نگارش : دکتر رضا جمالیان
بیائیم بدون شایستگی های کافی بر کتابها مقدمه ننویسیم

در برخی از موارد که مؤلفی کتابی را می نویسد ، ممکن است برای روشنگری و بیشتر اظهارنظر یا انتقاد آنرا به فردی تقدیم کند که در آن زمینه دارای مقام علمی و آکادمیک بسیار بالایی است و در آن حوزه همه یا اکثریت او را به استادی و صاحب نظری قبول دارند . از این مقدمه ی کوتاه مشخص می شود که مقدمه نویسی شایسته ی دارنـدگان بالاترین و والاتــرین مقام علمی است ، نــه صاحب بــالاترین مقام اداری ، هر چند بصورت معمول برخی یا بسیاری از صاحبان مقام اداری هم به ویژه در کابینه های تکنوکرات ، صاحب مدارج و سوابق علمی بالائی هم هستند .
شاید مثالی نارسایی بیانی یا نگارشی اینجانب را بهتر روشن کند . تصور بفرمائید یک پژوهشگر پس از سالها تحقیق در زمینۀ کویرهای ایران با جمع آوری یافته های خویش و مراجعه به آخرین پژوهشهای جهانی موفق به تألیف کتابی شده است . در سنتهای اداری عهد قاجار برای دریافت صله یا مقام آنرا به والی و شاهزاده ای تقدیم می کرد و یا در مقدمه اغراقی و زیادی از بزرگی و [ بخشندگی ] او یاد می کرد ... در عصر ما این نویسنده برای مقدمه نویسی و اظهار نظر بر این کتاب آنرا به استاد و پژوهشگری تقدیم می کند که نه تنها در حوزه های فرهنگی ، پژوهشی و دانشگاهی ایران ، بلکه در سطح جهانی همه او را می شناسند . حتی اگر به ضرورت سابقه ی سالها پژوهش ، تدریس و کارهای میدانی بازنشسته شده باشد . خوشبختانه دراین زمینه ی کویر شناسی بیشتر ایرانیان این فرد فرهیخته را می شناسند .
نگارش : دکتر رضا جمالیان
خطرات برای مدعیان قدرتها و استعدادهای خارق العادۀ
روحی را جدی بگیریم !

بر اساس انتشار ترجمه ی کتابهای زیادی در محدودۀ هیپنوتیزم و فرا روان شناسی ، من این شانس یا در حقیقت بد شانسی را داشته ام که هزاران نفر از طریق تلفن با من تماس بگیرند و یا حتی از راههای دور و نزدیک به مطب من بیایند تا با شور و شوق به من اطلاع دهند که آنها مثلاً می توانند :
* با تمرکز بر روی لامپ های برق ، آنها را منفجر کنند !
* با قدرت روحی خود ، می توانند برخی از اجسام را از راه دور به حرکت در آورند !
* قدرت آینده نگری و غیب گویی بسیار زیادی را دارند !
* بیشترِ خوابها یا رویاهای آنها عیناً به وقوع می پیوندند !
* گاهی در خیابانها ، با تمرکز بر روی برخی از اتومبیلها ، آنها را از حرکت باز می دارند ، ولی هنوز به آن قدرت نرسیده اند که قطارها یا هواپیماها را متوقف سازند !

این افراد معمولاً انسانهایی مؤدب هستند که بنظر می آید به سخنانی هم که می گویند باور دارند و در خلوت دو نفری در اتاق مطب ، احساس نمی شود که آنان با آگاهی ، دروغ بگویند و یا از این کار می خواهند به نفعی برسند . دراین شرایط که من با حوصله و احترام به حرفهای آنها گوش می دهم و در پایان با اشتیاق از آنها می خواهم که نمونه ای از این قدرتهای روحی خود را مثلاً با شکستن یکی از لامپ های کوچک و یا به حرکت آوردن کاغذی یا خودکاری که بر روی میز است نشان بدهند ، آنها با توسل به انواع و اقسام بهانه ها از انجام این کـارها خـودداری می کنند و اظهار می دارند که در شرایط مساعد دیگری ، حتماً این کارها را انجام می دهند . من در نزدیک به 40 سال خدمت در مطبی که در میان یکی از شلوغ ترین مناطق تهران است ، هنوز با نمونه ای از شواهد این « قدرتهای روحی » مواجهه نشده ام ، هر چند به میزان فراوانی این حرفها را شنیده ام .
نگارش : دکتر رضا جمالیان
دکتر شکرالله عبدالله زاده

* پزشکی که تحصیلات تخصصی روانپزشکی خود را در همان بیمارستانی در آمریکا انجام داد که میلتون اریکسون مدتی ریاست آنرا بعهده داشته است .
* دکتر عبدالله زاده بارها در کارگاههای آموزشی انجمن هیپنوتیزم بالینی آمریکا با اسطوره های هیپنوتیزم جهان از جمله با اشپیگل ها ، کیاسون ، ویلیامز کروگر و ... ملاقات و صحبت کرده است .
* * *
در روز فرخندۀ نیمۀ شعبان با آقای دکتر شکرالله عبدالله زاده برای عرض تبریک این عید بزرگ و کسب فیض به دیدار آقای دکتر هادی منافی بنیانگزار هیپنوتیزم پزشکی و انجمن هیپنوتیزم بالینی پزشکی و بالینی ایران رفتیم و در یک محیط دوستی و مودّت حدود دو ساعت با هم دربارۀ مطالب مرتبط با ذوق و علاقه ی مشترکمان هیپنوتیزم به صحبت پرداختیم .
از آنجا که پس از سفر طولانی آقای دکتر شکرالله عبدالله زاده به آمریکا مدتها از هم بی خبر بودیم ، پس از بیرون آمدن از بیمارستان مهر ، درست روبروی درب ورودی شمالی بیمارستان مهر یک تریای مجلل یا محفل انس بود که عطر توتونهای قلیانش قسمت عظیمی از خیابان زرتشت را پر کرده بود .
