
برای عده زیادی از افراد جامعه این احساس یا تجربه حاصــل شده که پس از اینکه برای اولین بار یک مکان یا یک فردی را مشاهده میکنند، برای آنها این تصور مطرح میشود که قبلاً حتماً این فرد یا این مکان را دیده اند!
این حالت هرچند در افراد سالم در شرایط اضطراببرانگیز هم ممکن است مشاهده شود، ولی در حالات نوروتیک یا بیمارگونه مانند هیستری، ممکن است با «اورا» یا رویت توهمیِ پیش از حملات صرع بزرگ هم پدید آید.
برخی از روانکاوان این پدیده را یک مکانیسم دفاعی میانگارند، زیرا ناظران به جای احساس یک حالت غریب با مشاهدهء یک مکان ناشناخته و یا فرد ناآشنا که میتواند اضطراببرانگیز بوده باشد، خودشان را راضی میکنند که ترس برای چیست؟ من قبلاً این مکان یا این فرد را دیدهام.
در جوار این حالت، وضعیتهای مشابهی در ارتباط با حواس دیگر ممکن است در برخی از افراد مشاهده شوند.
مثلاً:
JAMAIS VU
این احساس که منظره یا فرد آشنائی را «هرگز ندیده است».
PRESQUE VU
ایننوکزبان مناست «ولیموقتاً فراموش شده».
DEJA ENTEDU
این را قبلاً شنیدهام «در حالیکهواقعاً این گونه نیست».
REJA VU
این احساس که
آنچه اتفاق افتاده یا دارد میافتد، دوباره هم اتفاق خواهد افتاد.
احساس دیدن قبلی یک فرد یا یک مکان
DEJA - VU
دِژا- وو یک واژه فرانسوی است که معنی تحتاللفظی آن «قبلاً دیده شده» است و به پدیدهای و یا شرایطی اطلاق میشود که فردی پس از اینکه برای اولین بار مکانی یا انسانی را مشاهده میکند، به صورت قوی این اطمینان در وی پدید میآید که آنچه را که اکنون دارد مشاهده یا تجربه میکند، در گذشته هم احساس یا تجربه کرده است.

تحقیقات علمی
یک روانشناس با نام ادوارد ب. تیتچِنر[1] در سال 1928 در کتابش با عنوان کتاب درسی روانشناسی[2] پدیده دژا- وو را به این صورت معرفی میکند:
[زمانی که فردی یک نگاه سطحی به چیزی یا موقعیتی میکند، پیش از اینکه مغز او موفق به «ساختن» یک احساس کامل آگاهانه از آن منظره بکند، این «احساس نسبی» که در او به وجود آمده، یک احساس کاذب آشنای قبلی را به وی میدهد.]
برای توجیه، تفسیر و تبیین این پدیده نظریههای متعدد و متنوعی ارائه شدهاند، ولی آنچه که در محافل علمی و جدی مطرح میشوند هرگز از نوع روشنبینی[3] و یا کارهای الهامگونه[4] نیستند، بلکه یک وضعیتِ دگرگونه و همراه با اختلال در خاطره و حافظه است که به فرد این احساس کاذب را میدهد که گوئی یک تجربه قبلی دوباره «به یاد او میآید». تفسیراین جریان ممکن است به اینصورت بوده باشد که برای این فرد ناظر، در این زمان احــساس یا باور «به یـــاد آمدن» قویترین و شاید تنها ادراکی باشد که مطرح میگردد و هرگز برای او این مضامین مطرح و همراه نمیشوند که این احساس «قبلی» در چه زمانی، در کجا و چگونه صورت گرفته است و اگر احساس گنگی هم در ایــن زمینــهها وجود داشته باشد، غـــیردقیق، غیرقابـــل باور و غیرممکن است.
همانگونه که زمان میگذرد، سوژه با به یاد آوردن مکرر خاطرهای که در او به شکل غیرواقعی ایجاد شده، به باور محکمتری در اصالت مضمون DEJA VU میرسد و به تدریج زمان، مکان و شرایطی را هم در ذهنش برای کامل کردن آن میسازد. این جریان در گذر زمان میتواند موجبات مخلوط شدن و روی هم افتادنِ ادراکاتِ آن ساختارهای عصبی که مسئول خاطرات کوتاهمدت و ساختارهای مسئول خاطرات بلندمدت هستند را فراهم سازد و درنتیجه خاطرات مربوط به کوتاهمدت بهشکل نادرست، خاطرات بلندمدت تلقیوتصور میشوند.
یک نظریه دیگر این است که حوادث و وقایع در شرایطی در ذهن ذخیره میشوند که هنوز قسمت آگاهانه مغز اطلاعات کافی برای ساخت و ساز و پردازش کامل آن را پیدا نکرده است.
با این وجود به این توجیه انتقاداتی وارد شده است. یکی از آنها این است که مغز قادر نیست اطلاعاتی را در خود ذخیره کند، پیش از اینکه در ابتدا دریافتهای حسی مرتبط با آن را گرفته باشد. یک نظریه دیگر این است که مغز ممکن است تمام دریافتهای حسی را با عنوان «خاطره در حال پیشرفت» تجزیه و تحلیل کند، بنابراین در شرایطی که یک حادثه در جریان گذر و انجام است، فرد ممکن است باور کند که آن یک خاطره قبلی است. یک پژوهشگر به نام براون به این نتیجهگیری رسیده که در حدود 66% یا 2 ثلث از تمام افراد جامعه تجربه دژاوو را داشتهاند.
ارتباط دژا-وو با اختلالات احتمالی مغزی
پژوهشگرانی که در آغاز بر روی این پدیده به تحقیق پرداختند، کوشش کردند تا بین آن و برخی از بیماریهای روانی شدید مانند اسکیزوفرنی، اضطراب و اختلال گسستگی هویت[5] ارتباطی برقرار کنند، ولی در پیدا کردن دلایل و مدارک برای اثبات این ارتباط ناکام شدند. در شرایط کنونی این باور طرفداران خیلی بیشتری دارد که ارتباط خاصی بین DEJA-VU با سایر بیماریهای روانی وجود ندارد. قویترین ارتباط مرضی بین این بیماری و صرع لوب تامپورال[6] موجود است. این ارتباط و وابستگی برخی از محققان را به این اعتقاد رسانیده که احتمالاً دژا-وو یک حالت غیرطبیعی عصب شناسانه یا نورولوژیک است و این باور را به وجود آورده که این پدیده احتمالاً یک تخلیه الکتریکی نامناسب مغزی است. عده زیادی از افراد جامعه به یک حالت صرع خفیف (ولی غیرمرضی) دچار هستند، به این صورت که برخی تکانههای توهمی پیش از خواب[7] که در برخی از موارد- ولی نه در همه موارد- پدید میآیند، دلیلی یا حدسی و گمانی برای این مضمون است که یک اختلال نورولوژیک خفیف در جریان شکل گرفتن دژا-وو پدید میآید که به یک احساس نادرست خاطره میانجامد. دانشمندان حتی به مضمون موروثی بودن این بیماری و وجود ژنی به عنوان عامل پیدایش آن مشکوک بودهاند، ولی هرگز ژن خاصی به عنوان عامل ایجاد کنندهء این پدیده شناخته نشده است ولی یک ژن خاص و طرح وراثتی آن حدس و گمانهائی را مطرح کرده است. نام این ژن LGII است که بر روی کروموزوم شماره 10 انسانی مستقر است. وجود برخی از اشکال این ژن با انواع خفیفی از صرع همراه است. ولی بدون اینکه قطعیتی موجود باشد، دژا-وو اغلب در جریان یک صرع خفیفی شکل میگیرد که موجب میشود پژوهشگران به این ارتباط و وابستگی فکر کنند.
[1] EDWARD B. TITCHENER
[2] A TEXTBOOK OF PSYCHOLOGY
[3] PRECOGNITION
[4] PROPHECY
[5] DISSOCIATIVE IDENTITY DISORDER
[6] TEMPORAL LOB EPILEPSY
[7] HYPNAGOGIC JERK
مطلب کامل را در کتاب روان پر رمز و راز خواهید خواند
