رویاهای شفاف تمام انواع و اقسام خوابهایی هستند که در آنها فردِ خواب بیننده آگاه است که دارد خواب میبیند. برای اولین بار یک نویسنده و روانپزشک آلمانی به نام فردریک (ویلم) وان ایدن[1] (1932- 1860) این اصطلاح را ابداع کرد و به کار برد. در یک رویای شفاف فردی که رؤیا میبیند، میتواند تا حدودی بر آن تجربه تصوری که در آن شرکت دارد تأثیر بگذارد و یا میتواند در محیط رویایی که ناظر و شاهد آن است، برخی از تغییرات و دستکاریها را صورت دهد. رویای شفاف ممکن است خیلی واقعی و روشن احساس شود. در افرادی که در حال دیدن رویاهای شفاف هستند، اگر از مغز آنها الکتروآنسفالوگرافی تهیه شود،میزان بیشتری از باند فرکانسهای 1- beta به مقدار (13-19Hz) مشاهده میشوند، بنابراین در لوب پاریتال یا قسمت آهیانه مغزی فعالیت الکتریکی بیشتری در جریان است که به رویای شفاف یک حالت آگاهانه میدهد.
رویای شفاف به صورت علمی مورد بررسی قرار گرفته و وجود آن به خوبی ثابت شده است.

تاریخچه علمی خوابهای شفاف
اولین کتابی که به صورت
سر یک مجسمه شیوا در کامبوج که طرح چشم سوم بر آن دیده میشود.

چشم سوم که به آن چشم زشت هم گفته شده است، مفهومی اسرارآمیز و رازوارانه دارد که به یک چشم مجازی و نـــمادی گفته میشود که امکان رویت و دیدار را در ورای مشاهده و شهود عادی فراهم میسازد. در برخی از سنتها و مناسک آئینی و روحانی- از جمله هندوئیسم- اصطلاح یا فراز چشم سوم اشاره به آجنا یا چاکرای ابرو[1][1] دارد. در تئوسوفی[2][2] یا حکمت آئینی، مکان استعارهای چشم سوم در محل غده صنوبری[3][3]، قرار دارد. چشم سوم دروازهایست که به حوزه و سرزمینی درونی منتهی میشود که در آن امکان دسترسی به آگاهی برتر و بالاتر امکانپذیر میگردد. در روحگرائی و عصر جدید در معنویت، چشم سوم غالباً به عنوان سمبولسازی یا انگارهگرائی حالت اشراق و روشن شدن اطلاق میشود و یا آن را مجموعهای از تصاویر ذهنی میشمارند که عمیقاً چشمههای مضامین روحی و نکات روانشناسانه در آن مکتوب و مستور است. چشم سوم غالباً همگام با رؤیتهای آئینی، مشاهده ناب یا کلرویانس و قدرت یا قابلیت دیدن و شهود چاکراها، هالههای نور یا اورا[4][4]ها، پیشگوئی و غیبگوئی و بالاخره قدرتِ تجربه خروج از بدن مورد اشاره و استناد قرار میگیرد. افرادی که ادعا میکنند که ظرفیت و قدرت استفاده و کاربرد چشم سوم را دارند، به آنان بیننده یا بصیر[5][5] هم گفته میشود.
مشخصات چشم سوم
در برخی از سنتها و آئینهای باستانی مانند هندوئیسم[6][6]، تصور میشود که چشم سوم در حدود قسمت میانی پیشانی- اندکی بالاتر از محل اتصال دو ابرو- قرار دارد. در برخی از عرفها و رسوم دیگر، محل آن را در مجاورت غده صنوبری مغز

برای عده زیادی از افراد جامعه این احساس یا تجربه حاصــل شده که پس از اینکه برای اولین بار یک مکان یا یک فردی را مشاهده میکنند، برای آنها این تصور مطرح میشود که قبلاً حتماً این فرد یا این مکان را دیده اند!
این حالت هرچند در افراد سالم در شرایط اضطراببرانگیز هم ممکن است مشاهده شود، ولی در حالات نوروتیک یا بیمارگونه مانند هیستری، ممکن است با «اورا» یا رویت توهمیِ پیش از حملات صرع بزرگ هم پدید آید.
برخی از روانکاوان این پدیده را یک مکانیسم دفاعی میانگارند، زیرا ناظران به جای احساس یک حالت غریب با مشاهدهء یک مکان ناشناخته و یا فرد ناآشنا که میتواند اضطراببرانگیز بوده باشد، خودشان را راضی میکنند که ترس برای چیست؟ من قبلاً این مکان یا این فرد را دیدهام.
در جوار این حالت، وضعیتهای مشابهی در ارتباط با حواس دیگر ممکن است در برخی از افراد مشاهده شوند.
مثلاً:
JAMAIS VU
این احساس که منظره یا فرد آشنائی را «هرگز ندیده است».
PRESQUE VU
ایننوکزبان مناست «ولیموقتاً فراموش شده».
DEJA ENTEDU
این را قبلاً شنیدهام «در حالیکهواقعاً این گونه نیست».
REJA VU
این احساس که
