نگارش : دکتر رضا جمالیان
دیداری از آقای دکتر هادی منافی
بنیانگزار انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران
در آستانۀ عید مبعث ، از آقای دکتر هادی منافی دیداری داشتیم تا این عید بزرگ را به ایشان تبریک بگوئیم . معمولاً در روزهای تعطیل ایشان در دفتر کارشان حتی بدون تعیین وقت قبلی عده زیادی از دوستـان ـ از جـمله کسانیکه بـه هیپنـوتیزم و هیپنـوتیزم درمـانی عشق می ورزند و بیماران نیازمند به هیپنوتیزم درمانی را به حضور می پذیرند و بدون دریافت دیناری ، آنان را در سطوح بالای هیپنوتیزم درمانی درمان می کنند .

خاطرۀ انجام یک جراحی بزرگ ـ فقط با هیپنوتیزم
زمانیکه من وارد اتاق شدم ، آقای دکتر منافی بر روی یک صندلی ساده در جلوی درب نشسته بود و میهمانان در اطراف از جمله بالای اتاق روی مبلهای راحت و مجللِ دفتر مدیریت بیمارستان مهر که محل خدمت [ به قول خودشان نه ریاست ] ایشان است ، نشسته بودند : درحالیکه بیشتر حاضران در درجات متوسط و حتی پائین اجتماعی ـ اقتصادی بودند .
قطع پای قانقاریایی تنها با هیپنوتیزم
با اصرار از آقای دکتر منافی خواستیم که دربارۀ عمل جراحی قطع پای بیماری مبتلی به مرض قند صحبت کنند که به علت گانگرن بیمار را در آستانۀ مرگ قرار داده بود . ایشان در شرح این واقــعه که آنــرا یک عمل جـراحی عـادی و دور از تفـاخر می دانستند ، اکـراه داشتند و می خواستند مرا به بایگانی بیمارستان مهر حواله دهند ، ولی در نهایت اظهار داشتند که ایشان با آقای دکتر شیبانی ـ جراح دیگر بیمارستان مهر قبل از اتاق عمل بیماری را ویزیت کردند که بعلت مسمومیت یا بقول ایشان توکسمی شدید انجام بیهوشی برای ایشان مخاطره آمیز بود ، آقای دکتر منافی داوطلب می شود که بدون بیهوشی و فقط با هیپنوتیزم این عمل نجات بخش قطع پا از بالای ران را برای ایشان انجام دهند . در شرایط تردید و دو دلی متخصصان بیهوشی ، آقای دکتر منافی به آنها می گوید که شما به اصطلاح رگ بیمار را که در اختیار دارید و داروی شروع بیهوشی هم در سرنگ آماده است . من پس از هیپنوتیزم کردنِ بیمار ، جراحی را شروع می کنم و اگر بیمار حتی به میزان اندک احساس درد و ناراحتی کرد ، شما فوری بیهوشی را شروع کنید . به این ترتیب توسط آقایان دکتر منافی و دکتر شیبانی این عمل شگرف و بزرگ در بیمارستان مهر صورت می گیرد و سابقۀ کامل این جراحی در بایگانی بیمارستان مهر برای مراجعه ی پژوهشگران پزشک در محدودۀ حفظ اسرار بیماران موجود است.
مشکل بلکه معضل بزرگ بیماران سوخته
بیمارستان مهر با وزارت نیرو برای درمان سوختگیهای وسیع و واقعاً وحشتناک سوختگی قرارداد دارد که بیشتر آقای دکتر منافی با حوصله این کارهای درمانی را انجام می دهند .
درجریان درمان این بیماران که عده زیادی از آنها مهندسان جوانی هستند ، برای ماهها نیاز به تجدید پانسمان روزانه زخمها هست که در روزهای اول برای درمان حالت حاد سوختگی و در روزهای بعد برای ترمیم پوست سوخته پس از پیوندهای پوستی وسیع صورت می گیرند . این تجدید پانسمانها بسیار بسیار دردناک هستند و از حد تحمل هر انسان هوشیاری خارج است و در نتیجه نیاز به انجام بیهوشی روزانه است که انجام بیهوشی درکنار صدمات و ضایعات پوستی نسجی موجود برای بیمار می تواند بسیار خطرناک بوده است .
گرد آورنده این مطالب [ ر ـ ج ] بارها در بیمارستان مهر شاهد این تجدید پانسمانهای بزرگ در شرایط خلسۀ هیپنوتیزمی بوده است .
انجام هیپنوتیزم درمانیها و ارایه ی پدیده های عجیب هیپنوتیزمی
بـا وجـود آنکه مـن نمی خواستم مـزاحم جلسات درمانی کسانی باشم که نیاز به اینکار داشتند ، در مدت کمتر از یک ساعت و نیم شاهد پدیده های هیپنوتیزمی زیر بودم :
* آقای دکتر منافی یک بیمار را با توجه به استعداد خداداد بیمار، او را در چنان خلسۀ سومنامبولیستی عمیق قرار داده بود که به ایشان تلقین کرد که پس از اینکه ایشان چشمش را باز کند ، خود را در فضای دانشگاه تهران و مراسم عبادی نماز جمعه می بیند ، بیمار پس از باز کردن چشمها و نگاه یا چرخش چشم به اطراف ، از امام جمعه ، خطیب نماز جمعه و صفوف نماز گزاران صحبت کرد که آقای دکتر منافی هم در پشت امام جمعه مشغول اقامۀ نماز بود .
* یک بانوی بسیار سالمند که در غیاب دو فرزند دانشمندش که در کشورهای خارج در سمت استادی خدمت می کردند ، دچار دلتنگی شده بود توسط آقای دکتر و با توجه به چشمان بسیار نافذ ایشان با تکنیک قفل شدن انگشتان در زمان حدود یک دقیقه به خلسۀ عمیقی بدون تکنیکهای عمیق کردن فرو رفت که من عملاً عقاید و نظریات اشپیگل ها را حس کردم که می گوید اگر درمانگر و بیمار هر دو در شرایط مناسبی باشند درهمان اولین دقایق قرار گرفتن سوژه در شرایط خلسه ، او به عمیقترین عمقی از خلسه می رسد که ظرفیت هیپنوتیزمی او رسیدن به این عمق را امکانپذیر می سازد .
ایجاد خاطرۀ مصنوعی
در شرایطی که دکتر بیمار دلمرده و غمگین را در جریان سیر قهقرایی در زمان به دوران دبستانی و نخستین روز درس فرزندش برده بود ، در شرایط حضور خانم آموزگار کلاس اول و آقای ناظم مدرسه در صحنه ، آقای دکتر به مادر تلقین کرد که این آقای ناظم همین دکتر جمالیان است که دقایقی قبل با حضورش در کلاس ، با او آشنا شدی ... پس از آنکه این خانم از شرایط خلسۀ هیپنوتیزمی هم خارج شد ، ضمن صحبت با من ، از من معذرت خواهی می کرد که پس از وارد شدنِ من به اتاق ، او متوجه نشده است که من همان ناظم دوران کودکی پسرش « بهزاد » بوده ام !

شرح عکس : آقای دکتر منافی همیشه تأکید می کردند که در زمانی که یکی از افراد مشغول آموزش تئوری یا عملی است ، حتماً بقیه افراد مأمور آموزش هم بایستی در جلسه با دقت به نحوۀ تدریس توجه داشته و بدون رو دربایستی اگر لازم بود ، از کـار مـدرس انتقاد کنند و هر نکته ای را که تصور می کنند برای دانشجویان مفید باشد ، بیان کنند .
در آن زمان تمام اعضای شرکت کننده در کلاسها تنها پزشک یا دندانپزشک بودند و معمولاً 25 درصد شرکت کنندگان در کلاس از اعضای هیأت علمی دانشگاهها بودند . خیلی بندرت ممکن بود یکی از روان شناسی دارای مدرک Ph.D. یا مقام آموزشی بالا هم اجازه شرکت در کلاس را از آقای دکتر منافی کسب کنند . درعکس بالا هم ، فقط یک خانم دکتر شرکت کننده در دوره در انتهای سالن و در قسمت دست راست آقای بیات دیده می شوند، ولی در شرایط کنونی اکثریت عظیمی از افراد شرکت کننده در دوره دختر خانم های روان شناس، پرستار، مددکار اجتماعی و ... هستند.
در تصویر بالا در حالیکه یکی از افراد گروه آموزش مشغول اجرای یک تکنیک است ، بقیه افراد گروه هم مانند آقای دکتر روزبیانی در قسمت کنار و آقای علی بیات [ مدرس و مسئول انجام خدمات اداری ] هم در قسمت عقب سالن دیده می شوند . پس از اینکه آقای علی بیات از انجمن رفت ، به توصیه آقای دکتر عبداله زاده و آقای دکتر فیروز آبادی ، آقای دکتر علی شریفی مسئولیت انجام خدمات اداری را عهده دار شدند و مانند آقای علی بیات ، پس از مدتی در برنامه های آموزشی هم شرکت داده می شدند . ایشان از افراد هیأت مؤسس انجمن هیپنوتیزم نبودند و همانطورکه ذکر شد ، پس از رفتن آقای علی بیات ، جانشین ایشان در انجام خدمات اداری و بعد قسمتی از خدمات آموزشی انجمن شدند .
