دون[8] برای مدتی طولانی هر روز صبح مضمون خوابهای شب قبل خود را با دقت یادداشت میکرد و در روزهای بعد اتفاقاتی را که برای وی صورت میگرفتند و یا اخباری را که در روزنامهها در ارتباط با آن به وقوع میپیوستند، یادداشت میکرد. در سال 1927 او نتیجه یافتههای خود را با یک نظریه در کتابی با عنوان تجربیاتی در متن زمان منتشر کرد. در این کتاب اعلام شده بود که در مجموع در 10% موارد مشاهدات او در شرایط رؤیا، با حوادثی که چند روز بعد در زندگی وی به وقوع پیوسته بودند، و یا در رسانههای همگانی به ویژه روزنامهها نوشته شده بودند، همسوئی به نظر میرسید. در این کتاب دون نتیجهگیری کرده بود که خوابهای پیشگویانه یا آیندهنگرانه فراوان هستند، ولی از آنجا که مردم درست روز بعد از خواب یارویا دیدن شرح دقیق وکامل آن را ثبت نمیکنند، بسیاری از این موارد پیشگوئی نادیده گرفته میشوند. پس از انتشار این کتاب، چند نفر که مشتاق این رویاهای آیندهنگرانه بودند در جوار او به ثبت رویاهای خودشان پرداختند و میزان همبستگی بین آنها را با وقایع بعدی که مرتبط با آنها تصور یا تلقی میشدند یادداشت کردند و به درجاتی از نتایج مثبت هم رسیدند. در حالیکه نظریه دون اثبات شده به نظر میرسید، در سال 1933 چند تحقیق مستقل و بسیار دقیق که در این زمینه صورت گرفتند، نتوانستند همان نتایج آماری خوب را به دست آورند.
مطلب کامل را در کتاب روان پر رمز و راز خواهید خواند
[1] - PRECOGNITION اطلاع قبلی، روشنبینی، الهام قبل از وقوع امری
[2] - PREMONITION تحذیر، اخطار، برخورد داشتن، پیشبینی، پیشگوئی، احساس قبلی
[3] - PRESENTIMENT احساس وقوع امری از پیش، روشنبینی قبلی، نگرانی از وقوع امری
[4] - INTUITION شهودگرائی، درک مستقیم، کشف، دریافت ناگهانی حس پیش از وقوع
[5] -ELEANOR SIDGWICK
[6] - HERBERT SALMARSH
[7] - مؤسسهای با نام BRITISH SOCIETY FOR PSYCHIAL RESEARCH (SPR) در سال 1882 توسط چند دانشمند بزرگ و برندههای جوایز نوبل مانند کروکس، ویلیام بارت، ویلیام جیمز، پروفسور ریشه و ... در اروپا شروع به تحقیق کرد و گزارش تحقیقات یکصدساله این نهاد در سال 1912 منتشر گردید که ترجمه این کتاب با عنوان قدرتهای روانی هیپنوتیزم با ترجمه اینجانب چندبار بعد از اولین چاپ آن در سال 1368، توسط نشر کیوان تلفن 66464577 چاپ و منتشر شده است. «مترجم»
[8] - J. W. DUNNE
