Сайт joomix.org
مقالات
images/corona_consult.png

برای عده زیادی از افراد جامعه این احساس یا تجربه حاصــل شده که پس از اینکه برای اولین بار یک مکان یا یک فردی را مشاهده می­کنند، برای آنها این تصور مطرح می­شود که قبلاً حتماً این فرد یا این مکان را دیده اند!

این حالت هرچند در افراد سالم در شرایط اضطراب­برانگیز هم ممکن است مشاهده شود، ولی در حالات نوروتیک یا بیمارگونه مانند هیستری، ممکن است با «اورا» یا رویت توهمیِ پیش از حملات صرع بزرگ هم پدید آید.

برخی از روانکاوان این پدیده را یک مکانیسم دفاعی می­انگارند، زیرا ناظران به جای احساس یک حالت غریب با مشاهدهء یک مکان ناشناخته و یا فرد ناآشنا که می­تواند اضطراب­برانگیز بوده باشد، خودشان را راضی می­کنند که ترس برای چیست؟ من قبلاً این مکان یا این فرد را دیده­ام.

در جوار این حالت، وضعیت­های مشابهی در ارتباط با حواس دیگر ممکن است در برخی از افراد مشاهده شوند.

مثلاً:

JAMAIS VU

این احساس که منظره یا فرد آشنائی را «هرگز ندیده است».

PRESQUE VU

این­نوک­زبان من­است «ولی­موقتاً فراموش شده».

DEJA ENTEDU

این را قبلاً شنیده­ام «در حالیکه­واقعاً این گونه نیست».

REJA VU

این احساس که

آنچه اتفاق افتاده یا دارد می­افتد، دوباره هم اتفاق خواهد افتاد.

 

 


 

احساس دیدن قبلی یک فرد یا یک مکان

DEJA - VU

دِژا- وو یک واژه فرانسوی است که معنی تحت­اللفظی آن «قبلاً دیده شده» است و به پدیده­ای و یا شرایطی اطلاق می­شود که فردی پس از اینکه برای اولین بار مکانی یا انسانی را مشاهده می­کند، به صورت قوی این اطمینان در وی پدید می­آید که آنچه را که اکنون دارد مشاهده یا تجربه می­کند، در گذشته هم احساس یا تجربه کرده است.


تحقیقات علمی

یک روان­شناس با نام ادوارد ب. تیت­چِنر[1] در سال 1928 در کتابش با عنوان کتاب درسی روان­شناسی[2] پدیده دژا- وو را به این صورت معرفی می­کند:

[زمانی که فردی یک نگاه سطحی به چیزی یا موقعیتی می­کند، پیش از اینکه مغز او موفق به «ساختن» یک احساس کامل آگاهانه از آن منظره بکند، این «احساس نسبی» که در او به وجود آمده، یک احساس کاذب آشنای قبلی را به وی می­دهد.]

برای توجیه، تفسیر و تبیین این پدیده نظریه­های متعدد و متنوعی ارائه شده­اند، ولی آنچه که در محافل علمی و جدی مطرح می­شوند هرگز از نوع روشن­بینی[3] و یا کارهای الهام­گونه[4] نیستند، بلکه یک وضعیتِ دگرگونه و همراه با اختلال در خاطره و حافظه است که به فرد این احساس کاذب را می­دهد که گوئی یک تجربه قبلی دوباره «به یاد او می­آید». تفسیر­این جریان ممکن است به این­صورت بوده باشد که برای این فرد ناظر، در این زمان احــساس یا باور «به یـــاد آمدن» قوی­ترین و شاید تنها ادراکی باشد که مطرح می­گردد و هرگز برای او این مضامین مطرح و همراه نمی­شوند که این احساس «قبلی» در چه زمانی، در کجا و چگونه صورت گرفته است و اگر احساس گنگی هم در ایــن زمینــه­ها وجود داشته باشد، غـــیردقیق، غیرقابـــل باور و غیرممکن است.

همانگونه که زمان می­گذرد، سوژه با به یاد آوردن مکرر خاطره­ای که در او به شکل غیرواقعی ایجاد شده، به باور محکم­تری در اصالت مضمون DEJA VU می­رسد و به تدریج زمان، مکان و شرایطی را هم در ذهنش برای کامل کردن آن می­سازد. این جریان در گذر زمان می­تواند موجبات مخلوط شدن و روی هم افتادنِ ادراکاتِ آن ساختارهای عصبی که مسئول خاطرات کوتاه­مدت و ساختارهای مسئول خاطرات بلندمدت هستند را فراهم سازد و در­نتیجه خاطرات مربوط به کوتاه­مدت به­شکل نادرست، خاطرات بلندمدت تلقی­وتصور می­شوند.

یک نظریه دیگر این است که حوادث و وقایع در شرایطی در ذهن ذخیره می­شوند که هنوز قسمت آگاهانه مغز اطلاعات کافی برای ساخت و ساز و پردازش کامل آن را پیدا نکرده است.

با این وجود به این توجیه انتقاداتی وارد شده است. یکی از آنها این است که مغز قادر نیست اطلاعاتی را در خود ذخیره کند، پیش از اینکه در ابتدا دریافت­های حسی مرتبط با آن را گرفته باشد. یک نظریه دیگر این است که مغز ممکن است تمام دریافت­های حسی را با عنوان «خاطره در حال پیشرفت» تجزیه و تحلیل کند، بنابراین در شرایطی که یک حادثه در جریان گذر و انجام است، فرد ممکن است باور کند که آن یک خاطره قبلی است. یک پژوهشگر به نام براون به این نتیجه­گیری رسیده که در حدود 66% یا 2 ثلث از تمام افراد جامعه تجربه دژاوو را داشته­اند.

ارتباط دژا-وو با اختلالات احتمالی مغزی

پژوهشگرانی که در آغاز بر روی این پدیده به تحقیق پرداختند، کوشش کردند تا بین آن و برخی از بیماری­های روانی شدید مانند اسکیزوفرنی، اضطراب و اختلال گسستگی هویت[5] ارتباطی برقرار کنند، ولی در پیدا کردن دلایل و مدارک برای اثبات این ارتباط ناکام شدند. در شرایط کنونی این باور طرفداران خیلی بیشتری دارد که ارتباط خاصی بین DEJA-VU با سایر بیماری­های روانی وجود ندارد. قوی­ترین ارتباط مرضی بین این بیماری و صرع لوب تامپورال[6] موجود است. این ارتباط و وابستگی برخی از محققان را به این اعتقاد رسانیده که احتمالاً دژا-وو یک حالت غیرطبیعی عصب شناسانه یا نورولوژیک است و این باور را به وجود آورده که این پدیده احتمالاً یک تخلیه الکتریکی نامناسب مغزی است. عده زیادی از افراد جامعه به یک حالت صرع خفیف (ولی غیرمرضی) دچار هستند، به این صورت که برخی تکانه­های توهمی پیش از خواب[7] که در برخی از موارد- ولی نه در همه موارد- پدید می­آیند، دلیلی یا حدسی و گمانی برای این مضمون است که یک اختلال نورولوژیک خفیف در جریان شکل گرفتن دژا-وو پدید می­آید که به یک احساس نادرست خاطره می­انجامد. دانشمندان حتی به مضمون موروثی بودن این بیماری و وجود ژنی به عنوان عامل پیدایش آن مشکوک بوده­اند، ولی هرگز ژن خاصی به عنوان عامل ایجاد کنندهء این پدیده شناخته نشده است ولی یک ژن خاص و طرح وراثتی آن حدس و گمان­هائی را مطرح کرده است. نام این ژن LGII است که بر روی کروموزوم شماره 10 انسانی مستقر است. وجود برخی از اشکال این ژن با انواع خفیفی از صرع همراه است. ولی بدون اینکه قطعیتی موجود باشد، دژا-وو اغلب در جریان یک صرع خفیفی شکل می­گیرد که موجب می­شود پژوهشگران به این ارتباط و وابستگی فکر کنند.



[1] EDWARD B. TITCHENER

[2] A TEXTBOOK OF PSYCHOLOGY

[3] PRECOGNITION

[4] PROPHECY

[5] DISSOCIATIVE IDENTITY DISORDER

[6] TEMPORAL LOB EPILEPSY

[7] HYPNAGOGIC JERK

 

مطلب کامل را در کتاب  روان پر رمز و راز  خواهید خواند


با تشکر و سپاس از همراهی شما با وبسایت هیپنوتیزم ایران
همیشه با مطالب جدید در انتظار شما هستیم
من دکتر جمالیان هستم
و بازدید از کارنامه کاری اینجانب که حاصل سالها تحقیق و فعالیت اینجانب در زمینه هیپنوتیزم و روان درمانی می باشد باعث خرسندی است.

برای مشاهده می توانید از منوی وبسایت قسمت معرفی استفاده نمایید.

Jasmine Rose Profile

دکتر رضا جمالیان

با سلام در وبسایت هیپنوتیزم ایران تلاش بر بهبود و ارائه دستاورد های و تجربیات اینجانب در زمینه هیپنوتیزم درمانی و علوم مرتبط شده است.
امیدوارم همیشه همراه ما باشید.
 
создание веб сайтов в Коростене