تبریک سال نو و رسیدن نوروز باستانی و
هدیۀ نوروزی ما به دوستداران هیپنوتیزم با معرفی
« هیپنوتیزمی بسیار علمی ، کاربردی و کاملاً متفاوت »
آمدن نوروز باستانی را به تمام هموطنان عزیز ، تمام فارسی زبانان درسراسر جهان و ساکنان 20 کشوری که به صورت رسمی آمدن نوروز را با شور و شوق فراوان جشن می گیرند ، از صمیم قلب تبریک می گویم و امیدوارم سال نو را با سلامت ، امنیت ، رفاه ، موفقیت و با شادکامی بگذرانید .
هدیۀ نوروزی ما در آستانۀ سال نو
درسال نو یک شکل نو ، جدید و متفاوت از هیپنوتیزم به دوستداران هیپنوتیزم پیش کش می شود که تمام محتوا یا متن آن ترجمه برخی از قسمتهای کتاب TRANCE AND TREATMENT خلسه و درمان تألیف روبرت اشپیگل پدر و دیوید اشپیگل پسراست که یکی از معتبرترین و جدیدترین کتابهای هیپنوتیزم و هیپنوتیزم درمانی درجهان تلقی می شود .
هربرت اشپیگل پروفسور یا استاد روانپزشکی بالینی در
دانشگاه کلمبیا و اداره کنندۀ دوره های بعد از فارغ التحصیلی هیپنوتیزم درفواصل سالهای 1960 تا 1982 دراین دانشگاه بسیار معتبر بوده و دراین دو دهۀ معاصر اریکسون اسطورۀ هیپنوتیزم و هیپنوتیزم درمانی در جهان ولی در راستایی کاملاً متفاوت با او بوده است .
دیوید اشپیگل استاد کرسی روانپزشکی و علوم رفتاری در چند دانشگاه آمریکاست و در ضمن درمرکز پزشکی دانشگاه استانفورد به تدریس و تعلیم هیپنوتیزم درمتن طب جامع INTEGRATIVE MEDICINE دراین دانشگاه بسیار معتبر مشغول بوده که درآن بزرگان و اسطوره هایی مانند هیلگاردها و جمعی دیگر از پژوهشگران به تدریس و تحقیق در زمینۀ هیپنوتیزم مشغول بوده اند .
کتاب خلسه و درمان حاصل عمری پژوهش عمیق و ارائه نظریات بدیع و متفاوتی با هیپنوتیزم معروف و معمول دراین روزگار است که به عنوان هیپنوتیزم اریکسونی مشهور شده است . همراه با این نوشته ها ، اینجانب قسمتهای اولیۀ مقالۀ تحقیقی مهمی را به نقل از گوگل دراینترنت با عنوان : اسطورۀ اریکسون درعلوم پزشکی و روان شناسی را ترجمه کرده ام تا علاقه و احترام اینجانب را به اریکسون نشان دهد و شما را به مطالعۀ آن دعوت می کنم . در قسمت یا نیمۀ دوم مقاله تحقیقی و مفصل فوق ، به نقل از استادان بزرگی که حتی در دانشگاه استانفورد یا محافل علمی دیگر در عصر اریکسون به تحقیق مشغول بوده اند ، مطالب بسیار انتقاد آمیز و دربسیاری موارد توهین آمیزی نسبت به اریکسون نوشته اند که با توجه به روحیات و وجدانیات خودم صلاح نمی دانم پس از حدود 30 سال بعد از مرگ اریکسون ، به طرح و بیان آنها بپردازم . درحقیقت اریکسون درحدود 70 سال پیش برای اولین بار مطالبی را به صورت چند جزوه آموزشی تهیه کرد و در تعطیلات آخر هفته به آموزش کادرهای پزشکی پرداخت . در رشته پزشکی که با سرعتِ ترقی و کثرتِ تحقیقات هرکتاب درسی و مرجع معتبر حداکثر بعداز 5 سال کم ارزش یا بی اعتبار تلقی می شود ، واضح است که نظریات ، نوشته ها و مکتب هیپنوتیزم اریکسون درایـن زمـان هم چنین تصور می گردد .
ترجمۀ قسمتهایی از کتاب خلسه و درمان
سه قسمت مفصل و اساسی از این کتاب که اصول این هیپنوتیزم جدید است ، با ترجمۀ اینجانب و آقای کاظم طباطبائی مدیر کلاسهای آموزشی انجمن هیپنوتیزم بالینی درهمین سایت [ بلافاصله پس از ترجمه و حتی پیش از تصحیح و ویرایش ] گذاشته شده ، زیرا من عجله داشتم که برای تعطیلات نوروز آنها برای انتقاد یا قضاوت دراختیار خوانندگان این سایت قرار گیرند . فصل سوم از این کتاب به اضافۀ قسمتهای قبلی آن در 95 صفحۀ کتابی در اختیار آقای طباطبائی گذاشته شده تا درسایت خودش با آدرس :
S.M. TABATABAI@YAHOO . COM قرار دهد و به این ترتیب شما به فصل سوم کتاب هم دسترسی پیدا کنید .
فصل چهارم این کتاب بسیار پیچیده ، مفصل و مصور است و به آموزش رخ به رخ و سرپرستی شده برای درک فهم آن نیاز است . هر چند پیش از نوروز 1393 ترجمه قسمتهای مقدماتی و اساسی کتاب خلسه و درمان در حجمی حدود 150 صفحۀ کتابی تمام شده ، ولی بازدیدهای مکرر و سپس ویرایش آن لااقل سه ماه طول می کشد تا به عنوان یک نوآوری ارزش چاپ و تقدیم به شما عزیزان را پیدا کند .
قسمتهای متفاوت و دیگری از کتاب خلسه و درمان شامل هیپنوتیزم درمانی بیماریها هم تا اندازه ای ترجمه شده ، درمجموع یک کتاب دیگری را تشکیل می دهد که احتمالاً درنیمۀ دوم سال 1393 امیدوارم کار ترجمۀ آن به اتمام برسد . برای اینکه تمام کتاب که 545 صفحه است به فارسی ترجمه شود ، احتمالاً بایستی به اندازه 2 یا 3 کتاب دیگر ، مطالب باقیماندۀ آنرا ترجمه کرد . به این ترتیب با علاقه و احترام به کسانی که به هیپنوتیزم علمی و بالینی علاقه دارند ، آنان را برای ترجمۀ این قسمتهای باقیمانده از کتاب دعوت می کنم .
ویژگیهای کتاب « طرح القای خلسۀ هیپنوتیزمی HIP »
دراین کتاب ، مطالبی در مورد هیپنوتیزم و آموزش هیپنوتیزم نوشته شده که قسمتهایی از آن درتقابل و تضاد کامل با هیپنوتیزم متداول است که دراین محدوده اینجانب نزدیک به 40 کتاب از اساتید بزرگ مانند هاموند ، هیلگاردها شروت و دیگران را پیش از این ترجمه کرده و تصاویر روی جلد بسیاری از آنها ، درحاشیه های مطالب این سایت از نظر گرامی شما می گذرد و تمام آنها به اصطلاح جزء کتابهای مکتب اریکسونی هستند . من هم پس از اولین برخورد با موازینِ این کتاب شگفت زده شده ام و پیدایش این اظهار تردید و انکار را برای شما هم ممکن و محترم تلقی می کنم و شاید دوستانه ترین و مهربانانه ترین قضاوت دربارۀ آن این است که شکلی کاملاً متفاوت از هیپنوتیزم مرسوم و معمول کنونی است . بعضی از ویژگیهای آن عبارتند از :
* بدون توجه به صدها و شاید هزارها تکنیکی که برای القا یا ایجاد هیپنوتیزم در کتابهای مکتب اریکسونی و بعد از اریکسونی مطالعه یا مشاهده کرده ایم ، دراین کتاب تنها یک روش برای ایجاد خلسۀ هیپنوتیزمی ارائه شده است .
* پس از فراگیری این روش ، در 10 ـ 5 دقیقه می توان آنرا که چند قسمت است ، انجام داد و به اهداف درمانی و تشخیصی متعددی که توسط روشهای دیگر دست یافتنی نیستند ، دست یافت .
* خود هیپنوتیزم توانمندی که با HIP آموزش داده می شود ، درمدت 5 ثانیه قابل انجام است .
* این کتاب به این موضوع کاملاً جدید و متفاوت معتقد است که هرفرد با توجه به ظرفیت یا استعداد هیپنوتیزم پذیری که دارد ، با این روش درهمان جلسۀ اول به عمیقترین سطحی که بدن او استعداد در رسیدن به آنـرا دارد ، می رسد . بنـابر ایـن بـرای تکنیکهای عمیقتر کردن خلسۀ هیپنوتیزمی ، دراین شکل از هیپنوتیزم اصالت یا حقانیت زیادی تصور یا تلقی نمی شود و به نقش تکرار جلسات برای رسیدن به خلسه ی عمیقتر موافقت و یا تائید نشان نمی دهد .
* درمتن همین یک جلسه ، آموزش خود هیپنوتیزم هم وجود دارد که به سوژه یا بیمار توصیه می شود در روزهای اولیه بخصوص برای اهداف درمانی هر دوساعت یا یک ساعت یکبار آنرا انجام دهد که فقط 5 ثانیه طول می کشد ! درشرایـط کـاری ، تحصیلی و اداری هم می توان طوری شکل مخفی یا پوشیدۀ این تمرین را حتی در جمع دیگران انجام داد ، که سایرین متوجۀ انجام آن توسط شما نشوند .
* با شرطی شدن که از چند مرحله تشکیل می شود ، سوژه ها یا بیمارانِ دارای ظرفیت هیپنوتیزم پذیری کافی ، در 5 ثانیه با انجام خود هیپنوتیزم ، به تأکید کتاب به آن چنان عمقی از خلسه می رسند که حتی انجام توهمات منفی و مثبت و سیرقهقرایی درزمان هم برای آنان ممکن می شود . تمام این مطالب یا دعاوی توسط مؤلفین عالیقدر این کتاب بیان شده و هیچکدام عقاید یا نظریات مترجمین نیستند .
* میزان هیپنوتیزم پذیری افراد و درجات آنرا می توان با تست چرخیدن چشم به بالا اندازه گیری کرد . هیپنوتیزم پذیری یک خصلت غریزی و بیولژیک است و درتمام عمر ثابت باقی می ماند و به باور اشپیگل ها، با میزان چرخیدن چشم ارتباط بیولژیک دارد .
* با این روش ، می توان افراد دارای هیپنوتیزم پذیری بسیار بالا را که افراد GRADE 5 نامیده می شوند ، تشخیص داد و تحت درمان و کنترل قرار داد که در قسمتهای بعدی بـه علت اهمیت زیـاد موضوع و عـدم اشاره به آن در کتابهای هیپـنوتیزم مـوجــود [ که بسیاری از آنها ترجمۀ اینجانب هستند ] کمی بیشتر به شرح آن می پردازیم و درکتاب درمان بیماریها با هیپنوتیزم ، به صورت مفصل به این موضوع به عنوان یک بیماری بالقوه می پردازیم .
* مؤلفین فوق دراین کتاب عیناً اظهار نظر کرده اند : « صادقانه و بی پرده و با شگفتی اعلام می داریم که ما بسیاری از بیماران پارانوییدی واضح را از نقطه نظر هیپنوتیزم پذیری مورد آزمایش قرار داده ایم و در هیچ یک از آنــها عواقب نـا منـاسب مشاهده نکرده ایم . »
* مؤلفین دریک اظهار نظر شگرف دیگر اعلام کرده اند : « برعکس برخی از درمانگران دیگر ، ما بیماران را به مراجعۀ مکرر به مطب تشویق نمی کنیم ، بلکه آنها را ترغیب می کنیم که درهمان جلسۀ اول یا بعدی ، خود هیپنوتیزم را یاد بگیرند و ادامۀ درمان را خود بعهده بگیرند و ادامه دهند . »
* مؤلفین فوق موارد زیر را در القای خلسۀ هیپنوتیزمی مؤثر و بسیار مهم می دانند:
1 ـ حال و هوای سوژه و با معنای جدید و متفاوت از AURA : [ AURA مجموعه ای از انتظارات و نگرانیهاست که سوژه همراه خود به جلسۀ هیپنوتیزم می آورد . ]
2 ـ تقویت و افزایش قابلیت سوژه یا ENHANCEMENT که سوژه با شرایطی که درمطب درمانگر با آن مواجه می شود ، عکس العمل نشان می دهد .
* برعکس واتکینزها که سیر قهقرایی در زمان را فقط نوعی تٌند یادی و افزایش حافظه می انگارند ، اشپیگل ها در قسمت پایانی بخش 2 که ترجمه آن دراین سایت موجود است ، از حقانیت و اصالت سیرقهقرایی در زمان حمایت کرده است .
* خود هیپنوتیزم نه تنها به صورت شرطی و با کمک یک هیپنوتیزم درمانگر قابل فــراگیری است ، بلکه به اعتقاد مؤلفین محترم : « به شکل غریزی ، شهودی و ذاتی هم ممکن است برای سوژه کشف شود ... »
* دریک نقل قول از اریکسون در بخش سوم آمده است : « دگرگونی یا تغییر حالت از شرایط هشیاری متعارف به شرایط خلسه ، اگر شرایط برای سوژه و درمانگر آماده باشند ، به سرعت می تواند صورت بگیرد . »
« افراد دارای هیپنوتیزم پذیری بسیار بالا »
درشرایطی که در افراد عادی جامعه بیشترین میزان یا درجۀ هیپنوتیزم پذیری ، با درجه 4 در آزمون HIP مشخص می شود ، افرادی با درجه یا GRADE 5 هم درمتن جامعه وجود دارند که شاید فقط با غربالگری HIP بتوان آنها را به خوبی و به سرعت تشخیص داد .
* افراد با هیپنوتیزم پذیری بالا درحدود 5% افراد یک جامعه را تشکیل می دهند ، بنابر این درایران احتمالاً ( حداقل ) 000/500/3 نفر با این مشخصات وجود دارند .
* هر چند درفرهنگ ما « حرف شنویی » به ویژه « بچۀ حرف شنو » مورد تحسین است ، ولی این جمعیت چند میلیونی که با کمی زبان خوش هر حرف و انجام هر عملی را قبول می کنند ، شاید بتوانند ریشۀ بسیاری از مفاسد و جنایات شوند .
* افراد داری هیپنوتیزم پذیری زیاد ، علاقۀ زیادی به سوژه قرار گرفتن و هیپنوتیزم شدن را نشان می دهند و با علاقه دعوت هر فردی را برای هیپنوتیزم شدن قبول می کنند .
* عـده زیادی از این گروه دارای احساس حقارت بوده و به زودی و به شدت عصبانی و برافروخته می شوند و این می تواند عامل نزاع هایی شود .
* شناسایی این افراد با معیارهایی که طرح القای خلسۀ هیپنوتیزمی شرح داده شده و مراقبت ویژه از آنها لازم است . پیش از این ، ما افراد به شدت هیپنوتیزم پذیر را به به اصطلاح طوری « قفل می کردیم » که فقط افراد درمانگر موفق بشوند آنها را هیپنوز کنند .
« آموزش طرح القای خلسۀ هیپنوتیزمی HIP »
درترجمۀ بخش دوم از کتاب که درهمین سایت هم وجود ، یک ورقه امتیاز دهی و یا کنترل و اجرای برنامۀ انجام HIP هم وجود دارد که هرقسمت در اجراء شامل چند صفحه آموزش و تأمل بر روی چند شکل است از جمله :
* خیره شدن به بالا با امتیازات ( 4 ــ 0 )
* چرخیدن چشم به بالا با امتیازات ( 4 ــ 0 )
* پیدایش احتمالی لوچی با امتیازات ( 4 ــ 0 )
* احساس سوزن سوزن شدن با امتیاز ( 2 ـ 1 ـ 0 )
* گسیختگی با امتیاز ( 2 ـ 1 ـ 0 )
* تشریفات مفصل پرواز دست
* احساس اختلاف در کنترل بر بدن
* جگونگی پایان بخشیدن به جریان
* ایجاد فراموشی نسبت به مراسم پایان بخشیدن به جریان
* احساس معلق بودن در فضا
* آموزش خود هیپنوتیزم
* آموزش خود هیپنوتیزم به صورت پوشیده یا مخفی
* نحوۀ تشخیص افراد GRADE 5 با به شدت هیپنوتیزم پذیر
هر قسمت یا عنوان فوق برای یادگیری نیاز به تمرین فراوان دارد و مؤلفین محترم برای کسب تجربه در برخی از موارد را پیش از استفاده در مطب یا درمانگاه ، 50 تا 100 بار ذکر کرده اند .
* از آنجائیکه با کسب تجربه و سرعت عمل ، بایستی تمام این موارد را در 10 ـ 5 دقیقه انجام داد ، می توان شرح کارها را از روی کتاب یا یادداشتهایی که تهیه شده ، انجام داد .
* هر چند در هیپنوتیزم متداول هر هیپنوتیزوری با ایجاد دخالتها و ابتکارها ، هر تکنیک را در افراد مختلف به صورتهای متفاوت انجام می دهند ، دراجرای تکنیکهای HIP تأکید شده که نه بین قسمتهای مختلف تأخیر یا سکوتی صورت بگیرد و هم تمام مطالب به صورت شمرده با سرعت واحدی انجام گیرد .
نحوۀ تشکیل کلاس و آموزش
درحدود 25 سال پیش زمانیکه با علاقه و کوشش جناب آقای دکتر هادی منافی رسمیت هیپنوتیزم و لزوم آموزش آن را به کادرهای پزشکی مطرح کرد ، 3 نفری که برای آموزش انتخاب شدند عبارت بودند از :
1 ـ آقای دکتر پرویز روزبیانی « روان شناس » که در دوران تحصیل در فیلیپین با هیپنوتیزم آشنایی کافی پیدا کرده بودند .
2 ـ آقای علی بیات که در آن زمان یکی از 3 هیپنوتیزور غیرپزشک بود که بخوبی و با سرعت سوژه ها را هیپنوتیزم [ و یا به قول خودش با انرژی مغزش مانیاتیزم ] می کرد .
3 ـ اینجانب دکتررضا جمالیان که با وجود سابقۀ آشنایی با هیپنوتیزم با دیدگاه عرفانی ، مرحوم پدر مادرم از آقای دکتر بکتاش که درعلوم ماوراء طبیعی بسیار استاد بود ، هیپنوتیزم را هم به خوبی در ترکیه یاد گرفته بود . بعد در دوران دانشجویی دانشکده پزشکی ، دو بار درمنزل دکتر بکتاش درتهران با وی ملاقــات کــردم و دریــکی از دوره های آمــوزش هیپنوتیزم پــزشکی ، خــانم دکتر بکتاش « دندانپزشک » نوۀ دکتر بکتاش یکی از شرکت کنندگان در کلاس بود . من دردوران تحصیل در آمریکا دریک دورۀ آموزشی در زمان استادیاری در دانشگاه ، در دانشکده بهداشت در دانشگاه هاروارد در آمریکا ، یک دورۀ هیپنوتیزم بالینی را در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه بوستون گذرانده بودم ، ولی تا زمانی که آقای علی بیات که با هم جلسات هیپنوتیزم متعددی را گذرانده بودیم مرا به آقای دکتر منافی معرفی کردند ، فقط درجلسات خانوادگی در زمینۀ هیپنوتیزم تمریناتی را داشتم .
درجریان تشکیل کلاسهای آموزشی ، با عده زیادی از همکاران پزشک و دندانپزشک آشنا شدیم که تا حدود زیادی با هیپنوتیزم آشنایی داشتند و در کلاسها که بحث ، انتقاد و پرسش بود ، اطلاعات و تجربیاتمان را به صورت جمعی مبادله می کردیم و درحقیقت همه در کلاس خود را بیشتر دانشجو می دانستند ، نه استاد یا مدرس ...
برای کلاسهای القای خلسۀ هیپنوتیزمی یا HIP
برای پزشکان ، روان شناسان ، دندانپزشکان و ... که قبلاً هیپنوتیزم متداول را یاد گرفته و مایلند با HIP هم آشنا شوند انتظار می رود .
* چند بخشی که ترجمه شده ، چند بار با دقت مطالعه کنند .
* درصورت آشنایی کافی با زبان انگلیسی ، قسمتهای عملی و کاربردی درکتاب خلسه و درمان را هم مطالعه کنند .
* از یکی از همـکاران که احساس آمادگی تدریس و آموزش این روش جدید و متفاوت از هیپنوتیزم را دارد ، خــواهش می کنم که اولین دوره آموزشی را با فردی که با هیپنوتیزم متداول آشنایی زیاد و با HIP آشنایی نسبی دارند ، تشکیل دهند .
* به موازات با فردی که مسئولیت تدریس را بعهده گرفته ، درکلاس تمام شرکت کنندگان با صمیمیت با شجاعت و با روحیه ی علمی و همکاری انتقادات و نظریات خود را مطرح کنند و عقاید دیگران را هم با صمیمیت و روحیه علمی بپذیرند .
درمراجعه به کتابخانۀ دانشکدۀ دندانپزشکی دانشگاه تهران ، به برخی از تزها یا رساله هایی برخورد می کنیم که با عناوین کاربردی هیپنودونتیس و ارایه مواردی که بر روی بیماران کارشده بود ، برخورد می کنیم که واقعاً غرور آفرین و تحسین برانگیز هستند و این همکاران گرامی به احتمال زیاد کلاسی را هم نگذرانیده بودند . ولی درشرایط کنونی در رشتۀ کاربردی هیپنوتیزم یعنی 1 ـ زایمان بی درد با هیپنوتیزم
2 ـ انجام جراحیها با هیپنوتیزم به جای بیهوشی ، 3 ـ تسکین دردهای بیماران سرطانی هیچکدام از ما حتی به اندازۀ انگشتان یک دستمان کار انجام نداده ایم . همکاران دندانپزشک استثنای بزرگ هستند .
