نگارش : دکتر رضا جمالیان
WWW. HYPNOSIRAN.COM
رویت همزاد در صاحبان نبوغ و هنر

رویت همزاد یا اتوسکپی یک پدیده یا حالت روانی بسیار نادر و بسیار جذّاب است که در طی آن فرد سالمی در شرایط بیداری عادی فردی را در مقابل خود مشاهده می کند که کاملاً شبیه به خود اوست و حتی لباسهای او و حرکات وی کاملاً مانند خود اوست ، چنانکه در مثال ، گوئی او خودش را در آئینه می بیند . این چهره ممکن است حتی با خودِ فرد به صحبت بپردازد و احیاناً کلمات دوستانه ای را مطرح سازد و یا به نقل قول از سوژه ای که در اینجا به شرح رفتار او می پردازیم ، با وی بد رفتاری کند و حرفهای بد و ناجور بگوید ...
با این وجود که اتوسکپی مستند ـ نه داستانی ـ بسیار کم است ، در یکی از آثارم با نام رویت همزاد و اتوسکپی اینجانب به معرفی چندین فرد ایرانی در دوران معاصر پرداخته ام که لابد تصویر روی جلد این کتاب در حاشیه سایت اینجانب هست . نام و مشخصات شماری از کسانیکه احساس خروج روح یا به اصطلاح پرواز روح داشته و یا به اصطلاح صوفیان و یا عارفان طی الارض کرده اند ، در برخی از متون معتبر صوفیان مانند تذکره الاولیاء و نفحات الانس زیاد است که مشروح آن مقالات هم اکنون در فهرست سایت هست و یا بزودی در سایت آورده می شوند .
رویت همزاد به روایت نوابغ و بزرگان فرهنگ و هنر
* دکتر زیگموند فروید از پدران روان شناسی و روان پزشکی یک بار به رویت یا مشاهدۀ همزادش نایل آمده و در شرح زندگی خود با عنوان عجیب و غریب از آن یاد کرده است ...
* مانی ، یکی از بزرگترین متفکران تاریخ و فرهنگ ایران در شرح زندگی خود نوشته که دوبار با همزاد آسمانی خود به رویت رسیده و به گفتگو پرداخته ...
* شاید درحدود 25 سال پیش یک دخترخانم لیسانسه روان شناسی و قهرمان ورزشهای رزمی یکبار صبح پس از بیدارشدن از خواب ، در پائین تختخواب خودش به رویت همزادش نایل آمده بود . این دخترخانم بعداً در گارد هواپیماهای مسافرتی به ویژه در زمان جنگ مشغول خدمت شد ...
* یک استاد و پژوهشگر ادبیات ایران بصورت مکرر و طولانی به رویت همزادش نایل می شد ...
شرح حال این بزرگان پس از اینکه با معرفی به استادان بزرگوار آقایان دکتر هادی منافی و دکتر شکرالله عبدالله زاده مورد بررسی قرار گرفتند ، شرح کامل آن برای اولین بار ـ و شاید تنها همان یک بار ـ در مجلۀ علمی سازمان نظام پزشکی ایران به چاپ رسید و جدیداً همان مقاله با شرح و تفصیلات بیشتر درکتاب روان پر رمز و راز به چاپ رسیده که شما را به مطالعه ی این کتاب بسیار جالب و ارزنده دعوت می کنم .
رویت همزاد به روایت یکی از مراجعین به مطب

درحدود 20 سال پیش یک خانم بسیار هنرمند و فرهیخته به مطب اینجانب ارجاع داده شد که به قول خودش : [ صداهایی را می شنید که دیگران قدرت و استعداد شنیدن آنها را نداشتند و تصاویر و چهره هایی را مشاهده می کرد که دیگران قدرت و ظرفیت مشاهدۀ آنها نداشتند ]
از آنجا که این بانوی فرهیخته به عنوان یک فرد دارای یک مشکل به اینجانب مراجعه کرده بود از شرح مدارج تحصیلی ، در چه کشورهایی به نقل از خودش تحصیلات فوق لیسانس را گذرانده ، به دلیل رعایت علم الاخلاق پزشکی معذورم و واقعاً با توجه به اینکه افراد خارق العاده ای مانند فروید و مانی که به رویت همزاد یا اتوسکپی رسیده اند ، رگه هایی از خود شیفتگی و نارسیسیم را در روحیه افرادی که به اتوسکپی رسیده اند ، محتمل می دانم . با توجه به نکات فوق این فرد :

خانمی میان سال بود که خود را عضو فعال هیات علمی یک مرکز معتبر معرفی می کرد و از این حکایت و شکایت داشت که در شرایطی که او به نقاشی مشغول است ، خانمی که از هر حیث شبیه به خود اوست از گوشه ای ظاهر شده و به مسخرگی و لودگی می پردازد و حرفهای زشت و بد می گوید ...
او به من متذکر شد که اگر من ـ به عنوان یک هیپنوتیزم درمانگر ـ او را از مزاحمت این فرد راحت کنم ، او می تواند به خلق آثار هنری بیشتری بپردازد و سخاوتمندانه قول داد که بعد از بهبودی ، چند تابلوی نقاشی به من اهدا کند که در صورت تمایل آنها را بفروش برسانم و یا زینت بخش دیوارهای مطبم بکنم . با توجه به اینکه هنرمندان ـ به ویژه نقاشان ـ از خلاقیت ها تلقین پذیری و هیپنوتیزم پذیری بالایی برخوردارند ، با توجه به انگیزۀ بالایی که برای رهایی از دست آن موجود حسود و مزاحم داشت ، با همان درسهایی که از درمان افراد مبتلی به تسخیر روحی از جمله زار درمانی شنیده و خوانده بودم ، این خانم را تحت درمان قرار دادم . پس از مدت کوتاهی ، این خانم روزی با جعبه ای از آثار هنری خودش به مطب مراجعه کرد و گفت که می خواهد همۀ آنها را به عنوان هزینۀ درمان یک مشکلی که رهایی از آن برای وی بسیار مهم است به من بدهد .

البته من به او متذکر شدم که من و سایر پزشکان هیچگاه بیشتر از ویزیت خود هدیه ای از بیمار قبول نمی کنیم ، ولی بر اثر اصرار او ، 3 تابلو را به عنوان هدیه و یادگار از او قبول کردم . در روزهای اخیر ، از این 3 تابلو با حذف نام و امضای هنرمند بزرگوار اسکن تهیه کردم و درمتن این نوشته ها از این 3 تابلوی نقاشی که برای من بسیار با ارزش و احترام برانگیز هستند ، به صورت تزئین استفاده شده است .
