Сайт joomix.org
مقالات
images/corona_consult.png

نکاتی در ارتباط با تاریخ هیپنوتیزم

تصور می شود که پیدایش و گسترش هیپنوتیزم مدرن ، با دوران مسمر آغاز شده باشد ، ولی شواهد متعددی وجود دارند که نشان می دهند که استفاده از هیپنوتیزم برای اهداف درمانی به اندازۀ تاریخ علم پزشکی سابقه دارد.1 به نظر می آید که بسیاری از پدیده های هیپنوتیزمی برای انسانهای قدیمی شناخته شده بوده است. از حدود 4000 سال پیش ، هیپنوتیزم به صورتی واضح [ اما با اسامی دیگر] در چین مورد استفاده قرار می گرفت2. در متون بسیار قدیمی عبری نوشته شده که در آن دوران از حالتی شبیه به خواب یا خلسه برای پاسخگوئی و کسب خبر از عالم غیب استفاده می کرده اند. دروئیدها ، افراد مشکوک و مظنون را در شرایط «خواب» قرار می دارند تا بتوانند در این شرایط با برقرار کردن ، ارتباط کلامی با آنان به اسرار و ناگفته های آنها دست یابند3 .

در حدود 4 قرن پیش از میلاد ، برخی از فرقه های پوشیده و پر رمز و راز در یونان که مدعی داشتن کانالهای ارتباطی با عالم غیب بودند، در معابد خویش کاهنه یا بانوی کاهنی را در اختیار داشتند که این خانم به سرعت خلسه های عمیق فرو می رفت و در آن شرایط به غیبگوئی و آینده نگری می پرداخت4. از این کاهن های خفته و همراه با تلقینات لفظی یا تشریفات پر ابهت دیگر، برای اهداف درمانی هم استفاده می کردند. از طریق رقصهای دراویش چرخنده، مصریان قدیمی یک حالتی از خلسه و نشئه را به وجود می آوردند، که در جریان آن بی حسی هیپنوتیزمی هم حاصل می شد5.

نوعی از هیپنوتیزم گروهی یا در حقیقت نوعی جنون و شیفتگی اجتماعی در سالهای پایانی قرون وسطی به نام رقص حاصل از گزش رطیل در اروپا پیدا شد و بسط پیدا کرد. هزاران نفر در شرایط رقص و پایکوبی جنون آسا آنقدر هیجان زدگی و انواع حرکات بدنی از جمله چرخش را نشان می دادند و در شرایط بی خیالی و شیدائی آنقدر فعالیت می کردند تا از فرط فرسایش و تغییر حالت به زمین می افتادند و به عبارتی بیهوش می شدند.1

هندوها ، از گذشته های دور1 به شکلی از هیپنوتیزم غیر فعال و بی تحرک به نام مدی تیشن می پرداخته اند که در شرایط کنونی هم به عنوان قسمتی از اعمال یا تشریفات یوگا2 به استمرار فرهنگی و سنتی خود ادامه می دهد.

در کنار فرم سنتی و عارفانه مدی تیشن در یوگا ، در شرایط کنونی مدی تیشن در عنوان یک روش آرامش بخش و در کنار آن دعاوی فراوان درمانی و معنوی در کشورهای مختلف جهان طرفداران زیادی دارد که در نهایت یک تحقیقات 30 سالۀ دانشگاه هاروارد را به دنبال داشته است.

بسیاری از قبیله های سرخپوستی در آمریکا از ایجاد خلسه هم به عنوان وسیله ای برای پیشگوئی1 و آینده نگری2 و هم برای اهداف درمانی در متن عرفان سرخپوستی استفاده می کردند.

نتیجه گیری پایان ما این است که از هزاران سال پیش ـ هم در قبایل بدوی و هم در تمدنهائی که در این مدت شکل گرفتند ـ هیپنوتیزم به عنوان یک روش درمانی مورد استفاده قرار می گرفته و تنها یکی دو قرن است که به شکل

نابینائی که توسط مسمر بینا شد و برخی از عقاید متضاد


خانم ماریا ترزا پارادیس [1] یک خواننده و نوازندۀ جوان پیانو بود که از 3 سالگی نابینا شده بود. بزرگترین و نام آورترین پزشکان آن عصر نتوانسته بودند بینائی او را برگردانند. از آنجا که مطب یا درمانگاه دکتر مسمر در شفابخشی یا درمان بیماریهای سخت حسن شهرتی پیدا کرده بود ، این هنرمند نابینا را هم به نزد مسمر آوردند. با رضایت والدین ، خانم ماریا ترزا مدتی در درمانگاه مسمر بستری شد. هرچند تعدادی از نام آورترین پزشکان آن زمان ناراحتی او را انهدام عصب بینائی دانسته بودند ، ولی شواهد متعددی وجود داشت که مسمر هوشمندانه این امکان و احتمال را مطرح می کرد که شاید این نابینائی بر اثر هیستری بوده باشد.

ماریا به عنوان نوازنده در دربار بانوی امپراطور « امپراتوریس ماریا ترزا » پیانو می نواخت و نزد او بسیار عزیز بود. روی علاقه ای که وی به این دختر نابینا ولی بسیار هنرمند داشت ، وسایل تعلیم و تربیت او را فراهم می آورد و خانه مجللی را هم در اختیار پدر و مادر او گذاشته بود. در مراحل اولیۀ درمان ، قدرت بینائی این دختر خانم تا اندازۀ زیادی افزایش یافت ، طوریکه او می توانست تا حدودی افراد و اطراف را ببیند.

این واقعه که مانند سایر اخبار مرتبط با دربار و مسمر به سرعت و با اهمیت در بین طبقات اشراف و اعیان پخش می شدند ، به یک بدنۀ طبقات اعیان و اشراف هم که پزشکان ردۀ بالا هم اجزائی از آنها بودند ، رسوخ و نفوذ کرد. مخصوصاً پروفسورهای چشم پزشکی و اعصاب دچار بهت و حیرت فراوانی شدند. آنها لابد پیش خود و یا در جلسات خصوصی محافلی پزشکی در وین می گفتند که اگر مسمر واقعاً دارای این نیروها باشد ، آنها به زودی تمام بیماران بلکه مراجعین خویش در دربار و طبقات اعیان و اشراف را هم از دست خواهند داد !

بــرخی از پزشکان با نفوذ با والدین ماری ترزا تماس گرفتند و به صورتهای مختلف سعی کردند تا آنـها را قانع کنند که « درمان دخترشان واقعی نیست.» آنها چنین بر این نکتۀ مهم تأکید می کردند که ملکه به این خاطر که دختر آنها نابیناست ، خانه ای را در اختیار آنها گذاشته و اگر ملکه بشنود و مطمئن شود که دخترشان دیگر نابینا نیست ، خانه را از آنها باز پس خواهد گرفت. در نتیجه در شرایطی که این دختر خانم اطراف و اطرافیان را می دید ، پدر و مادرش او را از درمانگاهی که زیر نظر مسمر در آن نگهداری می شد ، خارج کردند و در نتیجه او به خانۀ خودش برگشت و « نابینائی » وی هم دوباره برقرار گردید .

بیمارانی که نمی خواهند درمان شوند !

در اینجا ما درسی و تجربه ای را از تاریخ گرفتیم که به صورتی مکرر و گسترده امروز هم تکرار می شود . کسانی که به صورت راست یا دروغ شواهد ابتلا به یک بیماری یا ناتوانی را نشان می دهند که از داشتن این بیماری منافع و امتیازاتی را کسب می کنند ، هر اندازه که برای درمان آن کوشش شود ، آنها در سطوح آگاهانه یا ناخودآگاهانه بیماری یا مشکل خود را حفظ می کنند تا از امتیازاتی مانند محدودیت در ساعات کار و یا اشتغال به کارهای راحت به علت درجاتی از معلولیت ، دریافت مبالغی زیاد به عنوان غرامت ، حق استفاده از پانسیونها و ... بهره ببرند.

در ایــن میان ، ساکنان بیمارستانها و آسایشگاهها بسیار مجلل و بــا امتیازهای زیــاد ، جایزه کهنه سربازان نوروتیکی [در آمریکا] است که این « جایزه ها» را به این خاطر کسب می کنند که می توانند با مهارت علائم و نشانه هائی را حفظ یا ارائه دهند ، چه اصل بیماری روانی یا جسمی اولیۀ آنها مدتها پیش به خوبی درمان شده است. با تأسف و

تاریخ هیپنوتیزم به روایت واتکینس

آنچه که در صفحات بعد مشاهده می فرمائید ، عیناً ترجمه بخش نخست از کتاب تکنیکهای هیپنوتیزم درمانی است که با ترجمۀ دقیق در اختیار شما گذاشته می شود .

دکتر سیدرضا جمالیان

MD , MPH , DTM& H

تصور کنید که شما راه شفا بخش بسیار بزرگی را کشف کرده اید. به عنوان یک پزشک که سالیان دراز از عمر خویش را صرف و وقف مطالعه در زمینۀ بیماریهای انسانی کرده اید ، به صورت شانس در مسیری قرار گرفته اید که بر اساس آن توانسته اید به روش معجزه آسائی دست یابید و این قدرت و قابلیت را پیدا کنید که بتوانید آن چنان بیماریهای وخیمی را درمان کنید که بهترین درمانگران عصر و زمانه شما از درمان آنها عاجز بوده اند. شما افراد معلول زیادی را دیده اید که با استفاده از روش ابداعی شما شفا پیدا کرده و چوبهای زیر بغل خود را رها کرده اند. هزاران دردمند بهبودی یافته و تعدادی از انسانهائی که سالیان دراز کور و نابینا بوده اند ، دوباره قدرت دیدن خود را بازیافته اند . عده زیادی از افراد جامعه ، با خلوص نیت گواهی داده اند که در اصالت و شفابخشی روش شما ، کمترین تردید یا شبهه ای وجود ندارد.

به علاوه ، برای تفسیر و توجیه این قدرت یا روش درمانی جدید ، شما به طراحی نظریه ای پرداخته اید که به صورتی علمی مربوط به نحوۀ عملکرد قوانین طبیعی هم می شود. در این شرایط ، اتاق انتظار مطب شما از بیماران زیادی پر شده که از دور و نزدیک آمده اند و شهرت شما به عنوان یک پزشک شفابخش ، در تمام نقاط کشور پخش و تثبیت گردیده است.

تنها یک لکۀ تاریکی این افق درخشان را کمی تیره می کند ، حسادت همکارانی که نسبت به موفقیتها و هنر شما احساس حسادت و کینه توزی می نمایند! آنان حتی حاضر نمی شوند که به حرفهای شما گوش بدهند ، روش کار شما را یاد بگیرند ، برای تحقیق هم شده ، آنرا بر روی تعدادی از بیماران خود به کار ببرند. در این شرایط ، شما چه احساسی پیدا می کنید؟ اصلاً در این شرایط چه کاری می توانید انجام دهید؟ شاید در این زمان با توجه به شوق و شور عالمانه و بشر دوستانه ای که دارید ، علاقه داشته باشید که سایر همکارانت را هم در این موفقیت شریک و سهیم کنید. بیشتر از اینها ، شاید اشتیاق داشته باشید که تمام درمانگران جهان را دعوت کنید که از کارهای شما بازدید کنند و به هر محقق شایسته ای خیرمقدم بگوئید.

از تمام نهادهای علمی و درمانی دعوت کرده اید که برجسته ترین اعضای خویش را برای یک بررسی و پژوهش نزدیک و دست اول به نزد شما بفرستند ، تا هم به دقت به نحوۀ کارهای شما رسیدگی و بررسی کنند و هم آمارهای موفقیتهای درخشان شما را ببینند. شاید با این روش ، اگر شک و تردیدی دارند ـ و این حق شک و تردید در تمام افراد طبیعی و با ارزش است ـ با مذاکره و تبادل عقاید و آرا این ابهامات برطرف شوند. شما انــتظار داشته باشید که آنــان بــا صداقت ، بی نظری و بی طرفی و روحیه علمی و پژوهشی به کارهای شما نگاه کنند و نتیجه بررسی های بی طرفانۀ خود را به اطلاع سایر همکاران برسانند و آنان را از این کشف بزرگ آگاه کنند.

حالا تصور کنید که در نهایت ، حکومت چنین کمیسیونی را برای بــررسی و اظهار نظر انتخاب کرده که اعــضای آن چند نــفر از برجسته ترین چهره های علمی زمان هستند و اعضای این گروه از مطب یا درمانگاه شما بازدید کرده و به تمام مدارک و شواهد از نزدیک و بر اساس آخرین اطلاعات و علم زمان رسیدگی کرده اند.

آنها حتی با عده ای از بیماران شما مصاحبه کرده و


با تشکر و سپاس از همراهی شما با وبسایت هیپنوتیزم ایران
همیشه با مطالب جدید در انتظار شما هستیم
من دکتر جمالیان هستم
و بازدید از کارنامه کاری اینجانب که حاصل سالها تحقیق و فعالیت اینجانب در زمینه هیپنوتیزم و روان درمانی می باشد باعث خرسندی است.

برای مشاهده می توانید از منوی وبسایت قسمت معرفی استفاده نمایید.

Jasmine Rose Profile

دکتر رضا جمالیان

با سلام در وبسایت هیپنوتیزم ایران تلاش بر بهبود و ارائه دستاورد های و تجربیات اینجانب در زمینه هیپنوتیزم درمانی و علوم مرتبط شده است.
امیدوارم همیشه همراه ما باشید.
 
создание веб сайтов в Коростене