Сайт joomix.org
مقالات
images/corona_consult.png

ترجمۀ : دکتر رضا جمالیان

WWW. HYPNOSIRAN.COM

تضادها و سیاهکاریها در پروندۀ سیبل

دختری که با جعل در پرونده های پزشکی او ، بعنوان مشهورترین بیمار چند شخصیتی شهرت پیدا کرد ، درحالیکه اواین بیماری را نداشت .

چند شخصیتی

شرح زندگی سیبل

دختر خانمی که در 25 ژانویۀ 1923 با هویت واقعی شرلی آردل ماسون متولد شد ، پدرش یک درودگر و آرشیتکت به نام والتر ماسون و مادرش یک زن بشدت بیمارگونه به نام مارتی آلیس بود که درشهر کوچکی در ایالت مینه زوتا ، اطرافیان او را ماتی می نامیدند که در کتاب سیبل با نام هاتی از وی یاد شده است . براساس نوشته های یکی از خانمهای همسایه ، این خانم با قیافه ای مات بندرت می خندید و در زمان خندیدن یک قیافۀ شیطانی پیدا می کرد و صدایی مانند جیغ یا زوزه از دهان وی خارج می شد . او شبها و بعد از تاریک شدن معابر ، در کوچه ها پرسه می زد و دراین شرایط از پنجره ها به داخل خانه های اطرافیان خیره می شد و شایع بود که او یک بیمار مبتلی به اسکیزوفرنی است .

خانم شرلی ماسون دردانشگاه کلمبیا دریک رشته هنری تحصیل می کرد و مکرراً به حمله های عصبی و فراموشی خاطرات دچار می شد و به علت هیپنوتیزم پذیری بسیار بالا ، مدتی درکلاسهای آموزشی هیپنوتیزم که برای پزشکان ، جراحان و روانشناسان در دانشگاه کلمبیا برگزار می شد ، به عنوان سوژه ی آموزشی و برای نشان دادن عجیب ترین و نادرترین پدیده های هیپنوتیزمی ، توسط پروفسور هربرت اشپیگل استاد روانپزشکی این دانشگاه شرکت می کرد و این موضوع درحوادث آیندۀ زندگی وی بسیار مهم و تأثیرگزار بود .

پس از انتشار کتاب بسیار پر فروش و جنجالی سیبل ، عده ای از همشهریهای او متوجه شدند که قهرمان کتاب یا سیبل همان خانم شرلی آردل ماسون است ، بنابر این به علت انگشت نما شدن زندگی برای او بسیار سخت شد ، به این علت اوبه ایالت ویرجینیا مهاجرت کرد و تمام پیوندهای خود را با خانواده ، شهر زادگاه و آشنایان قطع کرد . پس از مدتی به ایالت کنتاکی مهاجرت کرد که نزدیک به مطبِ خانم دکتر کورنلیا ویلبر بوده باشد .

شرلی آردل ماسون

نحوۀ پیدایش داستان سیبل

زمانی که سیبل در کنتاکی کلاسهای آموزشی هنر و یک گالری آثار هنری را اداره می کرد ، مانند سایر هنرمندان عده زیادی از افراد مهم و مشهور به دور او جمع شده بودند که یکی از آنها یک رمان نویس مشهور و توانا بنام خانم فلورا ریتا شرایبر بود . این خانم نویسنده در آن زمان که تب بیماران چند شخصیتی در آمریکا بسیار گرم شده بود و هر سال هزاران مورد بیماران را با این تشخیص ـ که اکثراً هم غلط بودند ـ معرفی می کردند ، به این نتیجه رسیده بود که با بال و پردادن به رفتارهای خانم ماسون ـ و بیان این داستان که این دخترخانم در کودکی بصورت خیلی خشن توسط مادرش آزار جنسی دیده و این مادر با تشخیص یک روانپزشک با گرایش فرویدی به نام کورنلیا ویلبر به اسکیزوفرنی دچار بوده ، زمینه برای انتشار یک کتابِ جذاب ، بسیار گیرا و بسیار پرفروش فراهم می آید .

اختلافات عقیده فراوان

یک روانپزشک بسیار مشهور ـ یکی از دو نویسندۀ کتاب خلسه و درمان در زمانی که ویلبر در مسافرت بوده ، چندین بار از خانم ماسون ویزیت کرده و به این نتیجه گیری رسیده بود که اصلاً این خانم نمی تواند یک بیمار چند شخصیتی بوده باشد و با توجه به هیپنوتیزم پذیری بسیار زیاد او ، « گرید ـ 5 » در طرح القای خلسه ی هیپنوتیزمی یا HIP است و درضمن متوجه شد که خانم دکتر کورنلیا ویلبر با کمک تکنیکهای هیپنوتیزمی ـ از جمله تلقینات بعد از هیپنوتیزمی ـ خانم ماسون یا سیبل را بصورتی آماده کرده بود که او مطابق سناریوی از پیش ساخته و پرداخته شده ، نقشهای انسانهای متعددی را بازی کند ، درحالیکه پروفسور هربرت اشپیگل تشخیص این خانم جوان را هیستری نه یک بیماری چند شخصیتی داده بود . اشپیـگل بعدها اظهار کرده بودند که درجـریـان روابـط بسیـار دوستـانه ای که بیـن او و خـانم مـاسون ( همان سیبل ) وجود داشت ، یکبار او بـه دکتر اشپیگل گفته بود که او « چنـدتایی » نیست ، ولی او ادعا کرده بود که ویلبر دوست داشته او « چند آدم بوده باشد . » یک بار هم دکتر اشپیگل با دکتر ویلبر دریک مباحثه درگیر شده بودند که دکتر ویلبر به او گفته بود که ناشر نشریات پنگوئن به او گفته بود که اگر مضمون کتابِ او شرح حال یک خانم چند شخصیتی نباشد ، او هرگز چنین کتابی را منتشر نخواهد کرد .

*  بالاخره این کتاب در سال 1975 با تیراژ عظیم چاپ اول 000/400 نسخه در 359 صفحه منتشر شد که با توجه به قیمت بالای کتاب و جلد مرغوبی که برای آن در نظر گرفته شده بود ، درآمد زیادی برای ناشر و نویسنده به بار آورده بود .

*  در این کتاب برای حفظ خصوصی بودنِ خانم شرلی آردل ماسون ، به او نام مستعار سیبل داده شده بود . آنچه که بعداً مشخص شده ، دراصل خانم ماسون برای درمان اضطراب درجمع و از دست دادن خاطره ، در زمانی که پزشک معالجش خانم ویلبر به مسافرت رفته بود و دکتر اشپیگل ادامۀ درمان را بعهده گرفته بود ، با توجه به طولانی شدن دورۀ درمان و نگرفتن نتیجه ، اشپیگل با هیپنوتیزم و تزریق آموباربیتال یک مصاحبه ی پزشکی یا درحقیقت نوعی بازجوئی را انجام داده بود . دراین جلسات که بر روی نوار صوتی ـ تصویری هم ضبط شده ، مشخص می شود که با تشویق دکتر ویلبر ، خانم ماسون به گفتن مطالبی هدایت می شده است . درداستانی که منتشر شد ، خانم ماسون 16 نقش یا شخصیت پیدا می کند که 14 مورد آنها خانم و 2 مورد آقا بودند و شخصیت اصلی ، سیبل الیزابل دورست بود که نام خانم ماسون در رمان سیبل و نام وی در دو فیلمی است که براساس رمان سیبل تهیه شده ، از این نام برداشت شده است .

*  رمان سیبل در زمانی نوشته شده که یک اوج یا سونامی تشخیص بیماری چند شخصیتی در آمریکا پدید آمده بود و هر روانپزشکی مایل بود چند بیمار چند شخصیتی ـ اکثراً بدون شواهد و دلایل علمی ـ ارائه دهد و این نوعی قدرت نمایی تشخیصی بالا تلقی می شد .

*  درکتاب « افشاگری » ، اشپیگل و رایبر مورد انتقاد قرار گرفته اند ، زیرا آنها مدارک صوتی و تصویری خود را تا زمانی که ویلبر ، ماسون و شرایبر زنده بودند ، عرضه نکرده بودند . دریکی از کتابهای رایبر با نام « شقه کردنِ خود » متذکر شده بود که اطرافیان ماسون بسیاری از حقایق زندگی او را تغییر داده بودند تا با سرگذشت یک بیمار چند شخصیتی تطبیق پیدا کند .

*  دکتر پاتریک سوراسی که از کودکی تا پایان عمر با سیبل دوست بوده ، درکتاب صادقانه ای با نام « سیبل درکلام خودش » با ارائه اطلاعات زیادی از زندگی و خانوادۀ سیبل ، اشپیگل را به علت عدم انتشار اطلاعاتی که از چند شخصیتی نبودن سیبل داشته ، مورد انتقاد قرار داده است .

*  دکتر ویلبر در سال 1990 سرطان پستان خانم ماسون یا سیبل را تشخیص داد ، ولی او از درمان خودداری کرد . بطرز عجیبی سالها این سرطان فروکش کرد . درسال 1991 دکتر ویلبر به بیماری پارکینسون مبتلی شده بود . سیبل یا ماسون دراین زمان بصورت شبانه روزی به خانۀ خانم کرنلیا ویلبر رفت تا از دوستی که چند دهه با یکدیگر صمیمی و مأنوس بودند ، مراقبت کند . پس از حدود یکسال در سال 1992 خانم ویلبر فوت شد . خانم ماسون یا سیبل هم در 26 فوریه 1998 در 75 سالگی وفات یافت .

جذابیت و شهرت شگفت انگیز رمان باعث شد که یکبار درسال 1976 یک فیلم با نام سیبل با شرکت سالی فیلد و جوآن وودوارد تهیه شود و بار دیگر درسال 2007 فیلم دیگری با همان نام سیبل با شرکت جسیکا لانژ و تامی بلاچارد تهیه شود که شنیده ام یکی از این دو فیلم درسالن نمایشات بیمارستان روزبه برای کادرهای آموزشی نمایش داده شده است .

درکتاب روانِ پر رمز و راز که به تازگی از سوی نشر کیوان تلفن های 66963035 و 66464577 منتشر شده است ، فصول مستند و مفصلی درمورد انسانهای چند شخصیتی و بیماران مبتلی به اسکیزوفرنی ـ به اضافه ی بسیاری از مطالب دیگر ـ وجود دارد که شما را به عنوان یک کتاب فوق العاده جذاب و خواندنی ، به مطالعه ی آن دعوت می کنم .

 


با تشکر و سپاس از همراهی شما با وبسایت هیپنوتیزم ایران
همیشه با مطالب جدید در انتظار شما هستیم
من دکتر جمالیان هستم
و بازدید از کارنامه کاری اینجانب که حاصل سالها تحقیق و فعالیت اینجانب در زمینه هیپنوتیزم و روان درمانی می باشد باعث خرسندی است.

برای مشاهده می توانید از منوی وبسایت قسمت معرفی استفاده نمایید.

Jasmine Rose Profile

دکتر رضا جمالیان

با سلام در وبسایت هیپنوتیزم ایران تلاش بر بهبود و ارائه دستاورد های و تجربیات اینجانب در زمینه هیپنوتیزم درمانی و علوم مرتبط شده است.
امیدوارم همیشه همراه ما باشید.
 
создание веб сайтов в Коростене