سر یک مجسمه شیوا در کامبوج که طرح چشم سوم بر آن دیده میشود.

چشم سوم که به آن چشم زشت هم گفته شده است، مفهومی اسرارآمیز و رازوارانه دارد که به یک چشم مجازی و نـــمادی گفته میشود که امکان رویت و دیدار را در ورای مشاهده و شهود عادی فراهم میسازد. در برخی از سنتها و مناسک آئینی و روحانی- از جمله هندوئیسم- اصطلاح یا فراز چشم سوم اشاره به آجنا یا چاکرای ابرو[1][1] دارد. در تئوسوفی[2][2] یا حکمت آئینی، مکان استعارهای چشم سوم در محل غده صنوبری[3][3]، قرار دارد. چشم سوم دروازهایست که به حوزه و سرزمینی درونی منتهی میشود که در آن امکان دسترسی به آگاهی برتر و بالاتر امکانپذیر میگردد. در روحگرائی و عصر جدید در معنویت، چشم سوم غالباً به عنوان سمبولسازی یا انگارهگرائی حالت اشراق و روشن شدن اطلاق میشود و یا آن را مجموعهای از تصاویر ذهنی میشمارند که عمیقاً چشمههای مضامین روحی و نکات روانشناسانه در آن مکتوب و مستور است. چشم سوم غالباً همگام با رؤیتهای آئینی، مشاهده ناب یا کلرویانس و قدرت یا قابلیت دیدن و شهود چاکراها، هالههای نور یا اورا[4][4]ها، پیشگوئی و غیبگوئی و بالاخره قدرتِ تجربه خروج از بدن مورد اشاره و استناد قرار میگیرد. افرادی که ادعا میکنند که ظرفیت و قدرت استفاده و کاربرد چشم سوم را دارند، به آنان بیننده یا بصیر[5][5] هم گفته میشود.
مشخصات چشم سوم
در برخی از سنتها و آئینهای باستانی مانند هندوئیسم[6][6]، تصور میشود که چشم سوم در حدود قسمت میانی پیشانی- اندکی بالاتر از محل اتصال دو ابرو- قرار دارد. در برخی از عرفها و رسوم دیگر، محل آن را در مجاورت غده صنوبری مغز
میدانند. براساس این نظریه، در گذشتههای دور انسانها یک چشم سومی هم در پشت پیشانی داشتهاند که به برخی از فعالیتهای مادی و معنوی انسانها رسیدگی میکرده است. در گذر زمان به همان صورتی که بشریت یا انسانها بیشتر مادی و کمتر روحانی و معنوی شدند، چشم سوم هم دچار زوال یا آتروفی گردید و در شرایط کنونی باقیمانده آن به صورت اندکی بافت پیوندی در ساختار غده صنوبری قرار گرفته است.

چشم سوم و هندوئیسم
در سنتهای عرفانی و مراسم آئینی هندوئیسم، چشم سوم در متن ساهاسرارا[7][7] یا چاکرای راس یا تاج سر قرار گرفته و در سیستم تانترا یوگا[8][8]، در مدیتیشن همراه و همگام با طنین اووم [OOM] در ذکر یا مانترائی که این طنین سحرآمیز را در جمجمه ایجاد میکند، مورد استفاده قرار میگیرد و مرکز انعکاس و طنین مانترای اووم که به باور اهل این مکتب بهترین و برترین مانترای جهان است، همین چشم سوم است. در فرقه تانترا، در «کرون» یا تاج سر گُل اسطورهای لوتوس شیوائی یا گل مرداب سحرآمیزی قرار دارد که دارای 10.000 گلبرگ است.
چشم سوم در آئین تائوئیسم
در تائوئیسم و بسیاری از سنتهای مذهبی دیگر چین از جمله چان[9][9]- یک خویشاوند دور مکتب ذن[10][10]- برنامهها یا سیر و سلوکهای پیچیدهای برای «آموزش چشم سوم» وجود دارند که شامل تمرکز بر روی نقطهای در بین دو ابرو در شرایطی است که چشمان بسته و بدن در حالتهای مختلف وضعیتهای کی گونگ[11][11] قرار گرفته باشد.
هدف از این تعالیم این است که سالک به هماهنگی درست با ارتعاشات کیهانی برسد و به پایگاه مستحکمی دست یابد که به سطوح پیشرفتهتری از مدیتیشن برسد.
براساس تعالیم تائوئیسم، چشم سوم که گاه آن را چشم ذهن هم نامیده میشود در پیشانی و در بین دو ابرو قرار دارد، ولی زمانی که باز و فعال شود، به قسمتهای بالائی و میانی پیشانی هم بسط و گسترش پیدا میکند. تائوئیسم مدعی است که چشم سوم یکی از مهمترین مراکز انرژی بدن است که در چاکرای ششم مستقر شده و یک قسمت اساسی در مری دی ین[12][12]ها یا مجاری انتقال انرژی بدن به حساب میآید و دو قسمت یا نیمه راست و چپ بدن را از یکدیگر جدا میکند.
چشم سوم در آئین مسیحیت
براساس تعالیم پدر ریچارد روهر[13][13]، چشم سوم یک متافور یا استعاره است تا انسانها از افکار ثنویت یا دوگرائی دور شوند و به سنتهای عارفانه تثلیث یا سهگرائی مسیحیت نزدیکتر شوند. به باور و براساس ادراکات پدر روهر انسان 3 نوع رویت یا دیدن را میتواند تجربه کند:
1- رویت حسی که با دیدن از طریق چشمها صورت میگیرد.
2- رویت منطقی و دلیلپردازانه که به کمک مدیتیشن و با چشمان بسته صورت میگیرد.
3- درک درست از معارف و گیج نشدن در شرایط توجه به اعماق دانش و حقایق والاتر و درستتر و در صورت لزوم ایجاد تغییرات و تحولاتی در آن. در نتیجه نگاه عرفانی بر روی یافتههای اول و دوم توجه و تعمق میکند و به مرزهائی گستردهتر هم نگاه میکند.
پدر روهر چنین به سطحی از آگاهی که به باور او لازمه داشتن ذهنی مانند مسیح است اشاره میکند:
«زمانی این اتفاق فرخنده روی میدهد که همزمانیهای شگفتانگیزی بین عوامل و مراتب زیر پدید آید- بین فضای قلبی، فضای ذهنی و آگاهی ذهنی ما- همه با هم و بدون مقاومت. من دوست دارم که اعلام کنم این مراتب در این لحظه برای من فراهم هستند. این حال و هوا به شکل لحظهای ارتباط و اتصال با درون شکل میگیرد و همیشه ترا به سوی این لحظه و این زمان سوق میدهد. احساس رضایت را در تمام ذرات وجود در حد اشباع شدن پدید میآورد، عصاره هستی در این لحظه به شکلی عریان و بدون مقاومت در میآید که ترکیبی اعجازآمیز از شادی گسترده و اندوهی فراگیر در تمام لحظات زندگی است.
چشم سوم در عرفان جدید مسیحیت
براساس آنچه که توسط ساموئل اون وئور[14][14] بیان شده، 3 بار به صورت سمبولیک و عملی در کتاب مقدس به این شرح:
[BOOK OF REVELATION 3: 7-13] به مقوله چشم سوم اشاره شده است. در محتویات آن حتی میتوانیم به شرح کندالینیها و پیشرفت در صعود به درخت عظیمی و 5/3 بار چرخیدن به دور تنه آن توفیق یابیم تا به چاکراهای هفتگانه برسیم. در تجزیه و تحلیل آن به مفاهیمی میرسیم که هم معادل با چشم سوم هستند و هم استعاره کلیساهای هفتگانه آسیا را در نظر دارد.

چشم سوم در عرفان و حکمت الهی به روایت مسیحیت
در ارتباط با حکمت الهی دو نفر از عارفان مسیحی به نامهای بلاواتسکی و استراسمن[15][15] شرح و تفسیر زیرین را ارائه دادهاند: «چشم سوم در حقیقت غده صنوبری مغز است که به حالت نسبتاً خفته در میان دو نیمکره مغزی قرار گرفته است.
در گونههای متعددی از مهرهداران از جمله خزندگان و دوزیستان، آنها عملاً میتوانند نور را از چشم جواری یا آهیانهای[16][16] خود دریافت کنند که ساختاری در جنب غده صنوبری است که هم ریتم شبانهروزی خواب و بیداری و هم حس جهتیابی در شناوری را از طریق پولاریزاسیون نور[17][17] معین و شناسائی کنند.
یکی از اندیشمندان این طریقت با نام لیدبیتر[18][18] ادعا میکند که با بسط دادن به لوله اتری، از طریق چشم سوم این امکان فراهم میآید که سالک بینش میکروسکوپی و تلسکوپی خویش را گسترش دهد. یکی دیگر از نظریهپردازان این گروه با نام استفن فیلیپس[19][19] معتقد که با تقویت و بسط قدرت چشم سوم، این امکان فراهم میآید که فرد اجسام بسیار کوچکی در حد کوارکزها[20][20] را مشاهده کند.
چشم سوم در فرقه زسی کروسینها[21][21]
براساس تعالیم و نوشتههای ماکس هایندل در یکی از کتابهای این فرقه با نام تعالیم خردمندانه غربی، چشم سوم در بدنه غده کاجی قرار گرفته است. گفته شده که در زمانهای بسیار گذشته و در دورانی که بشر با دنیاهای درونی خودش در حال ارتباط دائم بود، از چشم سوم به عنوان کانال ارتباطی استفاده میکرد.
مطلب کامل را در کتاب روان پر رمز و راز خواهید خواند
[1][1] - AJNA = BROW CHAKRA
[2][2] - THEOSOPHY
[3][3] - PINEAL GLAND
[4][4] - AURA
[5][5] - SEERS
[6][6] - HINDUISM سنتهای آئینی بسیار متنوعی که در طول 3000 سال اخیر تحول و تنوع پیدا کرده که در حدود 500 میلیون نفر طرفدار دارد که 80% از آنان در هند زندگی میکنند. هندوئیسم جزء ادیانی است که نه پیامبر یا بنیانگزاری دارد و نه کتاب مقدسی، کیشها و فرقههای جانبی زیادی دارد که برخی از آنها مانند ویشنوویسم یا آئین شیوا خود میلیونها نفر طرفدار دارد. «مترجم»
[7][7] - SAHASRARA
[8][8] - TANTRA YOGA مانترا و طنین حاصله از آن در ذهن در میان عارفان هندی در رسیدن به حالات شور و اشراق اهمیت زیادی دارد. پیروان مکتب تانترا یوگا با تمرینهای سخت به دنبال بیداری و آگاهی و دست پیدا کردن و کشف مانترای درونی هستند. کسب دانش های باستانی و جهانی که هدف اصلی آن افزایش و فرازش طبیعت انسانی از مرحله تکامل فعلی است و در نهایت به کسب مراتب متعالی دانش، تجربه و آگاهی میانجامد «مترجم»
[9][9] - CHAN
[10][10] - ZEN SCHOOL
[11][11] - QIGONG POSTURES وضعیتهای کی گونگ. یک سنت یا طریقت چینی به معنی پرورش و تدارک انرژی زندگی است. مراسم آن بیشتر ورزشی ملایم با حرکاتی موزون است که در آن نظم تنفسی، حرکت، آگاهی ذهنی از تمریناتی که صورت میگیرند، اعتقاد به شفابخشی و تفکر وجود دارند. «مترجم»
[12][12] MERIDIAN
[13][13] - RICHARD ROHR
[14][14] - SAMAEL AUN WEOR
[15][15] - H. P. BLAVASKY & RICH STRASSMAN
[16][16] - PARIETAL EYE
[17][17] - POLARIZATION OF LIGHT
[18][18] - C. W. LEADBEATER
[19][19] - STEPHEN PHILIPS
[20][20] - QUARKS ذرات بسیار کوچک و بنیادی خیلی ریزتر از الکترون و نوترون.
[21][21] - ROSICAUCIANISM گروهی از مسیحیان با عقاید عرفانی و فلسفی مرموز و بسیار پیچیده.
